<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات مدیریت گردشگری عصر هوشمند</title>
    <link>https://tmsse.vru.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات مدیریت گردشگری عصر هوشمند</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 23 Sep 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش مدیریت شهری در توسعه گردشگری هوشمند: مطالعه‌ای در کلان‌شهر تهران</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_732236.html</link>
      <description>با گسترش فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، مفهوم &amp;amp;laquo;گردشگری هوشمند&amp;amp;raquo; به ‌عنوان یکی از رویکردهای نوین توسعه شهری و ابزاری برای ارتقای کیفیت تجربه گردشگران مطرح شده است. در این میان، مدیریت شهری و به ‌ویژه شهرداری‌ها نقش محوری در سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اجرای خدمات هوشمند ایفا می‌کنند. پژوهش حاضر، با هدف واکاوی نقش مدیریت شهری در توسعه گردشگری هوشمند، در کلان ‌شهر تهران انجام شد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از مدیران شهرداری، کارشناسان گردشگری و متخصصان فناوری اطلاعات شهری بود که از طریق نمونه‌گیری هدفمند و روش گلوله ‌برفی انتخاب شدند. داده‌های گردآوری ‌شده با استفاده از تحلیل مضمون بررسی و مقوله‌بندی شدند. یافته‌ها نشان داد که نقش مدیریت شهری در توسعه گردشگری هوشمند در چهار محور اصلی قابل تبیین است: سیاست‌گذاری و راهبری کلان، ایجاد زیرساخت‌های فناورانه و داده‌محور، ارائه خدمات هوشمند گردشگری و مدیریت چالش‌ها و فرصت‌ها. نتایج حاکی از آن است که شهرداری تهران با وجود ظرفیت‌هایی همچون نیروی انسانی متخصص، بازار گردشگری گسترده و حضور استارتاپ‌های فناورانه، همچنان با موانعی مانند محدودیت منابع مالی، ضعف هماهنگی بین‌بخشی، جزیره‌ای بودن سامانه‌ها و مقاومت سازمانی در برابر نوآوری مواجه است. بر اساس تحلیل داده‌ها، تقویت زیرساخت‌های ارتباطی، توسعه اپلیکیشن‌های خدمات گردشگری با رویکرد کاربرمحور، یکپارچه‌سازی داده‌های شهری و ارتقای همکاری با بخش خصوصی، از مهم‌ترین اقداماتی است که می‌تواند مسیر توسعه پایدار گردشگری هوشمند در تهران را هموار کند. در نهایت، این پژوهش با ارائه الگویی مفهومی از نقش مدیریت شهری در توسعه گردشگری هوشمند، نوآوری خود را در تمرکز بر بافت بومی تهران و استفاده از داده‌های کیفی برجسته می‌سازد و پیشنهادهای سیاستی و مدیریتی مشخصی برای بهبود حکم‌روایی شهری در حوزه گردشگری ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی تجربه‌کاربری و رابط کاربری در برنامه‌های کاربردی هوشمند گردشگری: مورد مطالعه اصفهان و پاریس</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_733843.html</link>
      <description>برنامه‌های گوشی هوشمند از ابزارهای فناوری مدرن محسوب می‌شوند. توسعه زبان طراحی در این برنامه‌ها، عملکرد ارتباطات تعاملی گردشگران را بهبود می‌بخشد. برنامه‌های کاربردی گردشگری، قابلیت‌هایی نظیر نمایش اینفوگرافی از کارکرد نقشه محیط و عناصر شاخص هویتی درون موقعیت، معرفی مسیرها و اطلاع‌رسانی از سیستم حمل‌ونقل، جاذبه‌های گردشگری و مکان‌ها را دارا هستند. از منظر دانش تخصصی، طراحی‌&amp;amp;lrm;های برنامه گوشی همواره از یک نظام ساختارمند تحت عنوان زبان‌طراحی پیروی می‌کند. حقیقت غیرقابل انکار این است که در فرآیند طراحی معاصر، ویژگی‌های عملکردی رابط‌کاربری و تجربه ‌کاربری به ‌درستی تبیین نشده است و بدون بهره‌گیری از سبک ‌طراحی‌ مدرن صورت می‌پذیرد. مسئله اصلی پژوهش، ایجاد شناخت فرایند طراحی اپلیکیشن مبتنی بر سبک طراحی و طراحی ساختارمند می‌باشد و این موضوع مطرح می‌شود که طراحی رابط‌کاربری بر اساس تجربه ‌کاربری چگونه مسئله‌های طراحی را حل نموده و میان کاربر و اپلیکیشن تعامل مثبت ایجاد می‌کند؟ این پژوهش سعی دارد با توصیف عملکرد زبان ‌طراحی در برندهای فناوری اطلاعات نظیر گوگل، اپل و مایکروسافت به تحلیل رابط‌کاربری و تجربه‌ کاربری دو اپلیکیشن گردشگری بپردازد. نتایج کاربردی نشان می‌دهد که فرایند یک طراحی هدفمند و درست در اپلیکیشن می‌تواند در شکل‌گیری هویت و موفقیت اپلیکیشن تاثیر داشته باشد و ارتباط تعاملی خوبی با کاربر برقرار کند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی ظرفیت‌های هوش مصنوعی در پاسخگویی به نیاز&amp;shy;های گردشگران نابینا (مورد مطالعه: ایران)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_733844.html</link>
      <description>نفوذ گفتمان ناظر بر گردشگری به مثابۀ حق مسلم شهروندی سبب شده است سفر گروه&amp;amp;shy;های متفاوت جمعیتی که پیش از آن از کسب تجربۀ مطلوب سفر محروم بودند، در ادبیات گردشگری و سیاستگذاری گردشگری مورد توجه قرار گیرد. افراد با نیاز&amp;amp;shy;های خاص از قبیل افراد دارای معلولیت&amp;amp;shy;های جسمانی از جمله گروه&amp;amp;shy;های جمعیتی هستند که به&amp;amp;shy;منظور کسب تجربۀ مطلوب از گردشگری با موانع و چالش&amp;amp;shy;های مهم و البته غیرذاتی مواجه می‌باشند. بهره&amp;amp;shy;گیری از ابزار هوش مصنوعی در رفع/کاهش چالش&amp;amp;shy;های پیش&amp;amp;shy;روی این گروه می&amp;amp;shy;تواند به مثابۀ راهبردی در راستای تحقق هدف دسترس&amp;amp;shy;پذیری سفر و گردشگری به‌شمار رود. از این رو در پژوهش حاضر به بازشناسی ظرفیت‌های فناورانۀ هوش مصنوعی در پاسخگویی به نیاز&amp;amp;shy;های گردشگران نابینا پرداخته شده است. بدین منظور از روش کیفی، رویکرد تحلیل تماتیک و ابزار مصاحبۀ نیمه&amp;amp;shy;ساختار یافته استفاده شده است. مشارکت&amp;amp;shy;کنندگان شامل 23 تن از گردشگران نابینا و 10 تن از متخصصین حوزۀ گردشگری و هوش مصنوعی هستند. به‌منظور تضمین کیفیت پژوهش از راهبرد&amp;amp;shy;هایی از قبیل حضور داوران خارجی، تثلیث و ارائۀ نتایج پژوهش به مشارکت&amp;amp;shy;کنندگان بهره برده شده است. نتایج حاکی از آن اند که نیاز&amp;amp;shy;های گردشگران نابینا در سفر و گردشگری، ذیل مقولاتی از قبیل نیاز به حفظ شأن و کرامت انسانی، نیاز به حفظ استقلال، نیاز به درک جامع محیط، محافظت در برابر مخاطرات بالقوۀ محیطی و...قابل ساماندهی‌اند. نتایج حاکی از آن است که به&amp;amp;shy;کارگیری هوش مصنوعی و محصولات آن در عرصۀ گردشگری می‌تواند مرتفع&amp;amp;shy;کنندۀ نیاز گردشگران نابینا در سفر&amp;amp;shy;های داخلی باشد. ارزیابی شاخص&amp;amp;shy;های عملکردی هوش مصنوعی و میزان بهره &amp;amp;shy;وری از آن در ایران نشان از ضرورت بازنگری در سیاست&amp;amp;shy;های&amp;amp;nbsp; مربوط به هوش مصنوعی را دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل موثر بر توسعه گردشگری کشاورزی از نگاه جامعه محلی (منطقه مورد مطالعه: روستاهای منتخب استان کردستان)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_733845.html</link>
      <description>وجود مشکلات اقتصادی و اشتغال در روستاها، سبب شده است که اشکال نوینی از گردشگری مثل گردشگری کشاورزی در جهان مورد توجه واقع گردد. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی عوامل موثر بر توسعه گردشگری کشاورزی مبتنی بر جامعه محلی در روستاهای مورد مطالعه، با توجه به الگوی مناسب توسعه گردشگری کشاورزی مبتنی بر اجتماع محلی با رویکرد حفاظت از محیط‌‌زیست می‌باشد. داده‌ها و اطلاعات مورد نظر، از پنج روستای هدف (شیان، دورود، نشور سفلی، دولاب، گزنه) انتخاب شدند. جامعه آماری، شامل جامعه‌ محلی (سرپرستان کشاورز مالک زمین) که در مرحله اول با استفاده از فرمول کوکران، جامعه نمونه کل روستاها به تعداد 242 نفر محاسبه شده و در مرحله بعد با توجه به نسبت جمعیت، سهم هر روستا مشخص شد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایشی بوده و اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از پرسشنامه، به وسیله نرم افزار SPSS و PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش، بیانگر آن است که الگویی مرتبط با گردشگری کشاورزی در منطقه وجود ندارد و تنها الگوی گردشگری روزانه و گردشگری‌ خانه‌های بوم‌گردی وجود دارد. علاوه بر این، یافته‌های جامعه محلی نیز نشان می‌دهد که مؤلفه آگاهی (090/2) و مشارکت (159/2) بیشترین تأثیر را بر گردشگری کشاورزی دارند و در طرف دیگر، مدل مؤلفه‌های اجتماعی (1/17) محیطی- زیرساختی (13/22) و سیاسی و نهادی (67/22) بیشترین تأثیر را گردشگری مبتنی بر اجتماع محلی دارد. در نهایت، برای درک وضعیت روستاهای مورد مطالعه، نتایج نشان داد که روستای شیان، مناسب‌ترین وضعیت را بین روستاهای منتخب مورد مطالعه بر اساس شاخص‌های گردشگری مبتنی بر اجتماع محلی دارد و روستاهای دورود و نشور سفلی، به ترتیب دارای مناسب‌ترین وضعیت از لحاظ داشتن امتیاز بالاتر برای ایجاد و توسعه گردشگری کشاورزی مبتنی بر اجتماع محلی بر اساس شاخص‌ها و گویه‌های انتخاب شده را دارا می‌باشند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بازاریابی گردشگری در عصر هوشمند: همگرایی فناوری‌های هوشمند، رفتار گردشگران و گردشگری پایدار</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_733846.html</link>
      <description>بازاریابی گردشگری به‌عنوان یکی از ارکان اصلی صنعت گردشگری، نقش حیاتی در جذب گردشگران، توسعه مقاصد و رشد اقتصادی ایفا می‌کند. در دنیای امروز، گردشگری نه‌تنها به‌عنوان یک صنعت پویا و درآمدزا شناخته می‌شود، بلکه به‌عنوان ابزاری برای تبادل فرهنگی، توسعه پایدار و تقویت روابط بین‌المللی نیز عمل می‌کند. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل بازاریابی گردشگری انجام شده است. روش پژوهش کیفی است. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۳ نفر از مدیران، اعضای هیئت‌علمی متخصص در حوزه گردشگری و مدیریت هوشمند، مدیران ارشد برنامه‌ریزی گردشگری در شهرداری و سازمان میراث فرهنگی و کارشناسان ارشد فناوری در گردشگری در شهر تهران هستند که به‌روش نمونه‌گیریِ غیراحتمالیِ هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از ابزار مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با تکنیک ‌W1H5 استفاده شد. برای حصول اطمینان از رواییِ پژوهش از تطابق همگونی و برای پایایی از پایاییِ بازآزمون استفاده شده است. از روش تحلیلِ تم برای تحلیل داده‌ها استفاده شده است. در نهایت، ۶ تم اصلی و ۲۱ تم فرعی شامل: فناوری هوشمند (واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، قابلیت‌های هوش مصنوعی، قابلیت‌های بلاک‌چین و اینترنتِ اشیا)، رفتار گردشگران (ترجیحات فردی، تجربه، اعتماد، رفتار خرید)، چالش‌های بازاریابی گردشگری (چالش‌های رفتاری گردشگران، زیرساخت‌ها، بحران‌های جهانی)، استراتژی‌های بازاریابی گردشگری (ارتباطات بازاریابی، بازاریابی محتوایی، قیمت‌گذاری پویا)، گردشگری پایدار (محیطی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی)، و حکمرانی هوشمند (مقررات هوشمند، مدیریت هوشمند مقاصد گردشگری، حکمرانی مشارکتی) شناسایی شد. مدل پیشنهادی با ترکیب مؤلفه‌ها، راهکاری مناسب برای توسعهپایدار صنعت گردشگری در عصر دیجیتال ارائه می‌دهد که می‌تواند به افزایش رقابت‌پذیریِ مقاصد و ارتقای تجربه گردشگران منجر شود</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش سرمایه فکری و نوآوری در رشد شرکت های گردشگری شهر مشهد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_733852.html</link>
      <description>با توجه به اهمیت موضوع رشد شرکت&amp;amp;shy;های گردشگری، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر سرمایه فکری و نوآوری در رشد شرکت&amp;amp;shy;های گردشگری شهر مشهد انجام شد. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق حاضر مشتمل بر کارشناسان شرکت‌های گردشگری شهر مشهد به تعداد 700 نفر در نظر گرفته شد که با به‌کارگیری فرمول کوکران حجم نمونه معادل 248 نفر محاسبه ‌شد. نمونه‌گیری به‌صورت خوشه‌ای در دسترس انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها در این پژوهش از پرسشنامه‌های استاندارد استفاده ‌شد که روایی و پایایی این پرسشنامه&amp;amp;shy;ها از طریق ارزیابی روایی صوری و روایی سازه (روایی همگرا و واگرا) و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تایید شدند. تحلیل داده‌ها با روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار Smart-PLS صورت گرفت. یافته&amp;amp;shy;ها نشان داد که سرمایه رابطه&amp;amp;shy;ای بر نوآوری فرآیند و نوآوری بازاریابی شرکت&amp;amp;shy;های گردشگری تاثیرگذار است. طبق نتایج این پژوهش می&amp;amp;shy;توان این گونه بیان نمود که شرکت‌های گردشگری برای افزایش رشد شرکت باید توجه ویژه&amp;amp;shy;ای&amp;amp;shy; به سرمایه&amp;amp;shy;های رابطه&amp;amp;shy;ای و سازمانی نمایند و با توجه به اینکه نقش میانجی متغیرهای نوآوری سازمانی و نوآوری بازاریابی در این ارتباط تایید شد؛ لذا به مدیران این شرکت&amp;amp;shy;ها پیشنهاد می&amp;amp;shy;گردد که هدایت این سرمایه&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;ها به سمت ایجاد نوآوری سازمانی و بازاریابی می&amp;amp;shy;تواند زمینه ساز رشد شرکت در قالب سودآوری و سهم بازار باشد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تمایز میان هویت و تصویر برند مقصدهای گردشگری: (فراترکیب مقاله‌های نمایه‌شده در اسکوپوس)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_733853.html</link>
      <description>برند مقصدهای گردشگری تاثیر بسیار زیادی در توسعه آنها دارد. طراحان اصلی برندهای گردشگری به هویت برند مقصدهای گردشگری توجه می‌کنند. اما هویت‌ برند تا چه اندازه با تصویر درک‌شده مقصد توسط گردشگران&amp;amp;nbsp; انطباق دارد. این پژوهش به دنبال یافتن تمایز بین دو مفهوم هویت برند و تصویر برند مقصدهای گردشگری است. پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب تعداد 3528 مقاله در بازه زمانی بین سال‌های 2000 تا 2025 از پایگاه داده scopus را مورد بررسی و غربالگری قرارداد. در نهایت 42 مقاله برای شناسایی عناصر تشکیل‌دهنده هویت برند و تصویر برند مقصدهای گردشگری مورد واکاوی قرار گرفتند. با استفاده از روش سندلوسکی و بارسو داده‌ها تجزیه ‌و‌ تحلیل شد و در نهایت 2 مضمون فراگیر، 13 مضمون سازمان‌دهنده و 100 مضمون پایه استخراج شد. بر اساس نتایج مهم‌ترین عناصر هویت برند، فرهنگ برند، شخصیت برند و فیزیک برند است. همچنین تصویر برند نیز در پنج مضمون سازماندهی شده که مهم‌ترین آنها ویژگی‌های عملکردی، ویژگی‌های عاطفی و ویژگی‌های شناختی است. در نهایت با بررسی یافته‌های پژوهش از این دو مفهوم 3 تمایز بین هویت برند و تصویر برند مقصد گردشگری شامل تمایز در دیدگاه تقاضامحور و عرضه‌محور، تمایز در ماهیت و تمایز در خالقین این برندها شناسایی شد. .</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختاری تأثیر اعتماد، سهولت و فرهنگ سازمانی بر بازاریابی الکترونیک و عملکرد صنعت گردشگری</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734414.html</link>
      <description>با گسترش فناوری‌های دیجیتال، بازاریابی الکترونیک به یکی از ابزارهای راهبردی در صنایع خدماتی ازجمله گردشگری تبدیل شده است. با وجود اهمیت بالای این ابزار در بهبود عملکرد سازمانی، میزان موفقیت آن به عوامل متعددی وابسته است که در بستر فرهنگی و سازمانی هر صنعت معنا می‌یابد. هدف این پژوهش، تحلیل تأثیر اعتماد، سهولت درک‌شده و فرهنگ سازمانی بر بازاریابی الکترونیک و به تبع آن عملکرد سازمانی صنعت گردشگری استان یزد است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-پیمایشی است. جامعه‌ی آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان یزد است که از طریق نمونه‌گیری در دسترس ۵۶ پرسشنامه معتبر از 70 پرسشنامه توزیع شده، جمع‌آوری شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار Smart PLS3 انجام شد. یافته‌ها نشان داد که سهولت درک‌شده، سودمندی درک‌شده و فرهنگ سازمانی تأثیر مثبت و معناداری بر اعتماد و نگرش کارکنان دارند. همچنین، اعتماد و نگرش کارکنان تأثیر مثبت و معناداری بر بازاریابی الکترونیک داشته‌اند. همچنین بازاریابی الکترونیک نقش میانجی بر بهبود عملکرد مالی و غیرمالی سازمان‌های گردشگری ایفا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر بازاریابی شبکه‌های اجتماعی بر رفتارهای حامی گردشگری با نقش میانجی جذابیت مقصد و نگرش نسبت به آثار مثبت گردشگری</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734415.html</link>
      <description>گردشگری، به‌مثابه محرک اقتصادی و اجتماعی، تحولی در بازاریابی دیجیتال و تعاملات انسانی ایجاد کرده است. لذا، پژوهش حاضر باهدف تأثیر بازاریابی شبکه‌های اجتماعی بر رفتارهای حامی گردشگری با نقش میانجی جذابیت مقصد و نگرش نسبت به آثار مثبت گردشگری در شهر مشهد انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ جمع‌آوری داده‌ها، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری افراد ساکن شهر مشهد می‌باشد. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه‌گیری به شیوه غیرتصادفی دردسترس و بر اساس جدول مورگان 405 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه استاندارد است که جهت تأیید پایایی پرسش‌نامه از آلفای کرونباخ و برای روایی پرسش‌نامه از روش روایی سازه و روایی صوری استفاده گردید که مقادیر به‌دست‌آمده بیانگر تأیید پایایی و روایی پرسش‌نامه است. تحلیل داده‌ها به روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار SmartPLS نسخه 3 انجام پذیرفت. نتایج نشان می‌دهد بازاریابی شبکه‌های اجتماعی بر جذابیت و نگرش نسبت به آثار مثبت گردشگری و رفتارهای حامی گردشگری در شهر مشهد تأثیر مثبت و معناداری دارد. جذابیت مقصد بر نگرش نسبت به آثار مثبت گردشگری و رفتارهای حامی گردشگری در شهر مشهد تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، نگرش نسبت به آثار مثبت گردشگری بر رفتارهای حامی گردشگری شهر مشهد تأثیر مثبت و معناداری دارد. نگرش نسبت به آثار مثبت گردشگری و جذابیت مقصد تأثیر بازاریابی شبکه‌های اجتماعی بر رفتارهای حامی گردشگری در شهر مشهد را میانجی‌گری می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور نظام‌مند مولفه‌های اثرگذار بر توسعه گردشگری خلاق: روندها و شکاف‌های پژوهشی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734953.html</link>
      <description>گردشگری خلاق به‌عنوان نسل سوم گردشگری، با تأکید بر تجربه‌محوری، نوآوری و تعامل فرهنگی، یکی از رویکردهای نوین در توسعه پایدار مقاصد به شمار می‌رود. با وجود رشد ادبیات این حوزه، یک جمع‌بندی جامع و نظام‌مند از مؤلفه‌های اثرگذار بر توسعه گردشگری خلاق در سطح بین‌المللی ارائه نشده است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل نظام‌مند مؤلفه‌های اصلی اثرگذار بر توسعه گردشگری خلاق طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ است. این مطالعه با روش مرور نظام‌مند و تحلیل اسنادی انجام شد. جست‌وجو در پایگاه‌هایGoogle Scholar، ScienceDirect، Wiley، Taylor &amp;amp;amp; Francis، Emerald، Magiran، ISC و RICeST انجام گرفت. در مرحله شناسایی حدود ۲۰۰۰ رکورد استخراج شد که پس از حذف موارد تکراری و غربالگری عنوان و چکیده، ۲۳۰ مقاله برای بررسی کامل انتخاب گردید. در نهایت، با اعمال معیارهای ورود و خروج، ۵۶ مقاله واجد شرایط وارد تحلیل نهایی شد. تحلیل کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و انتخابی) نشان داد که هشت مؤلفه کلیدی در توسعه گردشگری خلاق نقش دارند: ابتکار و نوآوری، مؤلفه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، انعطاف‌پذیری و پذیرش، رهبری و مدیریت و خطرپذیری. در میان این مؤلفه‌ها، بیشترین فراوانی مربوط به نوآوری و فرهنگ (۳۶ مقاله) و کمترین مربوط به خطرپذیری (۸ مقاله) بود. نتایج روند زمانی نیز نشان داد انتشار پژوهش‌ها از سال ۲۰۲۱ به‌طور قابل توجهی افزایش یافته است. این مطالعه با ارائه یک چارچوب جامع و استخراج شکاف‌های پژوهشی، می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری، مدیریت مقاصد و توسعه مدل‌های نوآوری‌محور در گردشگری خلاق فراهم سازد</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ساختار مفهومی و پویایی‌های گفتمانی گردشگری شهری در دوران پساپاندمی کووید-۱۹: تحلیل کتاب‌سنجی با خوشه‌بندی معنایی (۲۰۲۰-۲۰۲۵)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735007.html</link>
      <description>همه‌گیری کووید-۱۹ بنیان‌های گردشگری شهری را با چالش‌های ساختاری مواجه نموده و ضرورت بازاندیشی در الگوهای برنامه‌ریزی و مدیریت مقصد را آشکار کرده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ساختار مفهومی و روندهای نوظهور در دانش جهانی گردشگری شهری پساکووید-۱۹ طراحی شده است. این پژوهش با رویکرد کتاب‌سنجی و تحلیل شبکه هم‌رخدادی کلیدواژه‌ها، بر پایه ۱۳۶ منبع علمی از پایگاه اسکوپوس (۲۰۲۰-۲۰۲۵) و با استفاده از نرم‌افزار VOSviewer انجام پذیرفت. بر اساس یافته‌ها، دانش این حوزه حول سه گره محوری کووید-۱۹، گردشگری و پساکووید سازمان‌یافته است. یازده خوشه مفهومی مشتمل بر سلامت شهری، گردشگری پایدار-هوشمند، حکمروایی چندسطحی، تاب‌آوری فضاهای حاشیه‌ای، پویایی‌های رفتاری، فناوری‌های دیجیتال، توریستی‌فیکیشن، بازاریابی دیجیتال، تحلیل‌های فضایی، میراث فرهنگی-خدمات اکوسیستم و بحران‌های چندلایه شناسایی شده است. تحلیل تحول زمانی نشانگر گذار گفتمان پژوهشی از مدیریت بحران واکنشی (۲۰۲۰-۲۰۲۲) به بازسازی تحول‌آفرین پایدار (۲۰۲۳-۲۰۲۵) است. همچنین، پنج شکاف ساختاری متشکل از سوگیری جغرافیایی به اروپا و چین، کمرنگ‌شدن ابعاد انسانی-رفتاری، غفلت از هم‌بستگی بحران‌های اقلیمی-بهداشتی، شکاف اجرایی در شهرهای در حال توسعه و سوگیری پلتفرمی در بازاریابی دیجیتال شناسایی گردید. نتیجه آنکه پایداری نه به‌عنوان موضوعی حاشیه‌ای، بلکه به‌عنوان چارچوبی عرضی در تقاطع مدیریت گردشگری، برنامه‌ریزی شهری و سلامت عمومی بازتعریف شده است. این پژوهش با ترسیم نقشه راه دانشی، زمینه را برای توسعه چارچوب‌های بومی‌سازی‌شده گردشگری شهری تاب‌آور در شهرهای جهان در حال توسعه فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فضای متاورسی و کریپتویی در توسعه صنعت گردشگری کلانشهر اهواز</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_733854.html</link>
      <description>صنعت گردشگری یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی در بسیاری از مناطق دنیاست. استان خوزستان به عنوان یکی از استان‌های غنی ایران از نظر منابع طبیعی، تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی، می‌تواند در صورت استفاده از فناوری‌های نوین، به یک مقصد گردشگری جذاب‌تر تبدیل شود. در این راستا، دو پدیده‌ی نوین و به‌سرعت در حال رشد، یعنی فضای متاورس و کریپتوکارنسی، می‌توانند نقش بسزایی در توسعه صنعت گردشگری این استان ایفا کنند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی بررسی فضای متاورس و کریپتویی در توسعه صنعت گردشگری کلانشهر اهواز با استفاده از مدل SECA می‌باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی &amp;amp;ndash;تحلیلی است. در این پژوهش تلاش شده است نقش فناوری‌های نوظهور نظیر متاورس و رمزارزها در توسعه صنعت گردشگری کلان‌شهر اهواز بررسی شود. استفاده از مدل SEGA (از ابعاد اجتماعی، اقتصادی، حکمرانی و فناورانه) چارچوب تحلیلی مطالعه را فراهم کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که به‌کارگیری فضاهای متاورسی می‌تواند تجربه‌ی گردشگران را از طریق بازدیدهای مجازی، روایت‌های تعاملی و تبلیغات هوشمند تقویت کند. از سوی دیگر، بسترهای مالی کریپتویی با فراهم آوردن روش‌های پرداخت غیرمتمرکز، امکان جذب سرمایه‌گذاران بین‌المللی و تسهیل تراکنش‌ها را در حوزه گردشگری ایجاد می‌کنند. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، تلفیق این فناوری‌ها با سیاست‌های شهری و فرهنگی اهواز می‌تواند موجب افزایش جذابیت مقصد، خلق فرصت‌های نوآورانه شغلی و توسعه پایدار گردشگری در این کلان‌شهر شود. همچنین پیشنهاد می‌شود نهادهای محلی با رویکرد آموزش، قانون‌گذاری و زیرساخت هوشمند، بستر اجرایی این تحول دیجیتال را فراهم آورند.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی تحلیلی رابطه بازاریابی پارتیزانی با الگوی خرید گردشگران در شهرستان سراب، الگوی مصرف و کیفیت محصول</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734230.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، ارائه الگویی تحلیلی از رابطه بازاریابی پارتیزانی با الگوی خرید گردشگران، الگوی مصرف و کیفیت محصول است. جامعه آماری شامل کلیه گردشگرانی است که حداقل یکبار تجربه خرید سوغات از شهرستان سراب را داشتهاند. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، حجم نمونه 384 نفر تعیین و از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روششناسی، توصیفی&amp;amp;ndash;همبستگی است. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد بوده و تحلیل دادهها با بهرهگیری از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار AMOS Graphics انجام گرفته است. یافتهها نشان داد بازاریابی پارتیزانی تأثیر مستقیم و معناداری بر الگوی خرید گردشگران دارد(&amp;amp;beta;=0.16). همچنین، این متغیر از طریق متغیرهای میانجی کیفیت محصول (&amp;amp;beta;=0.378) و الگوی مصرف (&amp;amp;beta;=0.076) بهصورت غیرمستقیم بر الگوی خرید اثرگذار است. متغیرهای مذکور در مجموع توانستند حدود 40 درصد از تغییرات الگوی خرید گردشگران را تبیین کنند. نتایج نشان میدهد که بهکارگیری استراتژیهای بازاریابی پارتیزانی، بهویژه در کسبوکارهای کوچک و متوسط عرضهکننده سوغات، میتواند با کمترین هزینه بیشترین بازده را در بهبود کیفیت ادراکشده محصول، هدایت الگوی مصرف و افزایش تمایل به خرید گردشگران به همراه داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش گردشگری غذا در تنوع معیشتی جوامع روستایی شهرستان رشت (مطالعه موردی: دهستان بلسبنه بخش کوچصفهان)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734416.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی نقش گردشگری غذا در ارتقاء تنوع معیشتی جوامع روستایی دهستان بلسبنه استان گیلان انجام شده است. علیرغم آنکه ورود گردشگری سبب ایجاد فرصت‌های شغلی جدید گردیده، ساختار معیشتی غالب ساکنان همچنان مبتنی بر کشاورزی باقی مانده است. مطالعه حاضر ماهیتی کاربردی و توصیفی-تحلیلی دارد و جامعه آماری شامل ۵۸۱۹ خانوار روستایی بوده که از میان آن‌ها با استفاده از فرمول کوکران، نمونه‌ای ۳۹۳ نفره انتخاب شد. گردآوری داده‌ها از طریق پرسشنامه و تحلیل نتایج با آزمون‌های ناپارامتریک اسپیرمن، کای اسکوئر و کروسکال والیس در محیط SPSS صورت پذیرفت. روایی ابزار پژوهش توسط پنج نفر از اعضای هیئت علمی تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۸۸۹/۰ محاسبه شد. تحلیل یافته‌ها نشان داد که بالاترین میانگین متعلق به بعد اجتماعی-فرهنگی، به ویژه شاخص‌های ارتباطات و تعلق خاطر محلی، با مقادیر ۱۲/۳ و ۳۹/۳ است؛ در مقابل، پایین‌ترین میانگین‌ها در ابعاد اقتصادی و کالبدی-فضایی به ترتیب برابر با ۵۵/۲ و ۰۹/۲ دیده شد. بیشترین همبستگی میان بعد محیطی و کالبدی (۵۶۱/۰) و کمترین همبستگی میان ابعاد اقتصادی و کالبدی (۳۷۹/۰) ثبت گردید. شاخص "احیای غذا" بالاترین میانگین رتبه (۲۵۳/۲۶) و شاخص "بازاریابی" پایین‌ترین میانگین رتبه (۶۳/۵۶) را به خود اختصاص داد. نوآوری این پژوهش در تمرکز بر ارتباط همزمان گردشگری غذا با گسترش تنوع معیشت و ابعاد فرهنگی-اجتماعی روستاهای گیلان است، که پیش‌تر کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته بود. رویکرد تحلیلی ترکیبی این مطالعه شکاف موجود در ادبیات مربوط به گردشگری غذای مناطق شمالی ایران با تأکید بر ابعاد فراتر از صرف اقتصاد و معرفی غذاها را تا حدی پر کرده و نشان می‌دهد که گردشگری غذا، ضمن ارتقاء تعاملات فرهنگی و تقویت هویت محلی، ظرفیت توسعه مشاغل جدید را دارد، اما نیل به توسعه اقتصادی و معیشتی پایدار ملزم به سرمایه‌گذاری هدفمند در زیرساخت‌ها، آموزش و بازاریابی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی مؤلفه‌های طراحی احساس‌گرا در گردشگری سلامت کودکان: ارائه یک مدل سفر سه‌فازی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734420.html</link>
      <description>توجه به نیازهای عاطفی و روانشناختی کودکان در فرآیند درمان، به ویژه در بستر گردشگری سلامت، نقش تعیین‌کننده‌ای در اثربخشی درمان و کیفیت تجربه آنان دارد. با این وجود، این بعد حیاتی غالباً در برنامه‌ریزی‌ها نادیده گرفته می‌شود.این مطالعه با هدف طراحی یک مدل مفهومی برای اولویت‌بندی مؤلفه‌های طراحی احساس‌گرا در سفر درمانی کودکان انجام شد و با به‌کارگیری روش مرور دامنه و تحلیل ۱۶ مدل معتبر بین‌المللی در حوزه‌های طراحی احساس‌گرا و گردشگری سلامت انجام شده است.یافته‌ها منجر به طراحی مدلی سه‌فازی (پیش از سفر، حین سفر، و پس از سفر) شد که اولویت مؤلفه‌های طراحی احساس‌گرا را در هر مرحله مشخص می‌کند. در مرحله پیش از سفر، مؤلفه‌های تأملی و هدونومیک برای کاهش اضطراب اولیه اولویت دارند. در مرحله حین سفر، مؤلفه‌های غریزی و رفتاری برای ایجاد احساس امنیت و تسهیل درمان ضروری هستند. در مرحله پس از سفر، مؤلفه‌های تأملی و هدونومیک برای حفظ ارتباط عاطفی و پیگیری اثربخش مورد تأکید قرار می‌گیرند.این مدل به عنوان یک نقشه راه عملیاتی، به سیاست‌گذاران و ارائه‌دهندگان خدمات کمک می‌کند تا با تمرکز بر مؤثرترین مؤلفه‌های احساس‌گرا در هر مرحله، تجربه سفر درمانی کودکان را به گونه‌ای مثبت و درمان‌بخش سامان دهند. پیشنهاد می‌شود این مدل مبنای تدوین استانداردهای ملی و پژوهش‌های آتی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارایه الگوی مدیریت منابع انسانی در گردشگری شهری، نمونه مطالعاتی: شهرکرد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734427.html</link>
      <description>پژوهش جاری با هدف ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی در گردشگری شهری شهرکرد انجام شده است. ارایه الگوی مدیریت منابع انسانی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در دستیابی به اهداف پایدار، افزایش سودآوری، بهبود کیفیت زندگی جوامع محلی و معرفی فرهنگ بومی به گردشگران ایفا کند. با این حال، چگونگی طراحی یک الگوی مدیریت منابع انسانی برای پاسخ‌گویی به نقش‌ها و انتظارات متنوع ذی‌نفعان، تاکنون به‌طور جامع مورد بررسی قرار نگرفته است. با توجه به قابلیت های فراوان گردشگری در شهرکرد، ارایه الگوی مدیریت منابع انسانی گردشگری به عنوان رکن اساسی توسعه می تواند یاریگر برنامه ریزی و بهبود گردشگری شهری شهرکرد باشد. به لحاظ روش شناسی این تحقیق از نظر رویکرد، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و از نظر هدف، توسعه‌ای&amp;amp;ndash;کاربردی است. داده‌ها از طریق مطالعات میدانی و مصاحبه با خبرگان گردآوری و با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و تحلیل مضمون در محیط نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سازمان‌های فعال در گردشگری شهری در هفت حوزه اصلی شامل تأمین اقامتی و رفاهی، حمل‌ونقل، امنیت، آموزش، غذا و پذیرایی، تفریح و سرگرمی و خدمات عمومی فعالیت می‌کنند. همچنین، انتظارات از منظر ذی‌نفعان در دو بعد اصلی انتظارات انسانی&amp;amp;ndash;رفتاری و انتظارات فنی&amp;amp;ndash;اقتصادی طبقه‌بندی شده است. در نهایت، شایستگی‌ها و توصیه‌های مدیریت منابع انسانی در هفت مقوله کلیدی شامل جذب و استخدام، مدیریت مسیر شغلی، روابط کار، ایمنی و بهداشت، پاداش و جبران خدمت، ارزیابی عملکرد و آموزش و توسعه منابع انسانی شناسایی و ارائه شد. نتایج این پژوهش می‌تواند به‌عنوان چارچوبی کاربردی برای بهبود مدیریت منابع انسانی در گردشگری شهری ایران و ارتقای اثربخشی سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه گردشگری مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر هوش هیجانی بر توانمند سازی روانشناختی کارکنان در صنعت هتلداری (مطالعه موردی: هتل پارسیان آزادی خزر)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734431.html</link>
      <description>تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر هوش هیجانی بر توانمند سازی روانشناختی کارکنان در صنعت هتل داری در هتل پارسیان آزادی خزر صورت پذیرفته است. داده های مورد نیاز برای این تحقیق با روش نمونه گیری تصادفی ساده از کارکنان هتل پارسیان آزادی خزر و با ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. همچنین از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس به منظور تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان هتل پارسیان آزادی خزر در نظر گرفته شده است. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که هوش هیجانی و هر یک از ابعاد آن تأثیر مثبت و معناداری بر توانمند سازی روانشناختی کارکنان دارند. &amp;amp;laquo;در این میان&amp;amp;raquo; متغیر خود آگاهی در بین ابعاد هوش هیجانی دارای بزرگترین مقدار ضریب مسیر است و دارای بیشترین تأثیر بر توانمند سازی روانشناختی کارکنان در بین ابعاد هوش هیجانی می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل مدیریت شبکه گردشگری سلامت شهر تهران</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734433.html</link>
      <description>تحقیق حاضر به شناسایی مؤلفه‌های شبکه گردشگری پزشکی در مقصدهای گردشگری و ارائه مدل مدیریتی برای کلان‌شهر تهران می‌پردازد. این پژوهش با استفاده از روش ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شده است. در بخش کیفی، با بهره‌گیری از روش گراندد تئوری و انجام مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان، عوامل علّی، مداخله‌گر و پیامدهای مدیریت شبکه گردشگری سلامت شناسایی شدند. در بخش کمی، داده‌های جمع‌آوری‌شده از310 پرسشنامه محقق‌ساخته در میان ذینفعان شبکه (پزشکان، مدیران مراکز درمانی و دفاتر گردشگری سلامت) با استفاده از تحلیل عاملی و مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هماهنگی میان ذی‌نفعان، وجود بسترهای سازمانی و مدیریتی کارآمد، توسعه زیرساخت‌های فناورانه و تقویت فرهنگ همکاری اثر مثبت و معناداری بر کارایی و اثربخشی مدیریت شبکه گردشگری سلامت دارند. این یافته‌ها با پیشینه‌های تحقیقاتی موجود همسویی دارند و تأکید می‌کنند که برای بهبود مدیریت شبکه، نیاز به ایجاد ساختارهای هماهنگ، توسعه زیرساخت‌های فناورانه و تقویت فرهنگ همکاری وجود دارد. نتایج نشان می‌دهد که ظرفیت‌های بالای درمانی و تخصصی در بیمارستان‌ها فرصت‌هایی برای توسعه این حوزه فراهم کرده‌اند. این رویکرد می‌تواند به افزایش درآمدهای ارزی، ایجاد اشتغال پایدار و تقویت جایگاه تهران به‌عنوان قطب گردشگری سلامت منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ادراک کودکان گردشگر از مقاصد گردشگری روستایی: چارچوبی مبتنی بر نظریه ویگوتسکی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734435.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی ادراک و تجربه‌های یادگیری کودکان در مقاصد گردشگری روستایی شهرستان رشت در ایران می‌پردازد و از نظریه جامعه‌فرهنگی ویگوتسکی به‌عنوان چارچوب نظری استفاده می‌کند. با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و نظریه برخاسته از داده‌ها (گرندد تئوری)، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق ۳۰ دقیقه‌ای و تحلیل نقاشی‌های ۱۲ کودک ۶ تا ۱۲ ساله گردآوری شد. تحلیل تماتیک منجر به استخراج ۱۲۳ کد اولیه شد که در ۱۳ زیرمقوله و پنج مقوله اصلی دسته‌بندی گردیدند: روابط خانوادگی، جامعه و فرهنگ محلی، گردشگری مبتنی بر طبیعت، فعالیت‌ها و تفریحات بدنی، و تجربه‌های ناخوشایند. این مقوله‌ها نشان می‌دهند که تعاملات اجتماعی با بستگان و افراد محلی، مشارکت در ابزارهای فرهنگی نظیر غذاهای بومی و صنایع‌دستی، و مواجهه با طبیعت چگونه در شکل‌گیری رشد شناختی و اجتماعی کودکان نقش دارند. تجربه‌های چالش‌برانگیز مانند برخورد با حیوانات نیز با تقویت تاب‌آوری و توانایی حل مسئله، به یادگیری تجربی کودکان کمک می‌کنند. گردشگری روستایی به‌عنوان بستری پویا ظاهر می‌شود که در آن کودکان از طریق گفتگو، بازی و غوطه‌ور شدن در فرهنگ بومی به ساخت فعالانه دانش می‌پردازند. در پایان، این مطالعه بر ظرفیت یادگیری نهفته در گردشگری روستایی در منطقه رشت تأکید می‌کند؛ ظرفیتی که به رشد شناختی، اجتماعی و محیطی کودکان یاری می‌رساند. چارچوب ویگوتسکی نشان می‌دهد که تعاملات خانوادگی، ابزارهای فرهنگی و تجربه‌های طبیعی موجب پرورش کنجکاوی، خلاقیت و هویت در کودکان می‌شوند. حتی تجربه‌های ناخوشایند نیز از طریق تقویت سازگاری، در فرآیند یادگیری مؤثرند. این یافته‌ها بر عاملیت کودکان به‌عنوان یادگیرندگان فعال تأکید دارند، نقش آن‌ها را در گردشگری بازتعریف می‌کنند و بر ظرفیت آموزشی مقاصد روستایی مهر تأیید می‌زنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الزام استانداردسازی خدمات در هتل‌های چهار و پنج ستاره تهران: رویکردی کمی از دیدگاه مدیران و‌کارکنان</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734440.html</link>
      <description>زمینه و هدف: صنعت هتلداری یکی از ارکان کلیدی توسعه صنعت گردشگری در سطح جهان به شمار می‌رود. این صنعت علاوه بر نقشی که در جذب گردشگران داخلی و خارجی ایفا می‌کند، به‌طور مستقیم در اشتغال‌زایی، رشد درآمدهای ارزی، تقویت اقتصاد محلی و توسعه پایدار شهری نقش دارد. استانداردسازی خدمات در صنعت هتلداری ابزاری کلیدی برای تضمین کیفیت، ارتقاء رضایت مشتریان و افزایش رقابت‌پذیری در سطح بین‌المللی به شمار می‌رود. بررسی چالش ها و مشکلات تدوین علمی استانداردها در بعد ملی از دید خبرگان بخش خصوصی و دولتی و ارایه راهکارهای کاربردی به عنوان یک شکاف تحققاتی در این تحقیق از دید صاحبین کسب و کارهای مرتبط بررسی می کردد .روش‌شناسی:این پژوهش از رویکرد استقرایی و قیاسی بهره می‌برد. ابتدا الگوها و مضامین از داده‌های کیفی استخراج شده و سپس این یافته‌ها با استفاده از داده‌های کمی تأیید و تعمیم داده می‌شوند. استراتژی این تحقیق مطالعه موردی است که شامل بررسی عمیق چالش‌های استانداردسازی در هتل‌های 4 و 5 ستاره شهر تهران می‌باشد. روش‌ گردآوری داده‌های کیفی در پژوهش قبلی به روش مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران هتل‌ها، ذینفعان دولتی و دانشگاهی و داده&amp;amp;rlm;های کمی از طریق پرسشنامه‌های مبتنی بر یافته‌های کیفی انجام پذیرفت. افق زمانی پژوهش به صورت مقطعی از ابتدای آبان&amp;amp;rlm;ماه 1403 تا انتهای اردیبهشت 1404 به طول انجامید. در تحلیل بخش کمی پژوهش حاصل از پیمایش با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی و تحلیل عاملی تاییدی و نرم&amp;amp;rlm;افزارهایspss و smart pls تجزیه و تحلیل داده&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm;ها انجام پذیرفت تا مدل کیفی مورد تایید قرار گیرد و امکان پاسخگویی به سوالات تحقیق فراهم گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی اقتصادی زنان در کارآفرینی گردشگری (مورد مطالعه: استان لرستان)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734442.html</link>
      <description>توانمندسازی اقتصادی زنان در عرصه کارآفرینی گردشگری به عنوان یک راهبرد کلیدی در تحقق توسعه پایدار و عدالت جنسیتی محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی اقتصادی زنان کارآفرین در صنعت گردشگری استان لرستان انجام شد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها، توصیفی-تحلیلی از نوع پیمایشی بود که با رویکرد کمی و با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه زنان کارآفرین فعال در صنعت گردشگری استان لرستان بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، 164 پرسشنامه کامل جمع‌آوری و تحلیل شد. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق‌ساخته‌ای بود که روایی آن از طریق روایی محتوایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 916/0 تأیید گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که چهار عامل اصلی نهادی (با تبیین 322/40 درصد واریانس)، سرمایه اجتماعی (905/6 درصد)، سرمایه اقتصادی (47/6 درصد) و سرمایه فرهنگی (278/5 درصد) در مجموع 975/58 درصد از واریانس توانمندسازی اقتصادی زنان را تبیین می‌کنند. در بین این عوامل، عامل نهادی-ساختاری به عنوان مهم‌ترین تعیین کننده شناسایی شد که شامل مؤلفه‌هایی مانند دریافت مجوزهای کسب‌وکار، هنجارهای اجتماعی و فرهنگی، قوانین دولتی، نگرش جامعه محلی و هماهنگی با نهادهای دولتی بود. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که توانمندسازی اقتصادی زنان در گردشگری لرستان پدیده‌ای چندبعدی است که تنها با تأمین سرمایه اقتصادی محقق نمی‌شود، بلکه بهبود بستر نهادی، تقویت سرمایه اجتماعی و ارتقای سرمایه فرهنگی، پیش‌نیازها و مکمل‌های ضروری برای آن هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش توسعه گردشگری در رشد فراگیر (مطالعه موردی کشورهای با درآمد متوسط و بالا)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734443.html</link>
      <description>در مواجهه با رشد اقتصادی بالا از یک سو و فقر، نابرابری و بیکاری از سوی دیگر، استراتژی رشد فراگیر به عنوان یک مفهوم نوین در اقتصاد رشد مطرح شده و مورد توجه پژوهشگران و سیاست‌گذاران قرار گرفته است. از آنجا که گردشگری نقش مهمی در رشد اقتصادی ایفا می‌کند، این مطالعه به بررسی تأثیر توسعه گردشگری بر رشد فراگیر می‌پردازد. برای این منظور، ابتدا شاخص مرکبی برای رشد فراگیر با استفاده از روش تحلیل مولفه‌های اصلی (PCA) محاسبه شد. همین روش برای ساخت شاخص مرکب گردشگری با وزن‌دهی سه شاخص نیز به کار رفت. در این تحقیق مدل دینامیک مبتنی بر روش برآورد گشتاورهای تعمیم‌یافته سیستمی (GMM-SYS) برای 18 کشور با درآمد متوسط و 25 کشور با درآمد بالا طی دوره 2004 تا 2020 استفاده و نتایج در دو رگرسیون مجزا مقایسه شدند. نتایج نشان داد که چهار شاخص توسعه گردشگری تأثیر مثبت و معناداری بر کشورهای هر دو گروه درآمدی دارند، که این تأثیر در کشورهای با درآمد متوسط به‌طور معنادار بیشتر از کشورهای با درآمد بالا است. این مقاله نخستین تلاش برای به دست آوردن شاخصی جامع‌تر برای رشد فراگیر و بررسی تأثیر گردشگری بر آن به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه فرصت‌های کارآفرینی در گردشگری روستایی: مطالعه موردی روستای فهرج</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734444.html</link>
      <description>گردشگری روستایی به عنوان یکی از ارکان مهم توسعه پایدار، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در رونق اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی ایفا کند. روستای فهرج با دارا بودن جاذبه‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی منحصربه‌فرد، از پتانسیل بالایی برای جذب گردشگر برخوردار است؛ با این حال، بهره‌برداری مؤثر از این ظرفیت‌ها مستلزم درک عوامل کلیدی توسعه فرصت‌های کارآفرینی است. هدف این پژوهش، تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه فرصت‌های کارآفرینی در گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستای فهرج) بوده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 73 نفر از فعالین و خبرگان صنعت گردشگری روستای فهرج بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه ماتریس تاثیر متقابل بر مبنای مقیاس فازی بود. داده‌ها با استفاده از تکنیک‌های نگاشت شناختی فازی و تحلیل شبکه‌های اجتماعی در نرم‌افزارهای FCMapper و UCINET6 تحلیل شدند. بر اساس یافته‌ها، از میان 15 عامل مورد بررسی، سه عامل خدمات راهنمایان محلی آموزش دیده، تورهای تجربه‌محور کشاورزی و نمایش آداب و رسوم به عنوان عوامل کلیدی و پرنفوذ شناسایی شدند. شبیه‌سازی سناریوها نشان داد که این عوامل نقش محوری در پویایی کل سیستم ایفا کرده و تمرکز بر آن‌ها می‌تواند به‌طور مستقیم با غنی‌سازی تجربه گردشگر و تقویت بازاریابی دهان‌به‌دهان، بازاریابی گردشگری روستا را متحول کند. به سیاست‌گذاران و فعالان محلی پیشنهاد می‌شود در اولویت‌گذاری سرمایه‌گذاری‌ها و تدوین برنامه‌های بازاریابی، بر توسعه این سه عامل کلیدی تمرکز نمایند. راه‌اندازی دوره‌های آموزشی تخصصی برای راهنمایان محلی و طراحی و ترویج تورهای کشاورزی تجربه‌محور، می‌تواند به عنوان اولین گام‌های عملیاتی در راستای توسعه کارآفرینی و بازاریابی اثربخش گردشگری در روستای فهرج مدنظر قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شاخص های گردشگری هوشمند و عوامل موثر بهبود آن در مناطق روستایی ایران</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734445.html</link>
      <description>گردشگری هوشمند به عنوان رویکردی نوین در توسعه پایدار مناطق روستایی، می‌تواند تجربه گردشگری را بهبود بخشد و ظرفیت‌های اقتصادی، فرهنگی و زیست‌محیطی را تقویت کند. با این حال، در بسیاری از مناطق روستایی، سطح توسعه گردشگری هوشمند محدود و نیازمند برنامه‌ریزی دقیق است. این مطالعه با هدف شناخت و تحلیل شاخص های گردشگری هوشمند و عوامل موثر در بهبود آن در مناطق روستایی ایران انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی بود. داده‌ها به صورت میدانی و با استفاده از پرسش‌نامه محقق‌ساخته از ۵۹ کارشناس حوزه گردشگری جمع‌آوری شد. پایایی پرسش‌نامه با ضریب آلفای کرونباخ ۸۰۱/۰ تایید شد. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و آزمون های دوجمله ای، تحلیل عاملی و رگرسیونی استفاده گردید. نتایج نشان داد که وضعیت گردشگری هوشمند در مناطق روستایی ضعیف و نیازمند بهبود است (میانگین کلی شاخص‌ها = ۰۳۸/۲). بر اساس نتایج تحلیل عاملی، ۱۴ عامل موثر در بهبود گردشگری هوشمند در چهار دسته تقسیم بندی شده اند که شامل زیرساخت‌های فناورانه و دیجیتال، با مقدار ۹۵/۴۲ درصد، حمایت نهادی و مدیریتی با ۱۲/۲۲ درصد، توانمندسازی و ارتقای مهارت ها با ۵۴/۱۲ درصد و رسانه، بازاریابی و ارتباطات با ۶۵/۸ درصد می باشند. نتایج مدل رگرسیونی نیز تایید نمود که این چهار عامل قادرند ۲/۵۷ درصد از واریانس متغیر وابسته(گردشگری هوشمند) را پیش بینی نمایند. در این زمینه عامل رسانه، بازاریابی و ارتباطات با مقدار بتا ۵۹۷/۰، بیشترین تاثیر را دارد. در نهایت، نتایج نشان می‌دهد که توسعه زیرساخت‌های دیجیتال، آموزش و توانمندسازی جامعه محلی، و بهره‌گیری از رسانه و بازاریابی دیجیتال از مهم‌ترین راهبردها برای ارتقای گردشگری هوشمند در مناطق روستایی هستند و می‌توانند به رشد پایدار و بهبود تجربه گردشگران کمک کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقشه‌برداری از سفر مشتری در گردشگری دیجیتال با تأکید بر تجربه چندکاناله: یک مرور ساخت‌یافته</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734446.html</link>
      <description>تحول دیجیتال در صنعت گردشگری، الگوهای رفتار مصرف‌کننده را به‌طور چشم‌گیری دگرگون کرده و موجب شکل‌گیری مفهومی نوین به‌نام &amp;amp;laquo;سفر مشتری دیجیتال&amp;amp;raquo; شده است؛ سفری که در آن تصمیم‌گیری، تجربه و وفاداری مشتریان در تعامل با بسترهای گوناگون دیجیتال رقم می‌خورد. هدف این پژوهش، مرور ساخت‌یافته ادبیات علمی پیرامون نقشه‌برداری از سفر مشتری در صنعت گردشگری دیجیتال با تأکید بر تعاملات چندکاناله (وب‌سایت، اپلیکیشن، رسانه اجتماعی، و&amp;amp;hellip;) در سه مرحله کلیدی: پیش از سفر، حین سفر و پس از سفر است. برای نیل به این هدف، با اتکا بر چارچوب هشت‌مرحله‌ای مرور سیستماتیک بولاند و همکاران (2013)، جستجوی جامع مقالات در پایگاه‌های Scopus، Web of Science، ScienceDirect، و Emerald انجام شد. پس از اعمال معیارهای ورود و حذف، 21 مقاله علمی در بازه زمانی 2010 تا 2024 شناسایی و تحلیل شد. یافته‌ها نشان دادند که بیشترین تمرکز مطالعات بر مرحله پیش از سفر و بر بسترهای رسانه اجتماعی و اپلیکیشن‌های موبایلی بوده است، در حالی‌که مرحله پس از سفر و نقش بازخورد مشتریان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، بررسی‌ها نشان دادند که تنها بخش کوچکی از مطالعات به‌صورت یکپارچه به کل مسیر سفر مشتری پرداخته‌اند و عمدتاً دیدگاه‌های جزیره‌ای و تک‌مرحله‌ای بر ادبیات حاکم است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که ادبیات موجود نیازمند توسعه مدل‌های جامع‌تری است که تجربه مشتری را از منظر تعامل چندکاناله و چرخه کامل تصمیم‌گیری پوشش دهد. همچنین، پیشنهاد می‌شود در مطالعات آتی از ترکیب رویکردهای داده‌محور (مانند تحلیل رفتار کلیک و داده‌کاوی) با چارچوب‌های مفهومی روان‌شناختی استفاده شود تا درک دقیق‌تری از انگیزه‌ها و ترجیحات گردشگران در محیط دیجیتال حاصل گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر آموزش مهارت‌های تربیتی و فرهنگی بر نگرش و مشارکت نوجوانان در توسعه گردشگری محلی: مطالعه موردی آبشارهای لرستان</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734448.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تأثیر برنامه‌های آموزشی با محوریت مسئولیت زیست‌محیطی و اخلاقی و مهارت‌های فرهنگی بر نگرش‌ها و مشارکت نوجوانان در توسعه پایدار گردشگری محلی انجام شد. بر اساس نظریه شناختی-اجتماعی باندورا، نتایج نشان داد که آموزش هدفمند، ظرفیت‌های شناختی، نگرشی و رفتاری نوجوانان را برای مشارکت مؤثر در توسعه گردشگری پایدار تقویت می‌کند. طراحی پژوهش از نوع روش ترکیبی توالی‌دار توضیحی بود و شامل ۲۰۰ نوجوان ۱۴ تا ۱۸ ساله از خرم‌آباد و دورود بود، که با نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها شامل یک پرسشنامه استاندارد نگرش به گردشگری پایدار (آلفای کرونباخ = 85/0) و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۰ شرکت‌کننده تا رسیدن به اشباع نظری بود که با استفاده از روش تحلیل تماتیک براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل شد. مداخله پژوهش شامل هشت کارگاه آموزشی دو ساعته طی سه ماه بود، که بر حفاظت محیط‌زیست و تقویت هویت محلی و فرهنگ میزبانی تأکید داشت. نتایج کمی نشان‌دهنده بهبود معنادار نگرش‌ها بود (۱۲.۴۵p &amp;amp;lt;0.001, t=) و مهارت‌های تربیتی (&amp;amp;beta;=0.42, p &amp;amp;lt;0.01) و فرهنگی (&amp;amp;beta;=0.38, p &amp;amp;lt;0.01) به‌طور معنادار پیش‌بینی‌کننده مشارکت فعال بودند (R&amp;amp;sup2;=0.45). تحلیل کیفی نیز ۱۱ تم اصلی استخراج کرد که از میان آن‌ها سه تم غالب شناسایی شد: آگاهی و افتخار به هویت فرهنگی محلی (گزارش شده در ۸۷٪ مصاحبه‌ها)، احساس مسئولیت زیست‌محیطی (۸۰٪ مصاحبه‌ها) و تقویت حس تعلق و میزبانی (۸۳٪ مصاحبه‌ها). نتایج نشان می‌دهد، آموزش مبتنی بر نظریه باندورا، نوجوانان را توانمند می‌سازد تا به‌عنوان عوامل تغییر در گردشگری پایدار استان لرستان ایفای نقش کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی و احیاء زاینده‌رود در شکوفایی گردشگری اصفهان</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734451.html</link>
      <description>بحران‌ها و مدیریت آن‌ها در مقاصد گردشگری مسئله‌ای بسیار مهم تلقی شده و نیاز مدیران گردشگری به تکنولوژی برای بازیابی مقاصد احساس می‌شود، ولی مطالعه در زمینه بازیابی و احیاء مقاصد با استفاده از تکنولوژی‌های هوشمند همچنان محدود باقی‌مانده است. باتوجه‌به مؤلفه‌های موردبررسی، نوع تحقیق کاربردی است که در گروه تحقیقات توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی قرار دارد و از روش تحقیق کیفی مبتنی بر پیمایش متخصصان و ذی‌نفعانی که سابقه فعالیت در زمینه هوش مصنوعی را داشته‌اند استفاده شد. داده‌های موردنیاز این مطالعه از طریق یک مصاحبه که از جامعه آماری پژوهش اعم از خبرگان و فعالان صنعت گردشگری در بخش هوشمندسازی تشکیل شد، جمع‌آوری گردید. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۴ نفر از خبرگان و ذی‌نفعان حوزه‌های گردشگری، محیط‌زیست و فناوری اطلاعات جمع‌آوری و با استفاده از تحلیل مضمون و نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که عوامل کلیدی مؤثر بر احیای زاینده‌رود عبارت‌اند از: توسعه زیرساخت دیجیتال، مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی، کیفیت داده‌ها و پذیرش فناوری توسط ذی‌نفعان. همچنین، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری اصلی در پایش، پیش‌بینی و مدیریت سلامت زیست‌محیطی زاینده‌رود، نقش مؤثری در تسهیل احیا و حفظ پایداری بلندمدت آن ایفا می‌کند. نتایج مطالعه همچنین رابطه معناداری بین افزایش آگاهی جامعه، احیای رودخانه و توسعه گردشگری پایدار از طریق استفاده از فناوری‌های هوشمند نشان داد. بنابراین، قابلیت‌های هوش مصنوعی در تجزیه و تحلیل داده‌های پیچیده و پشتیبانی از تصمیم‌گیری سریع، آن را به عاملی حیاتی در حفظ و احیای محیط زیست زاینده‌رود و رونق گردشگری در منطقه تبدیل کرده است. بحران‌های محیط‌زیستی و مدیریت آن‌ها در مقاصد گردشگری از چالش‌های اساسی قرن حاضر محسوب می‌شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش فناوری‌های هوشمند، به‌ویژه هوش مصنوعی، در فرایند احیای زیست‌محیطی رودخانه زاینده‌رود و تأثیر آن بر رونق گردشگری در اصفهان انجام شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر نقشه برداری آشپزی در توسعه گردشگری خوراک استان گیلان</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734453.html</link>
      <description>گردشگری غذا به‌عنوان یکی از روندهای مهم گردشگری، نقشی اساسی در غنای تجربه سفر و توسعه اقتصادی مقصدها دارد و نقشه‌برداری آشپزی نیز به‌عنوان ابزاری نوین، امکان سامان‌دهی، هدایت و برجسته‌سازی مؤلفه‌های هویتی مرتبط با خوراک را فراهم می‌کند. در این چارچوب، استان گیلان با تنوع گسترده غذاهای محلی و فرهنگ غذایی غنی، ظرفیت چشمگیری برای توسعه گردشگری خوراک دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نقشه‌برداری آشپزی بر توسعه گردشگری خوراک در گیلان انجام شد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق مصاحبه با کارشناسان گردشگری، فعالان بخش خدمات غذایی، پرسشنامه، مشاهده میدانی و مطالعات اسنادی جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌های کمی با نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس و داده‌های کیفی با مکس‌کیودا انجام شد و داده‌های مکانی نیز با استفاده از ابزارهای جی‌آس‌اس تحلیل گردید تا نقشه‌برداری دقیق رستوران‌ها و مراکز عرضه غذاهای محلی ارائه شود. نتایج نشان داد گردشگری خوراک در گیلان نقش کلیدی در جذب گردشگران دارد و غذاهای محلی نه تنها خوراک بلکه تجربه‌های فرهنگی تعاملی محسوب می‌شوند. تراکم رستوران‌ها بیشتر در مرکز استان است و بخش‌هایی از شمال و جنوب‌شرقی پوشش مناسبی ندارند. بر اساس یافته‌ها، رستوران‌های پیشنهادی برای تکمیل پوشش این مناطق شناسایی و نقشه‌های چندزبانه مسیرهای غذایی طراحی شد. این پژوهش نشان می‌دهد که نقشه‌برداری آشپزی علاوه بر سازماندهی مسیرهای گردشگری، ابزار مؤثری برای ارتقای برند گردشگری غذایی استان گیلان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کتاب‌سنجی روند جهانی پژوهش در حوزه میراث فرهنگی و هوش مصنوعی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734454.html</link>
      <description>میراث فرهنگی، بنیان هویت و استمرار تاریخی ملت هاست و در عصر دگرگونی دیجیتال نیازمند بهره‌مندی از فناوری‌های نوین برای حفاظت و ترویج پایدار آن است. در این میان، هوش مصنوعی با قابلیت پردازش داده‌های پیچیده و بازسازی واقع‌نما، نقشی فزاینده در مطالعه و صیانت میراث بشری یافته است. هدف این پژوهش، تحلیل نظام مند روندهای جهانی تولیدات علمی در پیوند میان میراث فرهنگی و هوش مصنوعی است. پس از استخراج داده‌ها از پایگاه اسکوپوس، تحلیل کتاب‌سنجی به‌وسیله نرم‌افزار VOSviewer برای شناسایی ساختار همکاریهای علمی و موضوعات پژوهشی انجام گرفت. شاخص های بررسی‌شده شامل حجم تولیدات سالانه، کشورهای پیشرو، نویسندگان اثرگذار و ساختار شبکه‌های هم‌تألیفی و هم‌کلمه‌ای بود. یافته های این پژوهش نشان داد که از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲5، انتشارات علمی در این زمینه رشدی چشمگیر داشته و این حوزه مسیر گذار به رویکردی بین رشته ای را طی می کند. در این میان، اروپا، به‌ویژه کشورهای ایتالیا، یونان، بریتانیا و اسپانیا در شکل‌دهی شبکه‌های همکاری علمی پایدار پیشتاز است و آسیا با محوریت کشورهای چین، هند، کره جنوبی و اندونزی رشد پرشتابی را تجربه می کند. تحلیل پیوندهای علمی بیانگر آن است که حجم برونداد پژوهشی بالا، الزاماً با همکاری گسترده بین‌المللی همراه نیست. تحول زمانی مفاهیم پژوهشی نیز گذار از حفاظت سنتی و مستندسازی به مرحله نوآوری فناورانه را نمایان کرده است؛ مرحله‌ای که در آن مدل‌های زبانی بزرگ، هوش مولد و واقعیت افزوده زمینه‌ساز شکل گیری میراث فرهنگی دیجیتال و تعامل‌محور شده‌اند. در مجموع، یافته ها چشم‌انداز آینده را به‌سوی ادغام فراگیر هوش مصنوعی در چرخه کامل حفاظت و مدیریت میراث فرهنگی هدایت می‌کند و می‌تواند به سیاست‌گذاران، پژوهشگران و متخصصان میراث فرهنگی در شناسایی حوزه‌های نوظهور، گسترش همکاری‌های بین‌المللی و بهره‌گیری مؤثر از ظرفیت‌های هوش مصنوعی یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین پیشران‌های کلیدی مؤثر در توسعه سیاست‌های شهری مبتنی بر گردشگری در کشور عراق (مطالعه موردی شهر کربلا)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734455.html</link>
      <description>شهر کربلا، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قطب‌های گردشگری مذهبی در جهان اسلام، از پتانسیل بی‌نظیری برای توسعه شهری مبتنی بر گردشگری برخوردار است. بااین‌حال، دستیابی به این هدف مستلزم شناسایی و تبیین پیشران‌ها (عوامل کلیدی) مؤثر در تدوین سیاست‌های کارآمد شهری است. مطالعه حاضر باهدف بررسی پیشران‌های کلیدی مؤثر درزمینهٔ توسعه سیاست‌های شهری مرتبط با گردشگری در شهر کربلا انجام شد. جامعه موردمطالعه، کلیه مدیران، کارشناسان ارشد و صاحب‌نظران حوزه‌های گردشگری مذهبی و برنامه‌ریزی شهری در استان کربلا بوده و با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله برفی تعداد 15 نفر به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردیدند. نرم‌افزار مورداستفاده در این مطالعه MICMAC بود. تحلیل داده‌ها هفت عامل کلیدی را به‌عنوان مؤثرترین پیشران‌ها شناسایی نمود که به ترتیب اهمیت عبارت‌اند از: شناسایی توسعه مراکز تفریحی و گردشگری (X14)، برجسته شدن ایجاد سکونتگاه‌های جدید (X1)، توسعه زیرساخت‌های تولیدی (X31) ، نقش برجسته اثربخشی دولت (X21)، مشارکت‌پذیری شهروندان (X4)، مهارت‌افزایی شهروندان (X23) و شناسایی ابهام در قوانین تغییر کاربری اراضی (X5). یافته‌ها نشان می‌دهد که توسعه زیرساخت‌های تخصصی گردشگری مذهبی و توانمندسازی نیروی انسانی، پیشران‌های اصلی در تدوین سیاست‌های موفق شهری در کربلا هستند. تمرکز بر این عوامل کلیدی می‌تواند منجر به تدوین راهبردهای پویا برای توسعه پایدار شهری مبتنی بر گردشگری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مؤلفه‌های مدل توسعه پایدار گردشگری فرهنگی در اصفهان مبتنی بر تئوری داده بنیاد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734456.html</link>
      <description>توسعه پایدار گردشگری فرهنگی به عنوان یکی از مباحث کلیدی در حوزه گردشگری، با هدف حفظ فرهنگ‌های بومی، ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی و حفاظت از محیط‌زیست، در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای را به خود جلب کرده است. اصفهان به عنوان یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری فرهنگی، نیازمند الگویی است که بتواند تعادل بین جذب گردشگران و حفظ هویت فرهنگی را فراهم کند. هدف این پژوهش، شناسایی و معرفی مؤلفه‌های مدل توسعه پایدار گردشگری فرهنگی در شهر اصفهان با استفاده از روش نظریه داده‌بنیاد بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بر اساس پارادایم نظام‌مند استراوس و کوربین انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۶ نفر از خبرگان و متخصصان حوزه گردشگری فرهنگی اصفهان گردآوری و با نمونه‌گیری هدفمند و روش گلوله‌برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی منجر به استخراج ۷۷ کد اولیه و شکل‌گیری مدل پارادایمی نهایی شد. مدل به‌دست‌آمده شامل پدیده محوری &amp;amp;laquo;مدیریت تعادل پایدار بین جذب گردشگری فرهنگی و حفظ اصالت هویتی&amp;amp;raquo;، شرایط علّی (فشارها و فرصت‌های محیط کلان، تغییرات ساختاری در بازار و جامعه میزبان، ضرورت‌های اقتصادی و حکمرانی)، شرایط زمینه‌ای (زیرساخت‌های فیزیکی و خدماتی، غنای سرمایه‌های فرهنگی، پشتیبانی نهادی و مشارکت اجتماعی)، شرایط مداخله‌گر (چالش‌های حکمرانی، تهدیدهای اقتصادی بیرونی، موانع اجتماعی و بازاریابی، کمبودهای زیرساختی)، راهبردها (نهادی‌سازی مشارکتی، نوآوری در ارائه تجربه فرهنگی، توانمندسازی جامعه محلی، توسعه زیرساخت‌های هماهنگ با محیط تاریخی) و پیامدها (رونق اقتصادی، تحکیم اجتماعی، صیانت محیطی، اعتبار بین‌المللی) است. یافته‌ها نشان می‌دهد تحقق توسعه پایدار گردشگری فرهنگی در اصفهان نیازمند مدیریت تعادل‌محور و اجرای راهبردهای یکپارچه با مشارکت تمام ذینفعان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عوامل موثر برارتقای کیفیت گردشگری شهری (مطالعه موردی: پارک ساحلی شهر اهواز)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734458.html</link>
      <description>با توجه به اهمیت فضاهای شهری در افزایش کیفیت زندگی و رضایت شهروندان، شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت گردشگری شهری از ضرورت‌های برنامه‌ریزی شهری به شمار می‌رود. در این راستا، پارک ساحلی اهواز به عنوان یک فضای تفریحی کلیدی، فرصت مناسبی برای بررسی تأثیر مؤلفه‌های مختلف بر بهبود جذب گردشگران فراهم می‌آورد. این پژوهش با هدف ارزیابی عوامل موثر برارتقای کیفیت گردشگری شهری در پارک ساحلی شهر اهواز انجام شد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و داده های پژوهش با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری شد. جامعه آماری جمعیت 20 سال به بالای ساکن شهر اهواز به تعداد 497445 نفر و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها برای آزمون فرضیه‌ها با بهره‌گیری از آزمون T تک‌نمونه‌ای و همچنین مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS انجام پذیرفت. یافته ها نشان داد. عامل اجتماعی: بار عاملی 97/0 (رتبه اول)، عامل جذابیت‌محیط طبیعی: بار عاملی 91/0 (رتبه دوم)، عامل امکانات داخلی: بار عاملی 57/0(رتبه سوم)، عامل کیفیت محیطی: بار عاملی 56/0(رتبه چهارم)، عامل وفاداری واقتصادی (مشترک): بار عاملی 49/0( رتبه پنجم) و عامل دسترسی و حمل‌ونقل: بار عاملی 39/0 (رتبه ششم) قرار دارند. نتایج پژوهش حاکی از ان است که : در پارک ساحلی اهواز، فضای سبز، آرامش، چشم‌انداز و دسترسی مناسب موجب رضایت و وفاداری گردشگران شده و حضور آن‌ها به بهبود شرایط اقتصادی و اشتغال محلی کمک کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌ها و فرصت‌های ماندگاری گردشگران زیارتی مشهد مقدس در محور کاهک-زعفرانیه</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734459.html</link>
      <description>محور کاهک-زعفرانیه به‌عنوان یکی از مسیرهای اصلی ورود زائران به مشهد مقدس، باوجود برخورداری از ظرفیت‌های متنوع مذهبی، تاریخی، فرهنگی و طبیعی، از نرخ ماندگاری بسیار پایین گردشگران رنج می‌برد. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی چالش‌ها و فرصت‌های ماندگاری گردشگران زیارتی در این محور است. این مطالعه ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی–تحلیلی بوده و با روش آمیخته اکتشافی (کیفی–کمی) انجام‌شده است. در مرحله کیفی، داده‌های نظری از منابع مکتوب گردآوری و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲2 نفر از خبرگان انجام و با روش تحلیل مضمون کدگذاری شد. در مرحله کمی نیز بر اساس یافته‌های مرحله کیفی، پرسشنامه‌ای شامل ۳۱ گویه چالش و ۳۱ گویه فرصت طراحی و میان ۸۵ نفر از کارشناسان، مسئولان محلی، زائران و فعالان گردشگری توزیع گردید. پایایی پرسشنامه‌ها با آلفای کرونباخ برای چالش‌ها 915/0 و برای فرصت‌ها 926/0 تائید شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل عاملی اکتشافی و آنوای یک‌طرفه انجام گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد چالش‌های اصلی شامل: ضعف شناخت پتانسیل‌های گردشگری با 5/30 درصد و پس‌ازآن، کمبود امکانات بین‌راهی، مشکلات ساماندهی جاده‌ای و آموزشی، نارسایی‌های مدیریتی، ضعف معرفی و ساماندهی اماکن تاریخی، نقص‌های ایمنی و یکنواختی مسیر، محدودیت‌های اقلیمی و محیطی است. فرصت‌های شناسایی‌شده نیز دربرگیرنده پتانسیل‌های تاریخی-طبیعی با 7/33 درصد و پس‌ازآن، زیرساخت‌ها و صنایع‌دستی، سنت‌ها و مشاهیر، تنوع طبیعی و علمی-ژئوتوریسم، ظرفیت‌های مذهبی، مزیت‌های جاده‌ای و موقعیت جغرافیایی می‌باشد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که تقویت ماندگاری گردشگران در محور کاهک-زعفرانیه نیازمند رفع چالش‌های مدیریتی و زیرساختی و بهره‌گیری هدفمند از ظرفیت‌های فرهنگی، تاریخی و طبیعی منطقه است؛ امری که می‌تواند مبنای برنامه‌ریزی توسعه گردشگری و افزایش توقف‌پذیری و طول اقامت در منطقه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقدامات منابع انسانی مبتنی بر مسئولیت پذیری اجتماعی بر رفتارهای غیراخلاقی سازمانی در صنعت مهمان نوازی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734709.html</link>
      <description>هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر اقدامات مدیریت منابع انسانی مسئولیت‌پذیر اجتماعی بر رفتارهای غیراخلاقی سازمانی در بخش هتلداری ولایت بامیان، افغانستان بود. این تحقیق از لحاظ روش از نوع توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف جزو تحقیقات کاربردی است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر  را 203 کارمند و مدیر فعال در بخش هتلداری و مهمان‌خانه‌های ولایت بامیان تشکیل می دادند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد بود که روایی آن توسط اساتید و همچنین روایی سازه و پایایی آن با آزمون آلفای‌کرونباخ تایید شد. درمجموع 133 نفر به صورت غیر‌تصادفی در دسترس به پرسشنامه پاسخ دادند. داده‌‌ها با روش‌‌های آمار توصیفی و استنباطی و استفاده از نرم‌افزارهای26 SPSS و SMART PLS 4 مورد تجزیه‌‌ و ‌‌تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد اقدامات منابع‌انسانی مسئولیت‌پذیر اجتماعی بر رفتار غیراخلاقی سازمان‌یار  و مشارکت کارکنان در مسئولیت اجتماعی شرکت تاثیر معناداری دارد. همچنین مشارکت کارکنان در مسئولیت اجتماعی شرکت، بر رفتار غیراخلاقی سازمان یار تاثیر معناداری دارد.  علاوه براین مشارکت اجتماعی کارکنان به عنوان متغیر میانجی اقدامات منابع‌انسانی مسئولیت‌پذیر اجتماعی و رفتار غیراخلاقی سازمان‌یار تاثیر معناداری دارد. در نهایت، رهبری مسئولانه به عنوان متغیر تعدیل‌گر اقدامات منابع‌انسانی مسئولیت‌پذیر اجتماعی و مشارکت کارکنان در مسئولیت‌اجتماعی شرکت تاثیر معناداری دارد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد ادغام مسئولیت اجتماعی در مدیریت منابع انسانی و رهبری اخلاقی، فرهنگ سازمانی را تقویت و رفتارهای ناپسند را کاهش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی کیفی نقش هوش مصنوعی در شخصی‌سازی برنامه‌های وفاداری مشتریان در هتل‌های شهر یزد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734710.html</link>
      <description>صنعت   هتلداری در سال‌های اخیر با گسترش فناوری‌های هوش مصنوعی، دستخوش تحولات بنیادینی در شیوه تعامل با مشتریان شده است. یکی از مهم‌ترین حوزه‌های این تحول، شخصی‌سازی برنامه‌های وفاداری با هدف افزایش رضایت و تقویت وفاداری مشتریان است. هدف این پژوهش، واکاوی کیفی تأثیر هوش مصنوعی بر شخصی‌سازی برنامه‌های وفاداری در هتل‌های شهر یزد و تبیین سازوکارهای ذهنی و عملیاتی این تأثیر از دیدگاه مدیران و متخصصان صنعت هتلداری است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است و با استفاده از روش تحلیل مضمون و بر اساس الگوی شش‌مرحله‌ای براون و کلارک انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با ۱۵ نفر از مدیران و متخصصان هتل‌های چهار و پنج ستاره شهر یزد که به‌صورت هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری شد و نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی ۱۵ مضمون اصلی شد که در سه حوزه کلی قابل طبقه‌بندی هستند: قابلیت‌های عملیاتی هوش مصنوعی در شخصی‌سازی برنامه‌های وفاداری (مانند قابلیت پیش‌بینی ترجیحات مشتری، تحلیل احساسات بازخوردها و بهینه‌سازی پاداش‌ها)، پیامدهای مطلوب (افزایش رضایت‌مندی، تقویت وفاداری نگرشی و رفتارهای وفادارانه نظیر تکرار خرید و توصیه برند) و چالش‌ها و موانع اجرایی (شامل نگرانی‌های مربوط به حریم خصوصی داده‌ها، مقاومت فرهنگی، کمبود زیرساخت‌های فناوری و محدودیت‌های مالی). نتایج نشان می‌دهد از منظر مشارکت‌کنندگان، بهره‌گیری اثربخش از قابلیت‌های هوش مصنوعی با بهبود تجربه و رضایت ادراک‌شده همراه است و می‌تواند زمینه تقویت وفاداری نگرشی و بروز رفتارهای وفادارانه (تکرار خرید و توصیه برند) را فراهم کند. این پژوهش با ارائه یک مدل مفهومی کیفی، بینش‌های عمیقی برای مدیران هتل‌ها در راستای طراحی و پیاده‌سازی برنامه‌های وفاداری هوشمند و متناسب با بافت فرهنگی-تاریخی شهر یزد فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختاری راهبردهای بازاریابی مبتنی بر رضایتمندی گردشگران: مطالعه موردی جاذبه‌های گردشگری شهر تهران</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734712.html</link>
      <description>در دنیای پررقابت امروز، بسیاری از مقاصد گردشگری می‌کوشند با بهره‌گیری از راهبردهای نوین بازاریابی، ضمن افزایش رضایتمندی گردشگران، جایگاه رقابتی خود را در بازار جهانی ارتقاء بخشند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری راهبردهای بازاریابی مبتنی بر رضایتمندی گردشگران در صنعت گردشگری انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کمی بوده و به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده‌است.  جامعه آماری شامل کلیه گردشگران شهر تهران (جامعه نامحدود) است که با استفاده جدول مورگان نمونه متشکل از 384 نفر انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها  در این پژوهش از آزمون همبستگی در نرم‌افزار SPSS24 انجام شده است. علاوه بر این، به دلیل نرمال نبودن داده‌ها، از مدل معادلات ساختاری(SEM)  با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی از نرم‌افزار (SMART PLS4)‏‏ استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که میان راهبردهای بازاریابی گردشگری و ابعاد مختلف رضایتمندی گردشگران، با استفاده از آزمون همبستگی کندال روابطی مثبت و معنادار با مقدار مقدار همبستگی ۵۴۹/۰ در سطح اطمینان ۹۹ درصد وجود دارد. همچنین یافته‌های پژوهش نشان داد که راهبردهای بازاریابی رضایت‌محور با مقدار T در بازه (048/5 تا 989/9) و ضرایب مسیر (282/0 تا 622/0) تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت چندبعدی گردشگران دارند. علاوه بر این؛ نتایج نشان داد که کیفیت خدمات، زیرساخت، قابلیت‌های مقصد و ایمنی و رفاه گردشگران به ترتیب بیشترین اثر را بر بهبود راهبردهای تبلیغات، برنامه‌ریزی و بازاریابی STP دارند. بازاریابی STP نیز با ضریب مسیر (552/0) بیشترین شدت اثر را بر رضایت گردشگران داشته است. علاوه بر این، نقش‌آفرینی مدیریت و تحولات فناورانه اثر بازاریابی رضایت‌محور بر راهبردهای بازاریابی را تقویت می‌کنند. این نتایج بیانگر اهمیت ترکیب رضایت گردشگر، کیفیت خدمات و فناوری نوین در ارتقای اثربخشی راهبردهای بازاریابی و پایداری مقاصد گردشگری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراترکیب محدودیت های سفر در دوره پاندمی‌ کرونا</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734884.html</link>
      <description>مطالعه محدودیت های سفر در دوره پاندمی کرونا می تواند تصمیم گیرندگان صنعت گردشگری را برای پاسخگویی به بحران های احتمالی آتی در این صنعت آماده کند. لذا این پژوهش با هدف شناسایی محدودیت سفر در دوره پاندمی‌ کرونا با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. در این پژوهش، مقالات مرتبط با سیاست‌های محدودیت سفر و اثرات آن‌ها در کنترل پاندمی از منابع معتبر علمی از جمله Google Scholar، Scopus، و Web of Science جمع‌آوری و تحلیل شدند. این مطالعات به شناسایی و بررسی انواع مختلف محدودیت‌های سفر در سطوح بین‌المللی و داخلی، تأثیرات اقتصادی و اجتماعی آن‌ها، و اثرات آن‌ها بر رفتار مسافران پرداخته‌اند. با مطالعه و تحلیل کیفی 27 مقاله منتخب، شش مضمون اصلی شناسایی شدند که شامل محدودیت‌های تردد، تغییر در اهداف و الگوهای سفر، تأثیر بر فعالیت‌های اقتصادی و تجاری، قرنطینه‌های اجباری، و پروتکل‌های بهداشتی مرتبط با سفر بودند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد این محدودیت‌ها نقش مهمی در کاهش شیوع ویروس داشتند، اما در عین حال تأثیرات عمده‌ای بر صنعت گردشگری، حمل و نقل، و اقتصاد جهانی گذاشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرمایه گذاری در زیرساخت‌های فیزیکی و تاثیر آن در توسعه کسب و کارهای خرد گردشگری، مطالعه موردی: روستاهای محور متمرکز گردشگری شهرستان طارم</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734885.html</link>
      <description>تحقیق حاضر با هدف ارزیابی نقش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فیزیکی مرتبط با گردشگری و اثرات آن بر روی شکل‌گیری و توسعه کسب و کارهای خرد در راستای تامین نیازهای رو به رشد گردشگران در مناطق روستایی جاذب گردشگر است. جامعه آماری تحقیق  شامل 9 روستای واقع در محور گردشگری متمرکز ولیدر- نوکیان در شهرستان طارم با 14438 خانوار است که با بهره‌گیری از فرمول کوکران تعداد 374 خانوار به عنوان نمونه انتخاب شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی مبتنی بر گردآوری داده‌ها و اطلاعات از طریق مشاهده و تکمیل پرسشنامه است. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون-های آماری استفاده شده است. نتایج تحلیل نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فیزیکی نقش مهمی در توسعه کسب و کارهای خرد گردشگری در منطقه مورد مطالعه داشته است. به طوری که، شکل‌گیری فرصت‌های اشتغال و درآمد با میانگین عددی 64/3 بیشترین تاثیر را از سرمایه‌گذاری فیزیکی پذیرفته است. همچنین، بین سرمایه‌گذاری فیزیکی با شاخص‌های شکل‌گیری سرمایه و تنوع فرصت‌های شغلی به ترتیب به میزان 608/0 و 531/0 همبستگی مثبتی وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون با توجه به مقدار ضریب تعیین 706/0 نشان داد که بهبود فرصت‌های شغلی و درآمدی در روستاهای هدف با مقدار بتای 495/0 بیشترین تاثیر را از توسعه گردشگری پذیرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش فناوری‌های هوشمند در تحقق اقتصاد چرخشی صنعت گردشگری استان اردبیل</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734937.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش فناوری‌های هوشمند در تحقق اقتصادچرخشی در صنعت گردشگری استان اردبیل انجام شده است. با توجه به روند فزاینده‌ی دیجیتالی‌سازی و ضرورت پایداری در گردشگری، این مطالعه می‌کوشد تا با نگاهی پدیدارشناسانه، تجربه‌ی زیسته‌ی فعالان کلیدی را در بستر منطقه‌ای مورد واکاوی قرار دهد. روش پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی توصیفی موستاکاس است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با ۱۱ مشارکت‌کننده گردآوری و با بهره‌گیری از نرم‌افزار Atlas.ti 24 تحلیل شد. در مجموع از ۷۳۴ گزاره‌ی معنادار، ۱۱۹ کد اولیه، ۲۴ واحد معنایی و نهایتاً ۶ مضمون اصلی استخراج گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که فناوری‌های هوشمند در شش بعد کلیدی شامل بهینه‌سازی و کارایی منابع، حکمرانی‌اخلاقی و تنظیم‌گری‌فناوری، توسعه زیرساخت و سرمایه‌گذاری پایدار، مدیریت‌هوشمند و سیاست‌گذاری داده‌محور، مشارکت و توانمندسازی ذی‌نفعان، و نوآوری و تحول ساختاری گردشگری اردبیل، بر تحقق اقتصادچرخشی اثرگذارند. این مضامین نشان می‌دهد فناوری نه‌تنها ابزاری فنی، بلکه عاملی اجتماعی و ساختاری برای بازآرایی نظام مدیریتی، نهادی و رفتاری گردشگری است. گذار از گردشگری سنتی به گردشگری‌چرخشی نیازمند ترکیب سه مؤلفه‌ی زیرساخت‌های دیجیتال، سیاست‌گذاری داده‌محور و مشارکت فعال ذی‌نفعان است که می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری پایدار در گردشگری ایران فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی پیشران‌های آینده کسب‌وکارهای هوشمند مبتنی بر فناوری در راستای ارتقای هوشمندی گردشگری سلامت ایران با رویکرد فراترکیب</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734938.html</link>
      <description>گردشگری سلامت به‌عنوان یکی از حوزه‌های نوظهور و سودآور صنعت گردشگری جهانی، با اتکا بر توانمندی‌های پزشکی و زیرساخت‌های درمانی، در ایران نیز از جایگاهی قابل‌توجه برخوردار شده است. هم‌زمان با گسترش فناوری‌های نوین و نقش آن‌ها در ارتقای کیفیت خدمات و توسعه بازارهای بین‌المللی، شناسایی پیشران‌های آینده کسب‌وکارهای مبتنی بر فناوری در این حوزه اهمیت فزاینده‌ای یافته است.  پژوهش حاضر با رویکرد فراترکیب، به تحلیل نظام‌مند 190 پژوهش‌ پیشین مرتبط با گردشگری سلامت فناور محور پرداخته که پس از فرایند غربال‌گری و ارزیابی کیفی، ۴۰ مقاله نهایی برای تحلیل انتخاب شد. نتایج حاصل از کدگذاری باز و محوری منجر به شناسایی هفت پیشران‌ فناور محور گردشگری سلامت شامل دیجیتالی‌سازی و هوشمندسازی ارائه خدمات، ارتقای مهارت‌های دیجیتال نیروی انسانی، شخصی‌سازی هوشمند خدمات، برندسازی دیجیتال، بهبود سیاست‌گذاری فناورانه و توسعه همکاری‌های بین‌المللی هوشمند، بازاریابی تعاملی مبتنی بر فناوری و در نهایت تقویت و نوآوری فناورانه جاذبه‌های گردشگری سلامت شد. این ابعاد در مجموع ۵۵ مؤلفه عملیاتی را در بر می‌گیرند که نشان‌دهنده نقش بنیادین فناوری در خلق مزیت‌های رقابتی پویا در حوزه گردشگری سلامت است. پایایی تحلیل نیز با ضریب کاپای 7/0 میان سه ارزیاب مستقل تأیید شد.&#13;
یافته‌ها بیانگر آن است که آینده گردشگری سلامت در ایران به تعامل هم‌زمان و پویای این هفت پیشران فناور محور وابسته است و توسعه پایدار آن مستلزم گذار از رویکردی ایستا به رویکردی کنشگرا، فناورانه و آینده‌ساز است. نتایج پژوهش می‌تواند در تدوین سیاست‌های توسعه‌ای، تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران و طراحی راهبردهای فناورانه گردشگری سلامت مورداستفاده قرار گیرد و به غنای ادبیات علمی این حوزه کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مزایا و معایب گردشگری هوشمند مبتنی بر سلفی در صنایع دستی و بناهای تاریخی ( مورد پژوهی شهر اصفهان)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734939.html</link>
      <description>توسعه فناوری و توسعه رسانه‌های اجتماعی، گردشگران را قادر ساخته است تا تجربیات سفر خود را به صورت آنلاین، به ویژه در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، به اشتراک بگذارند. با توجه به ماهیت تجربیات سفر، به اشتراک‌گذاری اطلاعات در رسانه‌های اجتماعی به عنوان منبع مهمی از اطلاعات شناخته می‌شود که می‌تواند بر تصمیم‌گیری سفر برای گردشگران بالقوه، رفتار گردشگران و تجربیات سفر تأثیر بگذارد. همین امر سبب شد تا گردشگری سلفی روندی رو به رشد در بین گردشگران به خود اختصاص دهد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و هدف اصلی آن بررسی مزایا و معایب گردشگری سلفی بر صنایع‌دستی و بناهای تاریخی در شهر اصفهان است. در پژوهش حاضر از روش کیفی (تحلیل مضمون) استفاده شده است. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه‌ نیمه ساختار یافته است. داده‌ها به روش هدفمند و گلوله برفی گردآوری شدند و در مصاحبه 34 به اشباع رسیدند. جامعه آماری پژوهش حاضر را کارشناسان حوزه هنر، بازاریابی و گردشگری، فروشندگان و تولیدکنندگان صنایع‌دستی و بلاگرها و اینفلوئنسرها در شهر اصفهان نشکیل دادند. اعتبارسنجی داده‌ها با روش درصد توافق بین دو متخصص صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان می‌دهد مزایای گردشگری سلفی در حوزه صنایع‌دستی و بناهای تاریخی شهر اصفهان عبارتند از: بازاریابی و برندسازی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، هویتی، توسعه پایدار اجتماعی و فرهنگی و رشد و توسعه گردشگری. معایب هویتی، اقتصادی و حقوقی- فیزیکی از معایب گردشگری سلفی بر صنایع‌دستی و معایب هویتی، فیزیکی و ایمنی و اختلال در کیفیت و تجربه بازدید از معایب گردشگری سلفی در بناهای تاریخی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل سناریوهای توسعه‌ گردشگری هوشمند: مطالعه موردی شهرستان گناباد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734941.html</link>
      <description>توسعه صنعت گردشگری هوشمند در سطح شهرستانی نیازمند شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار و اولویت‌بندی آن‌ها با توجه به شرایط بومی هر منطقه است. در چارچوب رویکرد گردشگری هوشمند، توسعه مقصد نه صرفاً به‌معنای گسترش زیرساخت‌ها، بلکه به‌منزله فرآیندی داده‌محور، تصمیم‌یار و پشتیبان تصمیم‌گیری و مبتنی‌بر حکمرانی هوشمند تلقی می‌شود. هدف این پژوهش، شناسایی، بومی‌سازی و اولویت‌بندی پیشران‌های توسعه صنعت گردشگری در شهرستان گناباد و همچنین رتبه‌بندی مقاصد گردشگری این شهرستان بر اساس شاخص‌های علمی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، ترکیبی بوده و در سه مرحله انجام شد. در مرحله نخست، با استفاده از روش فراترکیب و مرور نظام‌مند مطالعات داخلی و خارجی، ۳۴ زیرمؤلفه استخراج و در قالب ۷ مؤلفه اصلی دسته‌بندی شد. سپس با اتکا به نظر خبرگان و اجماع تیم پژوهش، ۲۳ عامل متناسب با شرایط شهرستان گناباد انتخاب و با بهره‌گیری از مدل تحلیل اهمیت-عملکرد مبتنی‌بر فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی فازی گروهی (IPA&amp;amp;ndash;G&amp;amp;ndash;FGAHP) اولویت‌بندی گردید و بر این اساس، سناریوهای توسعه‌محور کوتاه‌مدت و بلندمدت صنعت گردشگری تدوین شد. در مرحله سوم، با استفاده از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره ویکور، ۱۱ مقصد گردشگری شهرستان در چهار گروه جاذبه‌های طبیعی، تاریخی، مذهبی و شهری، بر اساس ۷ مؤلفه و ۱۷ شاخص مورد ارزیابی و رتبه‌بندی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد تمرکز بر پیشران‌های دارای اولویت بالاتر و بهبود مؤلفه‌هایی که بیشترین شکاف میان وضعیت موجود و مطلوب را دارند، می‌تواند مبنایی علمی و عملی برای برنامه‌ریزی داده‌محور و حکمرانی هوشمند مقصد در صنعت گردشگری شهرستان گناباد فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوشه بندی کاربران شبکه‌های اجتماعی گردشگری در درگیری مشتری و قصد استفاده از برند (مورد مطالعه: TripAdvisor)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735011.html</link>
      <description>مصرف کنندگان برای اتخاذ تصمیمات سفر، به شبکه های اجتماعی متکی هستند و به طور فعال در روابط با برندهای گردشگری در رسانه های اجتماعی شرکت می کنند. با گسترش فناوری اطلاعات و ظهور شبکه‌های اجتماعی، برنامه‌ریزی و تحلیل این شبکه‌ها و اجزای آن‌ها به اولویت سازمان‌های ذینفع تبدیل شده است. یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که کاربران شبکه‌های اجتماعی از آن در این شبکه‌ها استفاده می‌کنند اتخاذ تصمیمات سفر است با توجه به تعداد انبوه و در حال رشد این شبکه‌ها و وب-سایت‌های اینترنتی، دسته‌بندی آنها از دید تأمین‌کننده به منظور ارائه امتیازات و آینده‌نگری در همکاری ضروری است. این پژوهش، با استفاده از داده‌های جمع‌آوری شده از کاربران جامعه آماری، یکی از مهمترین شبکه‌های اجتماعی مرتبط با سفر و توریست که tripadvisor نام دارد مورد تحلیل قرار گرفته و بر اساس شاخص‌های مورد نظر مشتریان و کاربران، خوشه‌بندی انجام شده است. در این پژوهش فرآیند خوشه‌بندی با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی SOM و در قالب روش دو مرحله‌ای آن با الگوریتم k-means انجام شده است که تحلیل خوشه‌های حاصل از شبکه عصبی را تسهیل می‌کند. هرچند امروزه به منظور تعیین بهترین تعداد خوشه‌ها، شاخص‌های اعتبارسنجی مختلفی رواج پیدا کرده است اما در این پژوهش با ترکیب روش تصمیم‌گیری چندشاخصه در مدل و تجمیع شاخص‌های مختلف، به ارائه یک مدل بهینه‌یابی با رویکرد جبرانی نسبت به شاخص‌ها پرداخته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی پیشران های توسعه گردشگری شهرستان بابل</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735026.html</link>
      <description>گردشگری یکی از صنایع کلیدی و اثرگذار در رشد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که شهرستان بابل به دلیل دارا بودن ظرفیت‌های منحصربه‌فرد طبیعی، فرهنگی و تاریخی از پتانسیل بالایی برای توسعه این صنعت برخوردار است. با این حال، توسعه گردشگری در این منطقه با موانع و چالش‌هایی مواجه است که نیازمند شناسایی پیشران‌های کلیدی توسعه به منظور برنامه‌ریزی موثر و پایدار می‌باشد. هدف این پژوهش، تعیین عوامل موثر و کلیدی در توسعه گردشگری شهرستان بابل است.
روش‌شناسی: این پژوهش کاربردی و تحلیلی-اکتشافی با رویکرد آینده‌پژوهی انجام گرفته است. ابتدا شاخص‌های موثر شناسایی و از طریق پرسشنامه ماتریس اثرات متقاطع که به نخبگان گردشگری ارائه شد، داده‌ها جمع‌آ‌وری گردید. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار میک‌مک (MICMAC) انجام و اثرات مستقیم و غیرمستقیم پیشران‌ها استخراج شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ۱۰ پیشران کلیدی نظیر بافت سنتی روستایی، بازارهای هفتگی فعال، بازارچه‌های خوداشتغالی گردشگری، صنایع دستی و خانگی، مدیریت تخصصی گردشگری، حضور مدیران بومی، شبکه حمل و نقل مناسب، خدمات بهداشتی، برنامه‌ها و تورهای بومی و خانه‌های بوم‌گردی بیشترین تاثیر مستقیم را در توسعه گردشگری شهرستان دارند. همچنین سیستم گردشگری شهرستان بابل تا حدی ناپایدار است و نیازمند هماهنگی و تقویت زیرساخت‌ها می‌باشد.
نتیجه‌گیری و پیشنهادات: برای توسعه پایدار گردشگری لازم است مدیریتی یکپارچه بین دستگاههای مرتبط ایجاد شود، زیرساختهای حمل و نقل و رفاهی بهبود یابند، نیروی انسانی آموزش دیده و بومی توانمند شوند، و از ظرفیت‌های فرهنگی و بومگردی حمایت شود. همچنین فناوری‌های نوین در بازاریابی و اطلاع‌رسانی به کار گرفته شوند و مشارکت مستمر جامعه محلی تقویت گردد.
نوآوری و اصالت: این مطالعه با به‌کارگیری نرمافزار میکمک و روش ماتریس اثرات متقاطع، تحلیلی دقیق از تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم پیشران‌های توسعه گردشگری ارائه داده است. استفاده از دیدگاه آینده‌پژوهی و مشارکت خبرگان منطقه، این پژوهش را به الگویی نوآورانه در برنامه‌ریزی گردشگری پایدار تبدیل کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی شاخص‌های کیفیت خدمات از نظر گردشگران مرزی با رویکرد هوشمند مبتنی بر اصل پارتو</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735097.html</link>
      <description>شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های کیفیت خدمات از منظر گردشگران، به‌ویژه در مقاصد مرزی کمتر مطالعه‌شده، می‌تواند به بهبود تجربه بازدیدکنندگان و افزایش وفاداری آن‌ها کمک کند. پژوهش حاضر با رویکرد هوشمند مبتنی بر اصل پارتو، شاخص‌های مؤثر بر رضایت گردشگران بازارچه مرزی اینچه‌برون را تحلیل کرده تا مبنایی علمی برای مدیریت و بهبود تجربه گردشگران فراهم شود. این مطالعه به روش توصیفی&amp;amp;ndash;کاربردی و در قالب یک پژوهش مقطعی انجام شد. جامعه آماری شامل گردشگران بازارچه مرزی اینچه‌برون بودند که با توجه به نامحدود بودن جامعه، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین و تعداد 384 گردشگر با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد با مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت انجام گرفت. در گام نخست، با استفاده از اصل پارتو (۸۰/۲۰) و الگوریتم عامل دورافتاده محلی، گردشگران به دو گروه &amp;amp;laquo;اقلیت حیاتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اکثریت کم‌اهمیت&amp;amp;raquo; تقسیم شدند. سپس، با بهره‌گیری از شاخص ریلیف، ۳۴ شاخص آمیخته بازاریابی خدمات (مدل7P) برای هر گروه وزن‌دهی و رتبه‌بندی شد. نتایج نشان داد که در گروه اقلیت حیاتی، &amp;amp;laquo;تبلیغات عمومی مناسب در جراید و سطح شهر&amp;amp;raquo; و در گروه اکثریت کم‌اهمیت، &amp;amp;laquo;امکانات آب آشامیدنی&amp;amp;raquo; بالاترین اولویت را در ارزیابی کیفیت خدمات گردشگری مقصد دارند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود مدیران و فعالان گردشگری مرزی تمرکز خود را بر بهبود شاخص‌های اولویت‌دار گروه اقلیت حیاتی قرار دهند. نوآوری این پژوهش در به‌کارگیری هم‌زمان تکنیک‌های داده‌کاوی و مدل‌های بازاریابی برای ارتقای هوشمندی در مدیریت مقاصد گردشگری است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
