<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات مدیریت گردشگری عصر هوشمند</title>
    <link>https://tmsse.vru.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات مدیریت گردشگری عصر هوشمند</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اقامتگاه‌های بوم‌گردی و دگرش سکونتگاه‌های روستایی مقصد: زمینه‌ای برای برنامه‌ریزی هوشمند در خراسان جنوبی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737526.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، خستگی ناشی از زندگی شهری و میل انسان به تجربه آرامش در بستر طبیعی، موجب گرایش روزافزون شهرنشینان به اقامت‌های کوتاه‌مدت در روستاهای گردشگرپذیر شده است. این موج جدید که با هدف حضور در اقامتگاه‌های بوم‌گردی در عرصه روستایی شکل یافته، پیامدهای چندوجهی ساختاری و کارکردی در سکونتگاه‌های مقصد به دنبال داشته است؛ برخی از آنها در قالب تحولات فضایی بازنمایی شده و برخی دیگر نیز زمینه‌ساز تحولات آتی است. در این تحقیق کوشش شده با رویکردی کلان‌نگر در سطح سکونتگاه‌های روستایی مقصد بوم‌گردها در خراسان جنوبی، میزان اثرات پدیده‌ی بوم‌گردی روستایی در ابعاد تحولات و دگرش‌های فضایی تحلیل شود تا بنیانی منطقی برای برنامه‌ریزی‌های هوشمندانه در آینده فراهم آید. از نظر ماهیت، پژوهش کاربردی و از نظر روش، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی است. جامعه آماری شامل ۲۴ اقامتگاه بوم‌گردی با بیش از پنج سال سابقه فعالیت در ۱۲ روستای منتخب استان خراسان جنوبی بود که در سطح سکونتگاه تمام شماری شد. در سطح خانوار ۲۰۳ نمونه به‌صورت تصادفی برای تکمیل پرسشنامه انتخاب شد. داده‌ها با آزمون‌های آماری در SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد اقامتگاه‌های بوم‌گردی در روستاها نقش مؤثری در تحول کالبدی، اقتصادی و اجتماعی روستاهای مقصد داشته‌اند. در بعد کالبدی معماری اصیل اقامتگاه‌ها و زیباسازی اماکن عمومی و تاریخی، تعریض و اصلاح معابر بیشترین جلوه را دارد. در بعد اقتصادی، رشد کسب‌وکارهای مرتبط با نیاز گردشگران، افزایش مشارکت زنان در تولیدات خانگی مانند غذاهای سنتی و صنایع‌دستی محلی، و تنوع منابع درآمدی عمده‌ترین پیامدها محسوب می‌شوند. در بعد اجتماعی نیز، تقویت هویت مکانی، توجه مضاعف به ارزش‌های طبیعی و فرهنگی، احیای آیین‌ها و سنت‌های بومی و ارتقای روحیه مشارکت‌جویی و کار جمعی در میان روستاییان مشهود است. بدینسان، پایابی بوم‌گردی در قلمرو سکونتگاه‌ها را می‌توان از عوامل مهم در تحولات ساختاری و کارکردی فضا دانست که به طور مستقیم و غیرمستقیم دارای تبعات چندگانه است و می‌تواند به عنوان یکی از راهبردهای تجویزی نظام مدیریت توسعه فضا در برنامه‌ریزی برای احیا و توسعه روستایی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل الگوی توزیع فضایی اقامتگاه‌های بوم‌گردی ایران بر اساس نظام درجه‌بندی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737527.html</link>
      <description>توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی مستلزم بهبود مستمر کیفیت خدمات، تامین رضایت گردشگران از طریق ارتقاء استانداردهای موجود می‌باشد. در این زمینه وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی ضوابط و دستورالعمل ارزیابی و درجه‌بندی اقامتگاه‌های بوم‌گردی را تدوین نموده و بر مبنای آن با استفاده از معیارهای مشخص به سطح‌بندی اقامتگاه‌های بوم‌گردی در چهار دسته شامل؛ درجه یک، درجه دو، درجه سه و فاقد رتبه اقدام می‌نماید. اما توزیع فضایی اقامتگاه‌های بوم‌گردی به تفکیک درجه‌بندی آن و اینکه اقامتگاه‌های بوم‌گردی با کیفیت‌ها و درجه‌بندی مختلف در چه مناطقی از کشور متمرکز شده‌اند تاکنون مورد توجه محققان قرار نگرفته است. به همین سبب، هدف از پژوهش حاضر تحلیل الگوی توزیع فضایی اقامتگاه‌های بوم‌گردی براساس درجه‌بندی آن‌ها در پهنه فضایی ایران است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و دارای روش توصیفی-تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه‌ای و داده‌های مورد تحلیل نیز از وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در سال 1403 گردآوری شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از تکنیک‌های تحلیل فضاییِ موران و تحلیل خوشه‌های داغ انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که کانون‌های محل تمرکز بیشترین تعداد اقامتگاه‌های بوم‌گردی با درجه‌های مختلف، عمدتاً در مناطق مرکزی و شمالی ایران شکل گرفته است. این الگوی فضایی بیش از هر چیزی متاثر از ویژگی‌های طبیعی مناطق، جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی، وجود زیرساخت‌های اساسی، شرایط اجتماعی و اقتصادی منطقه و همچنین سیاست‌ها و شیوه‌های مدیریت است. در این زمینه لازم است در تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های آتی گردشگری کشور، علاوه بر ساماندهی و توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی در کانون‌های داغ شناسایی شده، بسترهای لازم برای ایجاد اقامتگاه‌های بوم‌گردی متناسب با ظرفیت‌های گردشگری در سایر مناطق کشور نیز فراهم شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش رهیافت نظری برنامه ریزی پویش مختلط در برنامه ریزی گردشگری</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737528.html</link>
      <description>برنامه‌ریزی گردشگری به دلیل پیچیدگی نظام‌های گردشگری، تعاملات پویای ذینفعان و دینامیک زمانی توسعه، نیازمند رویکردهای نوین است. رهیافت برنامه‌ریزی پویش مختلط با تلفیق روش‌های کیفی و کمی و تمرکز بر تفکر دستگاهی، امکان درک جامع‌تر نظام گردشگری و شبیه‌سازی سناریوهای مختلف توسعه را فراهم می‌آورد. این پژوهش باهدف سنجش رهیافت نظری برنامه‌ریزی پویش مختلط در برنامه‌ریزی گردشگری انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین پایه و سازمان‌دهنده را از ادبیات علمی استخراج کرده و سپس با استفاده از روش دیمتل، روابط علی-معلولی میان 104 مضمون پایه مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تفکر سیستمی در گردشگری، قابلیت مدل‌سازی نظام گردشگری، تمرکز بر ساختار نظام، نمودارهای علّی حلقوی، شبیه‌سازی سناریوها، برنامه‌ریزی پیشگیرانه، مدیریت ظرفیت پذیرش، بهبود کیفیت برنامه‌ها و حمایت مدیریت ارشد به‌عنوان مهم‌ترین عوامل علی شناسایی شدند. در مقابل، محدودیت‌های نظری شامل ساده‌سازی پیچیدگی‌ها و محدودیت مدل‌سازی ابعاد کیفی، موانع عملی شامل نیاز به داده‌های جامع و پیچیدگی فنی، و چالش‌های سازمانی شامل مقاومت در برابر تغییر و فقدان فرهنگ تفکر سیستمی به‌عنوان اصلی‌ترین موانع شناسایی شدند. پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران بر فرهنگ‌سازی تفکر سیستمی، ایجاد مراکز تخصصی پویایی سیستم، توسعه سامانه‌های اطلاعاتی جامع گردشگری، برگزاری دوره‌های آموزشی تخصصی و آغاز پروژه‌های آزمایشی در مقاصد منتخب تمرکز کنند. هم‌چنین نوآوری این پژوهش در ارائه تحلیلی علّی از تعامل میان ابعاد نظری، کارکردی و نهادی رهیافت برنامه‌ریزی پویش مختلط در گردشگری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مسئولیت‌پذیری اجتماعی سازمان مقصد در دستیابی به توسعه پایدار گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستاهای گردشگرپذیر شهرستان رامیان)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737529.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف ارزیابی نقش مسئولیت‌پذیری اجتماعی سازمان مقصد در تحقق توسعه پایدار گردشگری روستایی شهرستان رامیان انجام شد. این مطالعه کاربردی و از نوع کمی با روش توصیفی-تحلیلی و نمونه‌گیری هدفمند طبقه‌ای شامل ۷۰ نفر از اعضای سازمان‌های مقصد گردشگری است. متغیرهای اصلی شامل مسئولیت‌پذیری اجتماعی (ابعاد اقتصادی، قانونی، اخلاقی و بشردوستانه)، توسعه پایدار گردشگری (ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی) و حکمرانی پایدار مقصد به عنوان متغیر میانجی بررسی شدند. نتایج آزمون t یک‌نمونه‌ای نشان داد که میانگین ابعاد مسئولیت‌پذیری اجتماعی (مثلاً مسئولیت اخلاقی: 2.50) و توسعه پایدار گردشگری (پایداری اقتصادی: 2.40) به‌طور معناداری پایین‌تر از حد میانه ۳ است (p &amp;amp;lt; 0.001)، که نشان‌دهنده نگرانی اعضای سازمان مقصد نسبت به وضعیت فعلی است. تحلیل همبستگی پیرسون روابط مثبت و معناداری بین مسئولیت‌پذیری اجتماعی و توسعه پایدار (r=0.46 تا 0.52) و نقش کلیدی حکمرانی پایدار به عنوان میانجی (r=0.55) را نشان داد. رگرسیون چندگانه بیانگر تأثیر معنادار مسئولیت‌پذیری اخلاقی (&amp;amp;beta;=0.26, p=0.028) و حکمرانی پایدار مقصد (&amp;amp;beta;=0.39, p=0.001) بر توسعه پایدار گردشگری بود. مدل تحلیل مسیر نیز نقش مستقیم مسئولیت‌پذیری اجتماعی (&amp;amp;beta;=0.30, p=0.02) و تأثیر قوی‌تر آن بر حکمرانی پایدار (&amp;amp;beta;=0.50, p=0.001) را تأیید کرد. یافته‌ها نشان می‌دهد ارتقاء حکمرانی پایدار و تقویت مسئولیت‌پذیری اخلاقی در سازمان‌های مقصد، از عوامل کلیدی در تحقق توسعه پایدار گردشگری روستایی هستند و نیازمند توجه ویژه سیاستگذاران محلی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل مؤثر بر وفاداری گردشگران عبوری نسبت به غرفه‌های مواد غذایی مترو (مطالعه موردی: غرفه های کلین فود)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737530.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر وفاداری مسافران مترو نسبت به غرفه‌های عرضه‌کننده مواد غذایی در ایستگاه‌های مترو تهران، با تاکید بر غرفه‌های کلین فود می‌پردازد. هدف اصلی شناسایی عوامل موثر بر وفاداری مشتریان به این غرفه‌ها و نیز ارائه راهکارهایی برای بهبود رضایت و وفاداری آنها بوده است. این پژوهش، پژوهشی کمی و از نوع توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مسافران مترو تهران است که از غرفه‌های کلین فود خرید کرده‌اند. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش تحلیل عاملی تأییدی و رگرسیون استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که عواملی مانند کیفیت محصولات، تنوع منو، سرعت خدمات، قیمت مناسب، نظافت و بهداشت غرفه‌ها و رفتار پرسنل تأثیر معناداری بر وفاداری مسافران داشته است. همچنین، تجربه مثبت مشتریان از خرید قبلی و دسترسی آسان به غرفه‌ها نیز از عوامل کلیدی در وفاداری آن‌ها محسوب می‌شود. این پژوهش نشان می‌دهد که برای افزایش وفاداری مسافران مترو به غرفه‌های مواد غذایی، بهبود کیفیت محصولات، افزایش سرعت خدمات، رعایت بهداشت و ارائه قیمت‌های رقابتی ضروری است. همچنین، آموزش پرسنل برای برخورد مناسب با مشتریان و ایجاد تجربه‌های مثبت خرید می‌تواند به جلب اعتماد و وفاداری بیشتر مسافران منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل توسعه گردشگری سلامت با تأکید بر بازاریابی آنلاین</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737532.html</link>
      <description>با توجه به گسترش رقابت میان کشورها در ارائه خدمات درمانی و رفاهی و نقش پررنگ بازاریابی دیجیتال در جذب گردشگران سلامت، این پژوهش با هدف طراحی و تبیین مدل توسعه گردشگری سلامت با تأکید بر بازاریابی دیجیتال انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع داده‌ها آمیخته متوالی با رویکرد اکتشافی است. بخش کیفی شامل فراترکیب و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 20 نفر از خبرگان منتخب (به شیوه نمونه‌گیری هدفمند و تا حد اشباع نظری) بود. در بخش کمی، روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی از نوع پیمایشی/همبستگی به‌کار رفت و جامعه آماری شامل مدیران شرکت‌های گردشگری بود که بر اساس روش تحلیل عاملی تأییدی و نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای مرحله‌ای، 202 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کمی پرسشنامه محقق‌ساخته بود و روایی و پایایی ابزارها در هر دو بخش تأیید شد. تحلیل داده‌ها در بخش کیفی با تحلیل مضمون و در بخش کمی با تحلیل عاملی تأییدی و آزمون t تک‌نمونه‌ای انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مدل بومی توسعه گردشگری سلامت با تأکید بر بازاریابی دیجیتال شامل شش بعد اصلی است: اثربخشی فعالیت‌های بازاریابی دیجیتال، هزینه‌ها، سیاست‌ها و قوانین، زیرساخت، شفافیت و فرهنگ. همچنین مشخص شد که این مؤلفه‌ها از نظر پاسخ‌دهندگان در وضعیت مطلوبی قرار دارند. بر اساس تحلیل کیفی و کمی، مدل پیشنهادی توسعه گردشگری سلامت مورد تأیید خبرگان و مدیران صنعت گردشگری قرار گرفت و می‌تواند به‌عنوان چارچوبی جامع برای ارتقای بازاریابی دیجیتال و جذب گردشگران سلامت به‌کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش گردشگری غذا در تنوع معیشتی جوامع روستایی شهرستان رشت (مطالعه موردی: دهستان بلسبنه بخش کوچصفهان)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734416.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی نقش گردشگری غذا در ارتقاء تنوع معیشتی جوامع روستایی دهستان بلسبنه استان گیلان انجام شده است. علیرغم آنکه ورود گردشگری سبب ایجاد فرصت‌های شغلی جدید گردیده، ساختار معیشتی غالب ساکنان همچنان مبتنی بر کشاورزی باقی مانده است. مطالعه حاضر ماهیتی کاربردی و توصیفی-تحلیلی دارد و جامعه آماری شامل ۵۸۱۹ خانوار روستایی بوده که از میان آن‌ها با استفاده از فرمول کوکران، نمونه‌ای ۳۹۳ نفره انتخاب شد. گردآوری داده‌ها از طریق پرسشنامه و تحلیل نتایج با آزمون‌های ناپارامتریک اسپیرمن، کای اسکوئر و کروسکال والیس در محیط SPSS صورت پذیرفت. روایی ابزار پژوهش توسط پنج نفر از اعضای هیئت علمی تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۸۸۹/۰ محاسبه شد. تحلیل یافته‌ها نشان داد که بالاترین میانگین متعلق به بعد اجتماعی-فرهنگی، به ویژه شاخص‌های ارتباطات و تعلق خاطر محلی، با مقادیر ۱۲/۳ و ۳۹/۳ است؛ در مقابل، پایین‌ترین میانگین‌ها در ابعاد اقتصادی و کالبدی-فضایی به ترتیب برابر با ۵۵/۲ و ۰۹/۲ دیده شد. بیشترین همبستگی میان بعد محیطی و کالبدی (۵۶۱/۰) و کمترین همبستگی میان ابعاد اقتصادی و کالبدی (۳۷۹/۰) ثبت گردید. شاخص "احیای غذا" بالاترین میانگین رتبه (۲۵۳/۲۶) و شاخص "بازاریابی" پایین‌ترین میانگین رتبه (۶۳/۵۶) را به خود اختصاص داد. نوآوری این پژوهش در تمرکز بر ارتباط همزمان گردشگری غذا با گسترش تنوع معیشت و ابعاد فرهنگی-اجتماعی روستاهای گیلان است، که پیش‌تر کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته بود. رویکرد تحلیلی ترکیبی این مطالعه شکاف موجود در ادبیات مربوط به گردشگری غذای مناطق شمالی ایران با تأکید بر ابعاد فراتر از صرف اقتصاد و معرفی غذاها را تا حدی پر کرده و نشان می‌دهد که گردشگری غذا، ضمن ارتقاء تعاملات فرهنگی و تقویت هویت محلی، ظرفیت توسعه مشاغل جدید را دارد، اما نیل به توسعه اقتصادی و معیشتی پایدار ملزم به سرمایه‌گذاری هدفمند در زیرساخت‌ها، آموزش و بازاریابی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی مؤلفه‌های طراحی احساس‌گرا در گردشگری سلامت کودکان: ارائه یک مدل سفر سه‌فازی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734420.html</link>
      <description>توجه به نیازهای عاطفی و روانشناختی کودکان در فرآیند درمان، به ویژه در بستر گردشگری سلامت، نقش تعیین‌کننده‌ای در اثربخشی درمان و کیفیت تجربه آنان دارد. با این وجود، این بعد حیاتی غالباً در برنامه‌ریزی‌ها نادیده گرفته می‌شود. این مطالعه با هدف طراحی یک مدل مفهومی برای اولویت‌بندی مؤلفه‌های طراحی احساس‌گرا در سفر درمانی کودکان انجام شد و با به‌کارگیری روش مرور دامنه و تحلیل ۱۶ مدل معتبر بین‌المللی در حوزه‌های طراحی احساس‌گرا و گردشگری سلامت انجام شده است. یافته‌ها منجر به طراحی مدلی سه‌فازی (پیش از سفر، حین سفر، و پس از سفر) شد که اولویت مؤلفه‌های طراحی احساس‌گرا را در هر مرحله مشخص می‌کند. در مرحله پیش از سفر، مؤلفه‌های تأملی و هدونومیک برای کاهش اضطراب اولیه اولویت دارند. در مرحله حین سفر، مؤلفه‌های غریزی و رفتاری برای ایجاد احساس امنیت و تسهیل درمان ضروری هستند. در مرحله پس از سفر، مؤلفه‌های تأملی و هدونومیک برای حفظ ارتباط عاطفی و پیگیری اثربخش مورد تأکید قرار می‌گیرند. این مدل به عنوان یک نقشه راه عملیاتی، به سیاست‌گذاران و ارائه‌دهندگان خدمات کمک می‌کند تا با تمرکز بر مؤثرترین مؤلفه‌های احساس‌گرا در هر مرحله، تجربه سفر درمانی کودکان را به گونه‌ای مثبت و درمان‌بخش سامان دهند. پیشنهاد می‌شود این مدل مبنای تدوین استانداردهای ملی و پژوهش‌های آتی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارایه الگوی مدیریت منابع انسانی در گردشگری شهری، نمونه مطالعاتی: شهرکرد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734427.html</link>
      <description>پژوهش جاری با هدف ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی در گردشگری شهری شهرکرد انجام شده است. ارایه الگوی مدیریت منابع انسانی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در دستیابی به اهداف پایدار، افزایش سودآوری، بهبود کیفیت زندگی جوامع محلی و معرفی فرهنگ بومی به گردشگران ایفا کند. با این حال، چگونگی طراحی یک الگوی مدیریت منابع انسانی برای پاسخ‌گویی به نقش‌ها و انتظارات متنوع ذی‌نفعان، تاکنون به‌طور جامع مورد بررسی قرار نگرفته است. با توجه به قابلیت‌های فراوان گردشگری در شهرکرد، ارایه الگوی مدیریت منابع انسانی گردشگری به عنوان رکن اساسی توسعه می‌تواند یاریگر برنامه‌ریزی و بهبود گردشگری شهری شهرکرد باشد. به لحاظ روش‌شناسی این تحقیق از نظر رویکرد، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و از نظر هدف، توسعه‌ای&amp;amp;ndash;کاربردی است. داده‌ها از طریق مطالعات میدانی و مصاحبه با خبرگان گردآوری و با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و تحلیل مضمون در محیط نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که سازمان‌های فعال در گردشگری شهری در هفت حوزه اصلی شامل تأمین اقامتی و رفاهی، حمل‌ونقل، امنیت، آموزش، غذا و پذیرایی، تفریح و سرگرمی و خدمات عمومی فعالیت می‌کنند. همچنین، انتظارات از منظر ذی‌نفعان در دو بعد اصلی انتظارات انسانی&amp;amp;ndash;رفتاری و انتظارات فنی&amp;amp;ndash;اقتصادی طبقه‌بندی شده است. در نهایت، شایستگی‌ها و توصیه‌های مدیریت منابع انسانی در هفت مقوله کلیدی شامل جذب و استخدام، مدیریت مسیر شغلی، روابط کار، ایمنی و بهداشت، پاداش و جبران خدمت، ارزیابی عملکرد و آموزش و توسعه منابع انسانی شناسایی و ارائه شد. نتایج این پژوهش می‌تواند به‌عنوان چارچوبی کاربردی برای بهبود مدیریت منابع انسانی در گردشگری شهری ایران و ارتقای اثربخشی سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه گردشگری مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر هوش هیجانی بر توانمند سازی روانشناختی کارکنان در صنعت هتلداری (مطالعه موردی: هتل پارسیان آزادی خزر)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734431.html</link>
      <description>تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر هوش هیجانی بر توانمند سازی روانشناختی کارکنان در صنعت هتل داری در هتل پارسیان آزادی خزر صورت پذیرفته است. داده‌های مورد نیاز برای این تحقیق با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده از کارکنان هتل پارسیان آزادی خزر و با ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. همچنین از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی  و جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان هتل پارسیان آزادی خزر در نظر گرفته شده است. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که هوش هیجانی و هر یک از ابعاد آن تأثیر مثبت و معناداری  بر توانمندسازی روانشناختی کارکنان دارند. &amp;amp;laquo;در این میان&amp;amp;raquo; متغیر خود آگاهی در بین ابعاد هوش هیجانی دارای بزرگترین مقدار ضریب مسیر است و دارای بیشترین تأثیر بر توانمند سازی روانشناختی کارکنان در بین ابعاد هوش هیجانی می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل مدیریت شبکه گردشگری سلامت شهر تهران</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734433.html</link>
      <description>تحقیق حاضر به شناسایی مؤلفه‌های شبکه گردشگری پزشکی در مقصدهای گردشگری و ارائه مدل مدیریتی برای کلان‌شهر تهران می‌پردازد. این پژوهش با استفاده از روش ترکیبی (کیفی و کمی) انجام شده است. در بخش کیفی، با بهره‌گیری از روش گراندد تئوری و انجام مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان، عوامل علّی، مداخله‌گر و پیامدهای مدیریت شبکه گردشگری سلامت شناسایی شدند. در بخش کمی، داده‌های جمع‌آوری‌شده از310 پرسشنامه محقق‌ساخته در میان ذینفعان شبکه (پزشکان، مدیران مراکز درمانی و دفاتر گردشگری سلامت) با استفاده از تحلیل عاملی و مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هماهنگی میان ذی‌نفعان، وجود بسترهای سازمانی و مدیریتی کارآمد، توسعه زیرساخت‌های فناورانه و تقویت فرهنگ همکاری اثر مثبت و معناداری بر کارایی و اثربخشی مدیریت شبکه گردشگری سلامت دارند. این یافته‌ها با پیشینه‌های تحقیقاتی موجود همسویی دارند و تأکید می‌کنند که برای بهبود مدیریت شبکه، نیاز به ایجاد ساختارهای هماهنگ، توسعه زیرساخت‌های فناورانه و تقویت فرهنگ همکاری وجود دارد. نتایج نشان می‌دهد که ظرفیت‌های بالای درمانی و تخصصی در بیمارستان‌ها فرصت‌هایی برای توسعه این حوزه فراهم کرده‌اند. این رویکرد می‌تواند به افزایش درآمدهای ارزی، ایجاد اشتغال پایدار و تقویت جایگاه تهران به‌عنوان قطب گردشگری سلامت منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی اقتصادی زنان در کارآفرینی گردشگری (مورد مطالعه: استان لرستان)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734442.html</link>
      <description>توانمندسازی اقتصادی زنان در عرصه کارآفرینی گردشگری به عنوان یک راهبرد کلیدی در تحقق توسعه پایدار و عدالت جنسیتی محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی اقتصادی زنان کارآفرین در صنعت گردشگری استان لرستان انجام شد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها، توصیفی-تحلیلی از نوع پیمایشی بود که با رویکرد کمی و با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه زنان کارآفرین فعال در صنعت گردشگری استان لرستان بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، 164 پرسشنامه کامل جمع‌آوری و تحلیل شد. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق‌ساخته‌ای بود که روایی آن از طریق روایی محتوایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 916/0 تأیید گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که چهار عامل اصلی نهادی (با تبیین 322/40 درصد واریانس)، سرمایه اجتماعی (905/6 درصد)، سرمایه اقتصادی (47/6 درصد) و سرمایه فرهنگی (278/5 درصد) در مجموع 975/58 درصد از واریانس توانمندسازی اقتصادی زنان را تبیین می‌کنند. در بین این عوامل، عامل نهادی-ساختاری به عنوان مهم‌ترین تعیین کننده شناسایی شد که شامل مؤلفه‌هایی مانند دریافت مجوزهای کسب‌وکار، هنجارهای اجتماعی و فرهنگی، قوانین دولتی، نگرش جامعه محلی و هماهنگی با نهادهای دولتی بود. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از آن است که توانمندسازی اقتصادی زنان در گردشگری لرستان پدیده‌ای چندبعدی است که تنها با تأمین سرمایه اقتصادی محقق نمی‌شود، بلکه بهبود بستر نهادی، تقویت سرمایه اجتماعی و ارتقای سرمایه فرهنگی، پیش‌نیازها و مکمل‌های ضروری برای آن هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش توسعه گردشگری در رشد فراگیر (مطالعه موردی کشورهای با درآمد متوسط و بالا)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734443.html</link>
      <description>در مواجهه با رشد اقتصادی بالا از یک سو و فقر، نابرابری و بیکاری از سوی دیگر، استراتژی رشد فراگیر به عنوان یک مفهوم نوین در اقتصاد رشد مطرح شده و مورد توجه پژوهشگران و سیاست‌گذاران قرار گرفته است. از آنجا که گردشگری نقش مهمی در رشد اقتصادی ایفا می‌کند، این مطالعه به بررسی تأثیر توسعه گردشگری بر رشد فراگیر می‌پردازد. برای این منظور، ابتدا شاخص مرکبی برای رشد فراگیر با استفاده از روش تحلیل مولفه‌های اصلی (PCA) محاسبه شد. همین روش برای ساخت شاخص مرکب گردشگری با وزن‌دهی سه شاخص نیز به کار رفت. در این تحقیق مدل دینامیک مبتنی بر روش برآورد گشتاورهای تعمیم‌یافته سیستمی (GMM-SYS) برای 18 کشور با درآمد متوسط و 25 کشور با درآمد بالا طی دوره 2004 تا 2020 استفاده و نتایج در دو رگرسیون مجزا مقایسه شدند. نتایج نشان داد که چهار شاخص توسعه گردشگری تأثیر مثبت و معناداری بر کشورهای هر دو گروه درآمدی دارند، که این تأثیر در کشورهای با درآمد متوسط به‌طور معنادار بیشتر از کشورهای با درآمد بالا است. این مقاله نخستین تلاش برای به دست آوردن شاخصی جامع‌تر برای رشد فراگیر و بررسی تأثیر گردشگری بر آن به شمار می‌رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه فرصت‌های کارآفرینی در گردشگری روستایی: مطالعه موردی روستای فهرج</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734444.html</link>
      <description>گردشگری روستایی به عنوان یکی از ارکان مهم توسعه پایدار، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در رونق اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی ایفا کند. روستای فهرج با دارا بودن جاذبه‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی منحصربه‌فرد، از پتانسیل بالایی برای جذب گردشگر برخوردار است؛ با این حال، بهره‌برداری مؤثر از این ظرفیت‌ها مستلزم درک عوامل کلیدی توسعه فرصت‌های کارآفرینی است. هدف این پژوهش، تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه فرصت‌های کارآفرینی در گردشگری روستایی (مطالعه موردی: روستای فهرج) بوده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 73 نفر از فعالین و خبرگان صنعت گردشگری روستای فهرج بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه ماتریس تاثیر متقابل بر مبنای مقیاس فازی بود. داده‌ها با استفاده از تکنیک‌های نگاشت شناختی فازی و تحلیل شبکه‌های اجتماعی در نرم‌افزارهای FCMapper و UCINET6 تحلیل شدند. بر اساس یافته‌ها، از میان 15 عامل مورد بررسی، سه عامل خدمات راهنمایان محلی آموزش دیده، تورهای تجربه‌محور کشاورزی و نمایش آداب و رسوم به عنوان عوامل کلیدی و پرنفوذ شناسایی شدند. شبیه‌سازی سناریوها نشان داد که این عوامل نقش محوری در پویایی کل سیستم ایفا کرده و تمرکز بر آن‌ها می‌تواند به‌طور مستقیم با غنی‌سازی تجربه گردشگر و تقویت بازاریابی دهان‌به‌دهان، بازاریابی گردشگری روستا را متحول کند. به سیاست‌گذاران و فعالان محلی پیشنهاد می‌شود در اولویت‌گذاری سرمایه‌گذاری‌ها و تدوین برنامه‌های بازاریابی، بر توسعه این سه عامل کلیدی تمرکز نمایند. راه‌اندازی دوره‌های آموزشی تخصصی برای راهنمایان محلی و طراحی و ترویج تورهای کشاورزی تجربه‌محور، می‌تواند به عنوان اولین گام‌های عملیاتی در راستای توسعه کارآفرینی و بازاریابی اثربخش گردشگری در روستای فهرج مدنظر قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقشه‌برداری از سفر مشتری در گردشگری دیجیتال با تأکید بر تجربه چندکاناله: یک مرور ساخت‌یافته</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734446.html</link>
      <description>تحول دیجیتال در صنعت گردشگری، الگوهای رفتار مصرف‌کننده را به‌طور چشم‌گیری دگرگون کرده و موجب شکل‌گیری مفهومی نوین به‌نام &amp;amp;laquo;سفر مشتری دیجیتال&amp;amp;raquo; شده است؛ سفری که در آن تصمیم‌گیری، تجربه و وفاداری مشتریان در تعامل با بسترهای گوناگون دیجیتال رقم می‌خورد. هدف این پژوهش، مرور ساخت‌یافته ادبیات علمی پیرامون نقشه‌برداری از سفر مشتری در صنعت گردشگری دیجیتال با تأکید بر تعاملات چندکاناله (وب‌سایت، اپلیکیشن، رسانه اجتماعی، و&amp;amp;hellip;) در سه مرحله کلیدی: پیش از سفر، حین سفر و پس از سفر است. برای نیل به این هدف، با اتکا بر چارچوب هشت‌مرحله‌ای مرور سیستماتیک بولاند و همکاران (2013)، جستجوی جامع مقالات در پایگاه‌های Scopus، Web of Science، ScienceDirect، و Emerald انجام شد. پس از اعمال معیارهای ورود و حذف، 21 مقاله علمی در بازه زمانی 2010 تا 2024 شناسایی و تحلیل شد. یافته‌ها نشان دادند که بیشترین تمرکز مطالعات بر مرحله پیش از سفر و بر بسترهای رسانه اجتماعی و اپلیکیشن‌های موبایلی بوده است، در حالی‌که مرحله پس از سفر و نقش بازخورد مشتریان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، بررسی‌ها نشان دادند که تنها بخش کوچکی از مطالعات به‌صورت یکپارچه به کل مسیر سفر مشتری پرداخته‌اند و عمدتاً دیدگاه‌های جزیره‌ای و تک‌مرحله‌ای بر ادبیات حاکم است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که ادبیات موجود نیازمند توسعه مدل‌های جامع‌تری است که تجربه مشتری را از منظر تعامل چندکاناله و چرخه کامل تصمیم‌گیری پوشش دهد. همچنین، پیشنهاد می‌شود در مطالعات آتی از ترکیب رویکردهای داده‌محور (مانند تحلیل رفتار کلیک و داده‌کاوی) با چارچوب‌های مفهومی روان‌شناختی استفاده شود تا درک دقیق‌تری از انگیزه‌ها و ترجیحات گردشگران در محیط دیجیتال حاصل گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر آموزش مهارت‌های تربیتی و فرهنگی بر نگرش و مشارکت نوجوانان در توسعه گردشگری محلی: مطالعه موردی آبشارهای لرستان</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734448.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تأثیر برنامه‌های آموزشی با محوریت مسئولیت زیست‌محیطی و اخلاقی و مهارت‌های فرهنگی بر نگرش‌ها و مشارکت نوجوانان در توسعه پایدار گردشگری محلی انجام شد. بر اساس نظریه شناختی-اجتماعی باندورا، نتایج نشان داد که آموزش هدفمند، ظرفیت‌های شناختی، نگرشی و رفتاری نوجوانان را برای مشارکت مؤثر در توسعه گردشگری پایدار تقویت می‌کند. طراحی پژوهش از نوع روش ترکیبی توالی‌دار توضیحی بود و شامل ۲۰۰ نوجوان ۱۴ تا ۱۸ ساله از خرم‌آباد و دورود بود، که با نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها شامل یک پرسشنامه استاندارد نگرش به گردشگری پایدار (آلفای کرونباخ = 85/0) و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۰ شرکت‌کننده تا رسیدن به اشباع نظری بود که با استفاده از روش تحلیل تماتیک براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل شد. مداخله پژوهش شامل هشت کارگاه آموزشی دو ساعته طی سه ماه بود، که بر حفاظت محیط‌زیست و تقویت هویت محلی و فرهنگ میزبانی تأکید داشت. نتایج کمی نشان‌دهنده بهبود معنادار نگرش‌ها بود (۱۲.۴۵p &amp;amp;lt;0.001, t=) و مهارت‌های تربیتی (&amp;amp;beta;=0.42, p &amp;amp;lt;0.01) و فرهنگی (&amp;amp;beta;=0.38, p &amp;amp;lt;0.01) به‌طور معنادار پیش‌بینی‌کننده مشارکت فعال بودند (R&amp;amp;sup2;=0.45). تحلیل کیفی نیز ۱۱ تم اصلی استخراج کرد که از میان آن‌ها سه تم غالب شناسایی شد: آگاهی و افتخار به هویت فرهنگی محلی (گزارش شده در ۸۷٪ مصاحبه‌ها)، احساس مسئولیت زیست‌محیطی (۸۰٪ مصاحبه‌ها) و تقویت حس تعلق و میزبانی (۸۳٪ مصاحبه‌ها). نتایج نشان می‌دهد، آموزش مبتنی بر نظریه باندورا، نوجوانان را توانمند می‌سازد تا به‌عنوان عوامل تغییر در گردشگری پایدار استان لرستان ایفای نقش کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی و احیاء زاینده‌رود در شکوفایی گردشگری اصفهان</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734451.html</link>
      <description>بحران‌ها و مدیریت آن‌ها در مقاصد گردشگری مسئله‌ای بسیار مهم تلقی شده و نیاز مدیران گردشگری به تکنولوژی برای بازیابی مقاصد احساس می‌شود، ولی مطالعه در زمینه بازیابی و احیاء مقاصد با استفاده از تکنولوژی‌های هوشمند همچنان محدود باقی‌مانده است. باتوجه‌به مؤلفه‌های موردبررسی، نوع تحقیق کاربردی است که در گروه تحقیقات توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی قرار دارد و از روش تحقیق کیفی مبتنی بر پیمایش متخصصان و ذی‌نفعانی که سابقه فعالیت در زمینه هوش مصنوعی را داشته‌اند استفاده شد. داده‌های موردنیاز این مطالعه از طریق یک مصاحبه که از جامعه آماری پژوهش اعم از خبرگان و فعالان صنعت گردشگری در بخش هوشمندسازی تشکیل شد، جمع‌آوری گردید. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۴ نفر از خبرگان و ذی‌نفعان حوزه‌های گردشگری، محیط‌زیست و فناوری اطلاعات جمع‌آوری و با استفاده از تحلیل مضمون و نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که عوامل کلیدی مؤثر بر احیای زاینده‌رود عبارت‌اند از: توسعه زیرساخت دیجیتال، مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی، کیفیت داده‌ها و پذیرش فناوری توسط ذی‌نفعان. همچنین، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری اصلی در پایش، پیش‌بینی و مدیریت سلامت زیست‌محیطی زاینده‌رود، نقش مؤثری در تسهیل احیا و حفظ پایداری بلندمدت آن ایفا می‌کند. نتایج مطالعه همچنین رابطه معناداری بین افزایش آگاهی جامعه، احیای رودخانه و توسعه گردشگری پایدار از طریق استفاده از فناوری‌های هوشمند نشان داد. بنابراین، قابلیت‌های هوش مصنوعی در تجزیه و تحلیل داده‌های پیچیده و پشتیبانی از تصمیم‌گیری سریع، آن را به عاملی حیاتی در حفظ و احیای محیط زیست زاینده‌رود و رونق گردشگری در منطقه تبدیل کرده است. بحران‌های محیط‌زیستی و مدیریت آن‌ها در مقاصد گردشگری از چالش‌های اساسی قرن حاضر محسوب می‌شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش فناوری‌های هوشمند، به‌ویژه هوش مصنوعی، در فرایند احیای زیست‌محیطی رودخانه زاینده‌رود و تأثیر آن بر رونق گردشگری در اصفهان انجام شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر نقشه برداری آشپزی در توسعه گردشگری خوراک استان گیلان</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734453.html</link>
      <description>گردشگری غذا به‌عنوان یکی از روندهای مهم گردشگری، نقشی اساسی در غنای تجربه سفر و توسعه اقتصادی مقصدها دارد و نقشه‌برداری آشپزی نیز به‌عنوان ابزاری نوین، امکان سامان‌دهی، هدایت و برجسته‌سازی مؤلفه‌های هویتی مرتبط با خوراک را فراهم می‌کند. در این چارچوب، استان گیلان با تنوع گسترده غذاهای محلی و فرهنگ غذایی غنی، ظرفیت چشمگیری برای توسعه گردشگری خوراک دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نقشه‌برداری آشپزی بر توسعه گردشگری خوراک در گیلان انجام شد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق مصاحبه با کارشناسان گردشگری، فعالان بخش خدمات غذایی، پرسشنامه، مشاهده میدانی و مطالعات اسنادی جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌های کمی با نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس و داده‌های کیفی با مکس‌کیودا انجام شد و داده‌های مکانی نیز با استفاده از ابزارهای جی‌آس‌اس تحلیل گردید تا نقشه‌برداری دقیق رستوران‌ها و مراکز عرضه غذاهای محلی ارائه شود. نتایج نشان داد گردشگری خوراک در گیلان نقش کلیدی در جذب گردشگران دارد و غذاهای محلی نه تنها خوراک بلکه تجربه‌های فرهنگی تعاملی محسوب می‌شوند. تراکم رستوران‌ها بیشتر در مرکز استان است و بخش‌هایی از شمال و جنوب‌شرقی پوشش مناسبی ندارند. بر اساس یافته‌ها، رستوران‌های پیشنهادی برای تکمیل پوشش این مناطق شناسایی و نقشه‌های چندزبانه مسیرهای غذایی طراحی شد. این پژوهش نشان می‌دهد که نقشه‌برداری آشپزی علاوه بر سازماندهی مسیرهای گردشگری، ابزار مؤثری برای ارتقای برند گردشگری غذایی استان گیلان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین پیشران‌های کلیدی مؤثر در توسعه سیاست‌های شهری مبتنی بر گردشگری در کشور عراق (مطالعه موردی شهر کربلا)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734455.html</link>
      <description>شهر کربلا، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قطب‌های گردشگری مذهبی در جهان اسلام، از پتانسیل بی‌نظیری برای توسعه شهری مبتنی بر گردشگری برخوردار است. بااین‌حال، دستیابی به این هدف مستلزم شناسایی و تبیین پیشران‌ها (عوامل کلیدی) مؤثر در تدوین سیاست‌های کارآمد شهری است. مطالعه حاضر باهدف بررسی پیشران‌های کلیدی مؤثر درزمینهٔ توسعه سیاست‌های شهری مرتبط با گردشگری در شهر کربلا انجام شد. جامعه موردمطالعه، کلیه مدیران، کارشناسان ارشد و صاحب‌نظران حوزه‌های گردشگری مذهبی و برنامه‌ریزی شهری در استان کربلا بوده و با استفاده از روش نمونه‌گیری گلوله برفی تعداد 15 نفر به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردیدند. نرم‌افزار مورداستفاده در این مطالعه MICMAC بود. تحلیل داده‌ها هفت عامل کلیدی را به‌عنوان مؤثرترین پیشران‌ها شناسایی نمود که به ترتیب اهمیت عبارت‌اند از: شناسایی توسعه مراکز تفریحی و گردشگری (X14)، برجسته شدن ایجاد سکونتگاه‌های جدید (X1)، توسعه زیرساخت‌های تولیدی (X31) ، نقش برجسته اثربخشی دولت (X21)، مشارکت‌پذیری شهروندان (X4)، مهارت‌افزایی شهروندان (X23) و شناسایی ابهام در قوانین تغییر کاربری اراضی (X5). یافته‌ها نشان می‌دهد که توسعه زیرساخت‌های تخصصی گردشگری مذهبی و توانمندسازی نیروی انسانی، پیشران‌های اصلی در تدوین سیاست‌های موفق شهری در کربلا هستند. تمرکز بر این عوامل کلیدی می‌تواند منجر به تدوین راهبردهای پویا برای توسعه پایدار شهری مبتنی بر گردشگری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مؤلفه‌های مدل توسعه پایدار گردشگری فرهنگی در اصفهان مبتنی بر تئوری داده بنیاد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734456.html</link>
      <description>توسعه پایدار گردشگری فرهنگی به عنوان یکی از مباحث کلیدی در حوزه گردشگری، با هدف حفظ فرهنگ‌های بومی، ارتقای کیفیت زندگی جوامع محلی و حفاظت از محیط‌زیست، در سال‌های اخیر توجه ویژه‌ای را به خود جلب کرده است. اصفهان به عنوان یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری فرهنگی، نیازمند الگویی است که بتواند تعادل بین جذب گردشگران و حفظ هویت فرهنگی را فراهم کند. هدف این پژوهش، شناسایی و معرفی مؤلفه‌های مدل توسعه پایدار گردشگری فرهنگی در شهر اصفهان با استفاده از روش نظریه داده‌بنیاد بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و بر اساس پارادایم نظام‌مند استراوس و کوربین انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۶ نفر از خبرگان و متخصصان حوزه گردشگری فرهنگی اصفهان گردآوری و با نمونه‌گیری هدفمند و روش گلوله‌برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی منجر به استخراج ۷۷ کد اولیه و شکل‌گیری مدل پارادایمی نهایی شد. مدل به‌دست‌آمده شامل پدیده محوری &amp;amp;laquo;مدیریت تعادل پایدار بین جذب گردشگری فرهنگی و حفظ اصالت هویتی&amp;amp;raquo;، شرایط علّی (فشارها و فرصت‌های محیط کلان، تغییرات ساختاری در بازار و جامعه میزبان، ضرورت‌های اقتصادی و حکمرانی)، شرایط زمینه‌ای (زیرساخت‌های فیزیکی و خدماتی، غنای سرمایه‌های فرهنگی، پشتیبانی نهادی و مشارکت اجتماعی)، شرایط مداخله‌گر (چالش‌های حکمرانی، تهدیدهای اقتصادی بیرونی، موانع اجتماعی و بازاریابی، کمبودهای زیرساختی)، راهبردها (نهادی‌سازی مشارکتی، نوآوری در ارائه تجربه فرهنگی، توانمندسازی جامعه محلی، توسعه زیرساخت‌های هماهنگ با محیط تاریخی) و پیامدها (رونق اقتصادی، تحکیم اجتماعی، صیانت محیطی، اعتبار بین‌المللی) است. یافته‌ها نشان می‌دهد تحقق توسعه پایدار گردشگری فرهنگی در اصفهان نیازمند مدیریت تعادل‌محور و اجرای راهبردهای یکپارچه با مشارکت تمام ذینفعان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌ها و فرصت‌های ماندگاری گردشگران زیارتی مشهد مقدس در محور کاهک-زعفرانیه</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734459.html</link>
      <description>محور کاهک-زعفرانیه به‌عنوان یکی از مسیرهای اصلی ورود زائران به مشهد مقدس، باوجود برخورداری از ظرفیت‌های متنوع مذهبی، تاریخی، فرهنگی و طبیعی، از نرخ ماندگاری بسیار پایین گردشگران رنج می‌برد. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی چالش‌ها و فرصت‌های ماندگاری گردشگران زیارتی در این محور است. این مطالعه ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی بوده و با روش آمیخته اکتشافی (کیفی&amp;amp;ndash;کمی) انجام‌شده است. در مرحله کیفی، داده‌های نظری از منابع مکتوب گردآوری و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲2 نفر از خبرگان انجام و با روش تحلیل مضمون کدگذاری شد. در مرحله کمی نیز بر اساس یافته‌های مرحله کیفی، پرسشنامه‌ای شامل ۳۱ گویه چالش و ۳۱ گویه فرصت طراحی و میان ۸۵ نفر از کارشناسان، مسئولان محلی، زائران و فعالان گردشگری توزیع گردید. پایایی پرسشنامه‌ها با آلفای کرونباخ برای چالش‌ها 915/0 و برای فرصت‌ها 926/0 تائید شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل عاملی اکتشافی و آنوای یک‌طرفه انجام گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد چالش‌های اصلی شامل: ضعف شناخت پتانسیل‌های گردشگری با 5/30 درصد و پس‌ازآن، کمبود امکانات بین‌راهی، مشکلات ساماندهی جاده‌ای و آموزشی، نارسایی‌های مدیریتی، ضعف معرفی و ساماندهی اماکن تاریخی، نقص‌های ایمنی و یکنواختی مسیر، محدودیت‌های اقلیمی و محیطی است. فرصت‌های شناسایی‌شده نیز دربرگیرنده پتانسیل‌های تاریخی-طبیعی با 7/33 درصد و پس‌ازآن، زیرساخت‌ها و صنایع‌دستی، سنت‌ها و مشاهیر، تنوع طبیعی و علمی-ژئوتوریسم، ظرفیت‌های مذهبی، مزیت‌های جاده‌ای و موقعیت جغرافیایی می‌باشد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که تقویت ماندگاری گردشگران در محور کاهک-زعفرانیه نیازمند رفع چالش‌های مدیریتی و زیرساختی و بهره‌گیری هدفمند از ظرفیت‌های فرهنگی، تاریخی و طبیعی منطقه است؛ امری که می‌تواند مبنای برنامه‌ریزی توسعه گردشگری و افزایش توقف‌پذیری و طول اقامت در منطقه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقدامات منابع انسانی مبتنی بر مسئولیت پذیری اجتماعی بر رفتارهای غیراخلاقی سازمانی در صنعت مهمان نوازی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734709.html</link>
      <description>هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر اقدامات مدیریت منابع انسانی مسئولیت‌پذیر اجتماعی بر رفتارهای غیراخلاقی سازمانی در بخش هتلداری ولایت بامیان، افغانستان بود. این تحقیق از لحاظ روش از نوع توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف جزو تحقیقات کاربردی است. جامعۀ آماری پژوهش حاضر را 203 کارمند و مدیر فعال در بخش هتلداری و مهمان‌خانه‌های ولایت بامیان تشکیل می دادند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد بود که روایی آن توسط اساتید و همچنین روایی سازه و پایایی آن با آزمون آلفای‌کرونباخ تایید شد. درمجموع 133 نفر به صورت غیر‌تصادفی در دسترس به پرسشنامه پاسخ دادند. داده‌‌ها با روش‌‌های آمار توصیفی و استنباطی و استفاده از نرم‌افزارهای26 SPSS و SMART PLS 4 مورد تجزیه‌‌ و ‌‌تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد اقدامات منابع‌انسانی مسئولیت‌پذیر اجتماعی بر رفتار غیراخلاقی سازمان‌یار و مشارکت کارکنان در مسئولیت اجتماعی شرکت تاثیر معناداری دارد. همچنین مشارکت کارکنان در مسئولیت اجتماعی شرکت، بر رفتار غیراخلاقی سازمان یار تاثیر معناداری دارد. علاوه براین مشارکت اجتماعی کارکنان به عنوان متغیر میانجی اقدامات منابع‌انسانی مسئولیت‌پذیر اجتماعی و رفتار غیراخلاقی سازمان‌یار تاثیر معناداری دارد. در نهایت، رهبری مسئولانه به عنوان متغیر تعدیل‌گر اقدامات منابع‌انسانی مسئولیت‌پذیر اجتماعی و مشارکت کارکنان در مسئولیت‌اجتماعی شرکت تاثیر معناداری دارد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد ادغام مسئولیت اجتماعی در مدیریت منابع انسانی و رهبری اخلاقی، فرهنگ سازمانی را تقویت و رفتارهای ناپسند را کاهش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی کیفی نقش هوش مصنوعی در شخصی‌سازی برنامه‌های وفاداری مشتریان در هتل‌های شهر یزد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734710.html</link>
      <description>صنعت هتلداری در سال‌های اخیر با گسترش فناوری‌های هوش مصنوعی، دستخوش تحولات بنیادینی در شیوه تعامل با مشتریان شده است. یکی از مهم‌ترین حوزه‌های این تحول، شخصی‌سازی برنامه‌های وفاداری با هدف افزایش رضایت و تقویت وفاداری مشتریان است. هدف این پژوهش، واکاوی کیفی تأثیر هوش مصنوعی بر شخصی‌سازی برنامه‌های وفاداری در هتل‌های شهر یزد و تبیین سازوکارهای ذهنی و عملیاتی این تأثیر از دیدگاه مدیران و متخصصان صنعت هتلداری است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است و با استفاده از روش تحلیل مضمون و بر اساس الگوی شش‌مرحله‌ای براون و کلارک انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با ۱۵ نفر از مدیران و متخصصان هتل‌های چهار و پنج ستاره شهر یزد که به‌صورت هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری شد و نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی ۱۵ مضمون اصلی شد که در سه حوزه کلی قابل طبقه‌بندی هستند: قابلیت‌های عملیاتی هوش مصنوعی در شخصی‌سازی برنامه‌های وفاداری (مانند قابلیت پیش‌بینی ترجیحات مشتری، تحلیل احساسات بازخوردها و بهینه‌سازی پاداش‌ها)، پیامدهای مطلوب (افزایش رضایت‌مندی، تقویت وفاداری نگرشی و رفتارهای وفادارانه نظیر تکرار خرید و توصیه برند) و چالش‌ها و موانع اجرایی (شامل نگرانی‌های مربوط به حریم خصوصی داده‌ها، مقاومت فرهنگی، کمبود زیرساخت‌های فناوری و محدودیت‌های مالی). نتایج نشان می‌دهد از منظر مشارکت‌کنندگان، بهره‌گیری اثربخش از قابلیت‌های هوش مصنوعی با بهبود تجربه و رضایت ادراک‌شده همراه است و می‌تواند زمینه تقویت وفاداری نگرشی و بروز رفتارهای وفادارانه (تکرار خرید و توصیه برند) را فراهم کند. این پژوهش با ارائه یک مدل مفهومی کیفی، بینش‌های عمیقی برای مدیران هتل‌ها در راستای طراحی و پیاده‌سازی برنامه‌های وفاداری هوشمند و متناسب با بافت فرهنگی-تاریخی شهر یزد فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختاری راهبردهای بازاریابی مبتنی بر رضایتمندی گردشگران: مطالعه موردی جاذبه‌های گردشگری شهر تهران</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734712.html</link>
      <description>در دنیای پررقابت امروز، بسیاری از مقاصد گردشگری می‌کوشند با بهره‌گیری از راهبردهای نوین بازاریابی، ضمن افزایش رضایتمندی گردشگران، جایگاه رقابتی خود را در بازار جهانی ارتقاء بخشند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری راهبردهای بازاریابی مبتنی بر رضایتمندی گردشگران در صنعت گردشگری انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کمی بوده و به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده‌است. جامعه آماری شامل کلیه گردشگران شهر تهران (جامعه نامحدود) است که با استفاده جدول مورگان نمونه متشکل از 384 نفر انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها در این پژوهش از آزمون همبستگی در نرم‌افزار SPSS24 انجام شده است. علاوه بر این، به دلیل نرمال نبودن داده‌ها، از مدل معادلات ساختاری(SEM) با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی از نرم‌افزار (SMART PLS4)&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm; استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که میان راهبردهای بازاریابی گردشگری و ابعاد مختلف رضایتمندی گردشگران، با استفاده از آزمون همبستگی کندال روابطی مثبت و معنادار با مقدار مقدار همبستگی ۵۴۹/۰ در سطح اطمینان ۹۹ درصد وجود دارد. همچنین یافته‌های پژوهش نشان داد که راهبردهای بازاریابی رضایت‌محور با مقدار T در بازه (048/5 تا 989/9) و ضرایب مسیر (282/0 تا 622/0) تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت چندبعدی گردشگران دارند. علاوه بر این؛ نتایج نشان داد که کیفیت خدمات، زیرساخت، قابلیت‌های مقصد و ایمنی و رفاه گردشگران به ترتیب بیشترین اثر را بر بهبود راهبردهای تبلیغات، برنامه‌ریزی و بازاریابی STP دارند. بازاریابی STP نیز با ضریب مسیر (552/0) بیشترین شدت اثر را بر رضایت گردشگران داشته است. علاوه بر این، نقش‌آفرینی مدیریت و تحولات فناورانه اثر بازاریابی رضایت‌محور بر راهبردهای بازاریابی را تقویت می‌کنند. این نتایج بیانگر اهمیت ترکیب رضایت گردشگر، کیفیت خدمات و فناوری نوین در ارتقای اثربخشی راهبردهای بازاریابی و پایداری مقاصد گردشگری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراترکیب محدودیت های سفر در دوره پاندمی‌ کرونا</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734884.html</link>
      <description>مطالعه محدودیت های سفر در دوره پاندمی کرونا می تواند تصمیم گیرندگان صنعت گردشگری را برای پاسخگویی به بحران های احتمالی آتی در این صنعت آماده کند. لذا این پژوهش با هدف شناسایی محدودیت سفر در دوره پاندمی‌ کرونا با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. در این پژوهش، مقالات مرتبط با سیاست‌های محدودیت سفر و اثرات آن‌ها در کنترل پاندمی از منابع معتبر علمی از جمله Google Scholar، Scopus، و Web of Science جمع‌آوری و تحلیل شدند. این مطالعات به شناسایی و بررسی انواع مختلف محدودیت‌های سفر در سطوح بین‌المللی و داخلی، تأثیرات اقتصادی و اجتماعی آن‌ها، و اثرات آن‌ها بر رفتار مسافران پرداخته‌اند. با مطالعه و تحلیل کیفی 27 مقاله منتخب، شش مضمون اصلی شناسایی شدند که شامل محدودیت‌های تردد، تغییر در اهداف و الگوهای سفر، تأثیر بر فعالیت‌های اقتصادی و تجاری، قرنطینه‌های اجباری، و پروتکل‌های بهداشتی مرتبط با سفر بودند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد این محدودیت‌ها نقش مهمی در کاهش شیوع ویروس داشتند، اما در عین حال تأثیرات عمده‌ای بر صنعت گردشگری، حمل و نقل، و اقتصاد جهانی گذاشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرمایه گذاری در زیرساخت‌های فیزیکی و تاثیر آن در توسعه کسب و کارهای خرد گردشگری، مطالعه موردی: روستاهای محور متمرکز گردشگری شهرستان طارم</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734885.html</link>
      <description>تحقیق حاضر با هدف ارزیابی نقش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فیزیکی مرتبط با گردشگری و اثرات آن بر روی شکل‌گیری و توسعه کسب و کارهای خرد در راستای تامین نیازهای رو به رشد گردشگران در مناطق روستایی جاذب گردشگر است. جامعه آماری تحقیق شامل 9 روستای واقع در محور گردشگری متمرکز ولیدر- نوکیان در شهرستان طارم با 14438 خانوار است که با بهره‌گیری از فرمول کوکران تعداد 374 خانوار به عنوان نمونه انتخاب شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی مبتنی بر گردآوری داده‌ها و اطلاعات از طریق مشاهده و تکمیل پرسشنامه است. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون-های آماری استفاده شده است. نتایج تحلیل نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های فیزیکی نقش مهمی در توسعه کسب و کارهای خرد گردشگری در منطقه مورد مطالعه داشته است. به طوری که، شکل‌گیری فرصت‌های اشتغال و درآمد با میانگین عددی 64/3 بیشترین تاثیر را از سرمایه‌گذاری فیزیکی پذیرفته است. همچنین، بین سرمایه‌گذاری فیزیکی با شاخص‌های شکل‌گیری سرمایه و تنوع فرصت‌های شغلی به ترتیب به میزان 608/0 و 531/0 همبستگی مثبتی وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون با توجه به مقدار ضریب تعیین 706/0 نشان داد که بهبود فرصت‌های شغلی و درآمدی در روستاهای هدف با مقدار بتای 495/0 بیشترین تاثیر را از توسعه گردشگری پذیرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی پیشران‌های آینده کسب‌وکارهای هوشمند مبتنی بر فناوری در راستای ارتقای هوشمندی گردشگری سلامت ایران با رویکرد فراترکیب</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734938.html</link>
      <description>گردشگری سلامت به‌عنوان یکی از حوزه‌های نوظهور و سودآور صنعت گردشگری جهانی، با اتکا بر توانمندی‌های پزشکی و زیرساخت‌های درمانی، در ایران نیز از جایگاهی قابل‌توجه برخوردار شده است. هم‌زمان با گسترش فناوری‌های نوین و نقش آن‌ها در ارتقای کیفیت خدمات و توسعه بازارهای بین‌المللی، شناسایی پیشران‌های آینده کسب‌وکارهای مبتنی بر فناوری در این حوزه اهمیت فزاینده‌ای یافته است. پژوهش حاضر با رویکرد فراترکیب، به تحلیل نظام‌مند 190 پژوهش‌ پیشین مرتبط با گردشگری سلامت فناور محور پرداخته که پس از فرایند غربال‌گری و ارزیابی کیفی، ۴۰ مقاله نهایی برای تحلیل انتخاب شد. نتایج حاصل از کدگذاری باز و محوری منجر به شناسایی هفت پیشران‌ فناور محور گردشگری سلامت شامل دیجیتالی‌سازی و هوشمندسازی ارائه خدمات، ارتقای مهارت‌های دیجیتال نیروی انسانی، شخصی‌سازی هوشمند خدمات، برندسازی دیجیتال، بهبود سیاست‌گذاری فناورانه و توسعه همکاری‌های بین‌المللی هوشمند، بازاریابی تعاملی مبتنی بر فناوری و در نهایت تقویت و نوآوری فناورانه جاذبه‌های گردشگری سلامت شد. این ابعاد در مجموع ۵۵ مؤلفه عملیاتی را در بر می‌گیرند که نشان‌دهنده نقش بنیادین فناوری در خلق مزیت‌های رقابتی پویا در حوزه گردشگری سلامت است. پایایی تحلیل نیز با ضریب کاپای 7/0 میان سه ارزیاب مستقل تأیید شد.یافته‌ها بیانگر آن است که آینده گردشگری سلامت در ایران به تعامل هم‌زمان و پویای این هفت پیشران فناور محور وابسته است و توسعه پایدار آن مستلزم گذار از رویکردی ایستا به رویکردی کنشگرا، فناورانه و آینده‌ساز است. نتایج پژوهش می‌تواند در تدوین سیاست‌های توسعه‌ای، تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران و طراحی راهبردهای فناورانه گردشگری سلامت مورداستفاده قرار گیرد و به غنای ادبیات علمی این حوزه کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مزایا و معایب گردشگری هوشمند مبتنی بر سلفی در صنایع دستی و بناهای تاریخی ( مورد پژوهی شهر اصفهان)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734939.html</link>
      <description>توسعه فناوری و توسعه رسانه‌های اجتماعی، گردشگران را قادر ساخته است تا تجربیات سفر خود را به صورت آنلاین، به ویژه در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، به اشتراک بگذارند. با توجه به ماهیت تجربیات سفر، به اشتراک‌گذاری اطلاعات در رسانه‌های اجتماعی به عنوان منبع مهمی از اطلاعات شناخته می‌شود که می‌تواند بر تصمیم‌گیری سفر برای گردشگران بالقوه، رفتار گردشگران و تجربیات سفر تأثیر بگذارد. همین امر سبب شد تا گردشگری سلفی روندی رو به رشد در بین گردشگران به خود اختصاص دهد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و هدف اصلی آن بررسی مزایا و معایب گردشگری سلفی بر صنایع‌دستی و بناهای تاریخی در شهر اصفهان است. در پژوهش حاضر از روش کیفی (تحلیل مضمون) استفاده شده است. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه‌ نیمه ساختار یافته است. داده‌ها به روش هدفمند و گلوله برفی گردآوری شدند و در مصاحبه 34 به اشباع رسیدند. جامعه آماری پژوهش حاضر را کارشناسان حوزه هنر، بازاریابی و گردشگری، فروشندگان و تولیدکنندگان صنایع‌دستی و بلاگرها و اینفلوئنسرها در شهر اصفهان نشکیل دادند. اعتبارسنجی داده‌ها با روش درصد توافق بین دو متخصص صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان می‌دهد مزایای گردشگری سلفی در حوزه صنایع‌دستی و بناهای تاریخی شهر اصفهان عبارتند از: بازاریابی و برندسازی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، هویتی، توسعه پایدار اجتماعی و فرهنگی و رشد و توسعه گردشگری. معایب هویتی، اقتصادی و حقوقی- فیزیکی از معایب گردشگری سلفی بر صنایع‌دستی و معایب هویتی، فیزیکی و ایمنی و اختلال در کیفیت و تجربه بازدید از معایب گردشگری سلفی در بناهای تاریخی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل سناریوهای توسعه‌ گردشگری هوشمند: مطالعه موردی شهرستان گناباد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_734941.html</link>
      <description>توسعه صنعت گردشگری هوشمند در سطح شهرستانی نیازمند شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار و اولویت‌بندی آن‌ها با توجه به شرایط بومی هر منطقه است. در چارچوب رویکرد گردشگری هوشمند، توسعه مقصد نه صرفاً به‌معنای گسترش زیرساخت‌ها، بلکه به‌منزله فرآیندی داده‌محور، تصمیم‌یار و پشتیبان تصمیم‌گیری و مبتنی‌بر حکمرانی هوشمند تلقی می‌شود. هدف این پژوهش، شناسایی، بومی‌سازی و اولویت‌بندی پیشران‌های توسعه صنعت گردشگری در شهرستان گناباد و همچنین رتبه‌بندی مقاصد گردشگری این شهرستان بر اساس شاخص‌های علمی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، ترکیبی بوده و در سه مرحله انجام شد. در مرحله نخست، با استفاده از روش فراترکیب و مرور نظام‌مند مطالعات داخلی و خارجی، ۳۴ زیرمؤلفه استخراج و در قالب ۷ مؤلفه اصلی دسته‌بندی شد. سپس با اتکا به نظر خبرگان و اجماع تیم پژوهش، ۲۳ عامل متناسب با شرایط شهرستان گناباد انتخاب و با بهره‌گیری از مدل تحلیل اهمیت-عملکرد مبتنی‌بر فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی فازی گروهی (IPA&amp;amp;ndash;G&amp;amp;ndash;FGAHP) اولویت‌بندی گردید و بر این اساس، سناریوهای توسعه‌محور کوتاه‌مدت و بلندمدت صنعت گردشگری تدوین شد. در مرحله سوم، با استفاده از روش تصمیم‌گیری چندمعیاره ویکور، ۱۱ مقصد گردشگری شهرستان در چهار گروه جاذبه‌های طبیعی، تاریخی، مذهبی و شهری، بر اساس ۷ مؤلفه و ۱۷ شاخص مورد ارزیابی و رتبه‌بندی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد تمرکز بر پیشران‌های دارای اولویت بالاتر و بهبود مؤلفه‌هایی که بیشترین شکاف میان وضعیت موجود و مطلوب را دارند، می‌تواند مبنایی علمی و عملی برای برنامه‌ریزی داده‌محور و حکمرانی هوشمند مقصد در صنعت گردشگری شهرستان گناباد فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوشه بندی کاربران شبکه‌های اجتماعی گردشگری در درگیری مشتری و قصد استفاده از برند (مورد مطالعه: TripAdvisor)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735011.html</link>
      <description>مصرف کنندگان برای اتخاذ تصمیمات سفر، به شبکه های اجتماعی متکی هستند و به طور فعال در روابط با برندهای گردشگری در رسانه های اجتماعی شرکت می کنند. با گسترش فناوری اطلاعات و ظهور شبکه‌های اجتماعی، برنامه‌ریزی و تحلیل این شبکه‌ها و اجزای آن‌ها به اولویت سازمان‌های ذینفع تبدیل شده است. یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که کاربران شبکه‌های اجتماعی از آن در این شبکه‌ها استفاده می‌کنند اتخاذ تصمیمات سفر است با توجه به تعداد انبوه و در حال رشد این شبکه‌ها و وب-سایت‌های اینترنتی، دسته‌بندی آنها از دید تأمین‌کننده به منظور ارائه امتیازات و آینده‌نگری در همکاری ضروری است. این پژوهش، با استفاده از داده‌های جمع‌آوری شده از کاربران جامعه آماری، یکی از مهمترین شبکه‌های اجتماعی مرتبط با سفر و توریست که tripadvisor نام دارد مورد تحلیل قرار گرفته و بر اساس شاخص‌های مورد نظر مشتریان و کاربران، خوشه‌بندی انجام شده است. در این پژوهش فرآیند خوشه‌بندی با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی SOM و در قالب روش دو مرحله‌ای آن با الگوریتم k-means انجام شده است که تحلیل خوشه‌های حاصل از شبکه عصبی را تسهیل می‌کند. هرچند امروزه به منظور تعیین بهترین تعداد خوشه‌ها، شاخص‌های اعتبارسنجی مختلفی رواج پیدا کرده است اما در این پژوهش با ترکیب روش تصمیم‌گیری چندشاخصه در مدل و تجمیع شاخص‌های مختلف، به ارائه یک مدل بهینه‌یابی با رویکرد جبرانی نسبت به شاخص‌ها پرداخته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی پیشران های توسعه گردشگری شهرستان بابل</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735026.html</link>
      <description>گردشگری یکی از صنایع کلیدی و اثرگذار در رشد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که شهرستان بابل به دلیل دارا بودن ظرفیت‌های منحصربه‌فرد طبیعی، فرهنگی و تاریخی از پتانسیل بالایی برای توسعه این صنعت برخوردار است. با این حال، توسعه گردشگری در این منطقه با موانع و چالش‌هایی مواجه است که نیازمند شناسایی پیشران‌های کلیدی توسعه به منظور برنامه‌ریزی موثر و پایدار می‌باشد. هدف این پژوهش، تعیین عوامل موثر و کلیدی در توسعه گردشگری شهرستان بابل است.روش‌شناسی: این پژوهش کاربردی و تحلیلی-اکتشافی با رویکرد آینده‌پژوهی انجام گرفته است. ابتدا شاخص‌های موثر شناسایی و از طریق پرسشنامه ماتریس اثرات متقاطع که به نخبگان گردشگری ارائه شد، داده‌ها جمع‌آ‌وری گردید. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار میک‌مک (MICMAC) انجام و اثرات مستقیم و غیرمستقیم پیشران‌ها استخراج شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که ۱۰ پیشران کلیدی نظیر بافت سنتی روستایی، بازارهای هفتگی فعال، بازارچه‌های خوداشتغالی گردشگری، صنایع دستی و خانگی، مدیریت تخصصی گردشگری، حضور مدیران بومی، شبکه حمل و نقل مناسب، خدمات بهداشتی، برنامه‌ها و تورهای بومی و خانه‌های بوم‌گردی بیشترین تاثیر مستقیم را در توسعه گردشگری شهرستان دارند. همچنین سیستم گردشگری شهرستان بابل تا حدی ناپایدار است و نیازمند هماهنگی و تقویت زیرساخت‌ها می‌باشد.نتیجه‌گیری و پیشنهادات: برای توسعه پایدار گردشگری لازم است مدیریتی یکپارچه بین دستگاههای مرتبط ایجاد شود، زیرساختهای حمل و نقل و رفاهی بهبود یابند، نیروی انسانی آموزش دیده و بومی توانمند شوند، و از ظرفیت‌های فرهنگی و بومگردی حمایت شود. همچنین فناوری‌های نوین در بازاریابی و اطلاع‌رسانی به کار گرفته شوند و مشارکت مستمر جامعه محلی تقویت گردد.نوآوری و اصالت: این مطالعه با به‌کارگیری نرمافزار میکمک و روش ماتریس اثرات متقاطع، تحلیلی دقیق از تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم پیشران‌های توسعه گردشگری ارائه داده است. استفاده از دیدگاه آینده‌پژوهی و مشارکت خبرگان منطقه، این پژوهش را به الگویی نوآورانه در برنامه‌ریزی گردشگری پایدار تبدیل کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی شاخص‌های کیفیت خدمات از نظر گردشگران مرزی با رویکرد هوشمند مبتنی بر اصل پارتو</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735097.html</link>
      <description>شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های کیفیت خدمات از منظر گردشگران، به‌ویژه در مقاصد مرزی کمتر مطالعه‌شده، می‌تواند به بهبود تجربه بازدیدکنندگان و افزایش وفاداری آن‌ها کمک کند. پژوهش حاضر با رویکرد هوشمند مبتنی بر اصل پارتو، شاخص‌های مؤثر بر رضایت گردشگران بازارچه مرزی اینچه‌برون را تحلیل کرده تا مبنایی علمی برای مدیریت و بهبود تجربه گردشگران فراهم شود. این مطالعه به روش توصیفی&amp;amp;ndash;کاربردی و در قالب یک پژوهش مقطعی انجام شد. جامعه آماری شامل گردشگران بازارچه مرزی اینچه‌برون بودند که با توجه به نامحدود بودن جامعه، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین و تعداد 384 گردشگر با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد با مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت انجام گرفت. در گام نخست، با استفاده از اصل پارتو (۸۰/۲۰) و الگوریتم عامل دورافتاده محلی، گردشگران به دو گروه &amp;amp;laquo;اقلیت حیاتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اکثریت کم‌اهمیت&amp;amp;raquo; تقسیم شدند. سپس، با بهره‌گیری از شاخص ریلیف، ۳۴ شاخص آمیخته بازاریابی خدمات (مدل7P) برای هر گروه وزن‌دهی و رتبه‌بندی شد. نتایج نشان داد که در گروه اقلیت حیاتی، &amp;amp;laquo;تبلیغات عمومی مناسب در جراید و سطح شهر&amp;amp;raquo; و در گروه اکثریت کم‌اهمیت، &amp;amp;laquo;امکانات آب آشامیدنی&amp;amp;raquo; بالاترین اولویت را در ارزیابی کیفیت خدمات گردشگری مقصد دارند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود مدیران و فعالان گردشگری مرزی تمرکز خود را بر بهبود شاخص‌های اولویت‌دار گروه اقلیت حیاتی قرار دهند. نوآوری این پژوهش در به‌کارگیری هم‌زمان تکنیک‌های داده‌کاوی و مدل‌های بازاریابی برای ارتقای هوشمندی در مدیریت مقاصد گردشگری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رتبه‌بندی سکونتگاه‌های روستایی بر مبنای پیامدهای معیشتی گردشگری (مورد مطالعه‌: روستاهای دهستان شهرآباد، شهرستان فیروزکوه)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735441.html</link>
      <description>گردشگری روستایی به ‌عنوان یکی از رویکردهای مؤثر در ارتقای معیشت پایدار جوامع روستایی، شناخته می‌شود. هدف این پژوهش، بررسی پیامدهای معیشتی گردشگری روستایی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، محیط‌زیستی و نهادی و رتبه‌بندی روستاهای هدف بر اساس این پیامدها است. جامعه‌ی آماری تحقیق، شامل ۱۳ روستای دارای سکنه در دهستان شهرآباد با ۱۲۶۸ خانوار بوده که از میان آن‌ها، هفت روستای گردشگرپذیر با ۹۷۱ خانوار، انتخاب شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تصحیح ‌شده، ۲۱۴ سرپرست خانوار تعیین گردید. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی است و داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای و همچنین پیمایش میدانی با پرسشنامه‌ی محقق‌ساخته، گردآوری شد. برای تحلیل و رتبه‌بندی روستاها از مدل تحلیل سلسله‌ مراتبی (AHP) و روش ویکور استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که روستای طارس رتبه نخست را در میان روستاهای مورد مطالعه از نظر پیامدهای ناشی از گردشگری، کسب کرده است. با وجود تأثیر مثبت گردشگری بر بهبود معیشت خانوارها، اما بیشتر روستاهای مورد مطالعه وضعیت معیشتی نامناسبی دارند. یافته‌های تحقیق، هم‌راستا با نتایج مطالعات مشابه در سایر مناطق بوده و بر ضرورت مدیریت کارآمد و سیاست‌گذاری مشارکتی و عادلانه در جهت بهره‌برداری بهینه از ظرفیت‌های گردشگری روستایی، تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازاریابی دیجیتال گردشگری با تاکید بر تأثیر محتوای ویدیویی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735678.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی بازاریابی ویدئویی در بازاریابی الکترونیکی گردشگری و با تمرکز بر نقش آن در تقویت اعتماد به برند و افزایش قصد خرید گردشگران انجام شده است. ویدئو، ترافیک وب‌سایت شرکت‌های گردشگری را بالا می‌برد و به افزایش فروش و شناسایی برند و شناخت مقصدهای گردشگری ‌کمک می‌کند. جامعه آماری شامل کلیه گردشگران داخلی است که از شرکت‌های گردشگری شهر شیراز خرید کرده‌اند. رویکرد پژوهش توصیفی-پیمایشی است. حجم نمونه براساس رابطه کوکران 384 نفر انتخاب شد. تحلیل داده‌‌ها ‌به کمک نرم‌افزار SPSSو Smart pls صورت گرفت. در چارچوب مدل مفهومی تحقیق، بازاریابی ویدئویی بر اساس سه بُعد محتوایی اطلاع‌رسانی، سرگرم‌کنندگی و متقاعدکنندگی ارزیابی شده است. یافته‌ها نشان‌دهنده وجود رابطه‌ای چندسطحی میان ویژگی‌های محتوایی و ارزش ادراک‌شده بازاریابی ویدئویی است. بنابراین، مؤلفه‌های اطلاع‌رسانی و متقاعدکنندگی تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش ادراک‌شده دارند؛ به‌گونه‌ای که ویدئوهای حاوی اطلاعات کاربردی و استدلال‌های اقناعی، از سوی گردشگران بالقوه ارزشمندتر ارزیابی می‌شوند. در مقابل، بُعد سرگرم‌کنندگی رابطه معناداری با ارزش ادراک‌شده نشان نمی‌دهد که نشان‌دهنده ناکافی بودن اتکای صرف بر جذابیت و جنبه‌های تفننی محتوا برای ارتقای ارزش بازاریابی است. از سویی ارزش ادراک‌شده حاصل از بازاریابی ویدئویی تأثیر مستقیم و مثبت بر دو پیامد کلیدی تجاری، یعنی اعتماد به برند و قصد خرید گردشگران دارد. بدین ترتیب، بازاریابی ویدئویی می‌تواند به‌عنوان ابزاری مؤثر در جهت‌دهی به رفتار مصرف‌کنندگان و تقویت سرمایه برند ایفای نقش کند، مشروط بر آنکه طراحی محتوا به‌صورت راهبردی و هدفمند انجام گیرد. بر اساس یافته‌های پژوهش، به کسب‌وکارهای حوزه گردشگری پیشنهاد می‌شود تمرکز خود را بر تولید محتوای ویدئویی شفاف، غنی از اطلاعات و برخوردار از قدرت اقناع معطوف سازند و از اتکای صرف بر عناصر سرگرم‌کننده اجتناب کنند. اتخاذ چنین رویکردی می‌تواند به بهبود تصویر مقصد، پاسخ‌گویی مؤثرتر به نیازهای اطلاعاتی گردشگران و در نهایت، افزایش جذب و حفظ مشتریان منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی سطح پیاده‌سازی شاخص‌های گردشگری هوشمند در شهر مشهد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735692.html</link>
      <description>در پی رشد شتابان فناوری‌های نوین و ضرورت تحول در مدیریت مقاصد گردشگری، گردشگری هوشمند به‌عنوان رویکردی راهبردی در بهبود تجربه گردشگر و ارتقاء پایداری مقصد مطرح شده است. هدف این پژوهش، ارزیابی سطح پیاده‌سازی شاخص‌های گردشگری هوشمند در کلان‌شهر مشهد به‌عنوان قطب زیارتی ایران است تا تصویری دقیق از وضعیت موجود و اولویت‌های بهبود ارائه دهد. این ارزیابی می‌تواند مبنایی برای تصمیم‌سازی مبتنی بر داده در راستای توسعه پایدار گردشگری فراهم آورد. روش‌تحقیق پژوهش، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و از نوع کاربردی است. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های گردشگران (n=196) و کارشناسان گردآوری شده و با روش‌های تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون t تک‌نمونه‌ای، و مدل تصمیم‌گیری چندمعیاره تحلیل سلسله مراتبی دلفی فازی تحلیل شده‌اند. منطقه مورد مطالعه، شهر مشهد به‌عنوان یکی از مقاصد پیشرو در گردشگری هوشمند انتخاب شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که فناوری‌های هوش مصنوعی با مقدار ویژه ۶۰/۱۰ و تبیین ۰۹/۴۶٪ از واریانس کل، بالاترین سطح پیاده‌سازی را در مشهد داشته و نقش مؤثری در ارتقاء تجربه سفر، شخصی‌سازی خدمات و افزایش رضایت گردشگران ایفا می‌کنند. فناوری‌های اینترنت اشیا با ۲۵/۲۰٪ و واقعیت مجازی و افزوده با کمترین میانگین، در رتبه‌های بعدی قرار دارند. آزمون t تک‌نمونه‌ای نیز استفاده بالاتر از حد متوسط فناوری‌های هوش مصنوعی و فناوری‌های اینترنت اشیا را تأیید کرد. در مدل تحلیل سلسله مراتبی دلفی فازی نیز اولویت فناوری‌ها به همین ترتیب رتبه‌بندی شد. بر این اساس، شهر مشهد در مسیر هوشمندسازی خدمات گردشگری گام‌هایی مثبت برداشته، اما برای دستیابی به الگوی جامع مقصد هوشمند، توسعه زیرساخت‌های دیجیتال، توانمندسازی نیروی انسانی و طراحی خدمات متناسب با فرهنگ بومی ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل علم سنجی گردشگری هوشمند: بررسی روندهای پژوهشی و موضوعات نوظهور</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735790.html</link>
      <description>این مطالعه به تحلیل کتاب‌سنجی جامع حوزه گردشگری هوشمند در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ می‌پردازد تا روندهای پژوهشی، ساختار مفهومی و روندهای موضوعی آن را شناسایی کند. یافته‌ها نشان‌دهنده رشد چشمگیر و مستمر این حوزه با نرخ سالانه 9/26 درصد و تولید بیش از ۲۵۰۰ سند علمی است که حاکی از افزایش توجه جهانی به فناوری‌های نوین در گردشگری است. سهم عمده مقالات علمی و کنفرانسی، ماهیت فناورانه و میان‌رشته‌ای این حوزه را تأیید می‌کند. چین با پیشتازی قابل توجه در انتشار مقالات، نقش کلیدی در توسعه دانش گردشگری هوشمند ایفا می‌کند، در حالی که کشورهای دیگری مانند اندونزی، اسپانیا و هند نیز به طور فعال در این حوزه حضور دارند. تحلیل کلیدواژه‌ها و خوشه‌بندی موضوعی نشان می‌دهد که پژوهش‌ها از تمرکز بر زیرساخت‌های فناورانه به سمت موضوعات پیشرفته‌تر مانند هوش مصنوعی، پایداری، تجربه گردشگر و مدیریت هوشمند مقاصد حرکت کرده‌اند. رشد قابل توجه پژوهش‌ها پس از همه‌گیری کووید-۱۹ بیانگر تأثیر تحولات جهانی بر گسترش سریع فناوری‌های گردشگری است. نتایج این پژوهش چارچوبی منسجم و چندبعدی برای درک بهتر و برنامه‌ریزی آینده در حوزه گردشگری هوشمند فراهم می‌کند و زمینه‌ساز پژوهش‌های میان‌رشته‌ای و کاربردی‌تر در این حوزه خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل موثر بر توسعه پایدار گردشگری سلامت در ایران</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735852.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی پیشران‌ها و عدم‌قطعیت‌های کلیدی این صنعت و مؤثر بر ترسیم سناریوهای آینده صنعت گردشگری سلامت ایران با در نظر گرفتن توسعه پایدار می‌پردازد. داده‌ها با روش کیفی و از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۲ کارشناس حوزه گردشگری و سلامت، با استفاده از روش اشباع نظری، جمع‌آوری شد و تحلیل آن‌ها با رویکرد نظریه داده‌بنیاد (اشتراوس و کوربین) و کدگذاری سه‌مرحله‌ای در نرم‌افزار MAXQDA انجام شد. نتایج نشان می‌دهد توسعه پایدار گردشگری سلامت در ایران تحت تأثیر عوامل به‌هم‌پیوسته‌ای شامل مسائل محیط زیستی، برونداد سیاسی و مدیریتی، فناوری-تکنولوژیکی، آموزش منابع انسانی، اقتصاد، زیرساختی-امکاناتی، کیفیت و بعد بین‌المللی و رقابت منطقه‌ای قرار دارد که در قالب ۱۸ دسته‌بندی محوری و ۹ بعد اصلی سامان‌دهی شده‌اند. پژوهش بر لزوم اقدام هماهنگ در تمامی این ابعاد تأکید دارد و نشان می‌دهد سیاست‌های تک‌بعدی کافی نیستند؛ در نهایت، مطالعه بر رویکرد سیستمی به‌عنوان مسیر اصلی برای دستیابی به سناریوهای توسعه پایدار گردشگری سلامت تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تجربه گردشگری با استفاده از هوش مصنوعی و نقش آن در توسعه مقصد (مطالعه موردی شهر یزد)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_735971.html</link>
      <description>هدف این پژوهش تبیین و درک مدلی مبتنی بر هوش مصنوعی در شکل‌دهی تجربه گردشگر در توسعه مقصد گردشگری شهر یزد است و از نظر هدف، پژوهشی کاربردی محسوب می‌شود. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل محتوا است. گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه با خبرگان و همچنین پرسشنامه در زمستان سال ۱۴۰۴ انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که برای یکپارچه‌سازی داده‌ها می‌توان از روش مثلث‌سازی داده‌ها استفاده کرد؛ به این صورت که داده‌های کمی با مصاحبه‌های عمیق گردشگران از طریق ادغام داده‌های چندرسانه‌ای ترکیب شوند. همچنین برای اعتبارسنجی نتایج می‌توان از مصاحبه‌های عمیق با گردشگران بهره گرفت.متغیرهای تبیین‌کننده تجربه گردشگر شامل رضایت کلی، تمایل به بازدید مجدد و توصیه مقصد به دیگران، تعمیق تجربه از طریق مشارکت در رویدادها، پایداری و رفتار مسئولانه، و سهولت دسترسی هستند. رویکرد سنجش پویا با ترکیبی از روش‌های کیفی و هوش مصنوعی شامل مصاحبه‌های عمیق، تحلیل‌های قطعی، مدل‌های یادگیری ماشین، تحلیل سری‌های زمانی و تفکیک محیطی است. همچنین سازوکارهای عملی برای تضمین شفافیت، پاسخگویی و حفاظت از حریم خصوصی شامل حاکمیت داده، حفظ حریم خصوصی و امنیت داده‌ها، شفافیت مدل‌ها و فرایند تصمیم‌گیری، حسابرسی و پاسخگویی، توجه به بستر فرهنگی و اجتماعی، ملاحظات حقوقی، مشارکت ذی‌نفعان و انتشار شفاف اطلاعات است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مدل پیاده‌سازی خلق ارزش مشترک در صنعت گردشگری کشورهای پیشرو</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736000.html</link>
      <description>صنعت گردشگری به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین بخش‌های اقتصادی جهان، برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار نیازمند رویکردهای نوین ارزش‌آفرین است. در این میان، خلق ارزش مشترک به‌عنوان رویکردی تحول آمیز، بر هم‌راستایی منافع اقتصادی و اجتماعی تأکید داشته و فراتر از مسئولیت اجتماعی سنتی عمل می‌کند. در همین راستا، پژوهش حاضر باهدف تحلیل مدل پیاده‌سازی خلق ارزش مشترک در صنعت گردشگری کشورهای پیشرو انجام می‌شود تا مشخص گردد شرکت‌های پیشرو برای تحقق خلق ارزش مشترک بر کدام حوزه‌ها تمرکز بیشتری دارند و این تمرکز چه تأثیری بر سایر ابعاد ایجاد می‌کند. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی بوده و با رویکرد کمّی مبتنی بر داده‌های واقعی ۵۳ شرکت انجام‌شده است. چارچوب مفهومی پژوهش بر اساس استاندارد بین‌المللی B Corporation و پنج بُعد حاکمیت سازمانی، کارکنان، جامعه، محیط‌زیست و مشتری تدوین‌شده است. ابتدا با مدل‌سازی معادلات ساختاری، روابط میان این ابعاد و میزان اثرگذاری آن‌ها تحلیل شد و سپس با تحلیل خوشه‌ای K-means الگوهای عملکرد شناسایی گردید. نتایج نشان می‌دهند خلق ارزش مشترک به‌صورت چندوجهی و ناهمگن تحقق می‌یابد و بُعد کارکنان بیشترین تأثیر را بر تحقق خلق ارزش مشترک دارد. همچنین سه الگوی متمایز شامل تمرکز بر خلق ارزش در سرمایه انسانی، عملکرد متوازن و تمرکز خلق ارزش زیست‌محیطی مشخص شد. این پژوهش به درک رویکردهای متنوع پیاده‌سازی خلق ارزش مشترک در صنعت گردشگری کمک می‌کند که می‌تواند راهنمای سیاست‌گذاری و ارتقای پایداری و رقابت‌پذیری صنعت گردشگری باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر تجربه گردشگر، مدیریت بحران و ایمنی درک شده بر رضایت و وفاداری: مطالعه‌ای در زمینه اقامتگاه‌های بومگردی اصفهان</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736001.html</link>
      <description>اقامتگاه‌های بومگردی یکی از کسب و کارهای کوچک گردشگری مبتنی بر ویژگی‌های مکانی، فضایی، فرهنگی و اجتماعی مقصد است. در این مطالعه به بررسی تاثیر تجربه گردشگر، مدیریت بحران و ایمنی درک شده بر رضایت و وفاداری آنها نسبت به اقامتگاه‌های بومگردی استان اصفهان پرداخته شده است. روش‌شناسی تحقیق مبتنی بر رویکرد کمی و با استراتژی توصیفی-پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق گردشگران اقامت یافته در بومگردی‌های استان اصفهان بود که تعداد 300 نفر به روش در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه استاندارد بود که جهت بررسی و تایید روایی آن از روایی صوری و روایی سازه و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد. همچنین به منظور تجزیه و تحلیل داده از معادلات ساختاری و نرم افزار SMARTPLS استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان داد که مدیریت بحران و ایمنی درک شده تاثیر مثبتی بر تجربه گردشگر دارند. تجربه گردشگر تاثیر معناداری بر رضایت گردشگران دارد و نیز تجربه گردشگر و رضایت گردشگر هر کدام به طور مثبتی وفاداری آنها نسبت به اقامتگاه های بومگردی را تقویت می کنند. با این حال، نتایج دیگر تحقیق نشان داد که ایمنی درک شده و مدیریت بحران تاثیر معناداری بر هر یک از متغیرهای رضایت گردشگران و وفاداری گردشگران از اقامتگاه‌های بومگردی ندارند. براساس یافته‌های تحقیق حاضر، در اقامتگاه‌های بومگردی اصفهان، تجربه گردشگر عامل تعیین‌کننده اصلی در شکل‌گیری رضایت و در نهایت وفاداری است. بنابراین، تمرکز بر غنای تجربه گردشگر و کیفیت خدمات ارائه شده به آن، کلید موفقیت کسب‌وکارها بومگردی استان اصفهان می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اینفلوئنسرهای اینستاگرام و اثرات آن بر دگرش ذهنی جوانان در انتخاب مقصد گردشگری شهری( مطالعه موردی: شهر زنجان)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736002.html</link>
      <description>گسترش شبکه‌های اجتماعی و افزایش وابستگی نسل جوان به این فضاها برای کسب اطلاعات سفر، اینستاگرام به یکی از اصلی‌ترین منابع الهام‌گیری و تصمیم‌سازی در انتخاب مقصدهای گردشگری تبدیل شده است. اینفلوئنسرها به دلیل تولید محتوای مستمر، جذابیت بصری و ایجاد حس اعتماد در میان مخاطبان، نقشی مهم در جهت‌دهی به نگرش و ترجیحات گردشگران جوان ایفا می‌کنند. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش‌شناسی توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی است. جامعه آماری شامل جوانان ۱۸ تا ۳۵ سال شهر زنجان است که تجربه دنبال‌کردن اینفلوئنسرهای گردشگری در اینستاگرام را دارند. داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری و با مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که کیفیت محتوای تصویری، سبک روایتگری، تجربه‌های شخصی اینفلوئنسر و میزان تعامل مخاطبان با محتوا، مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر تغییر نگرش جوانان نسبت به مقاصد گردشگری شهری هستند. نتایج نشان داد که محتوای اینفلوئنسرها باعث بازتعریف تصویر ذهنی جوانان از جاذبه‌های شهری زنجان می‌شود. معرفی جاذبه‌هایی مانند گنبد سلطانیه، مجموعه بازار تاریخی، فضاهای فرهنگی و کافه‌ها از طریق تصاویر باکیفیت و روایتگری شخصی، موجب افزایش جذابیت ادراک‌شده مقصد و ایجاد نگرش مثبت نسبت به سفر به زنجان شده است. علاوه‌براین، سطح اعتماد جوانان به اینفلوئنسرها نقش تعیین‌کننده‌ای در پذیرش پیام و تغییر نگرش آنان دارد. تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که اینفلوئنسرها نه‌تنها نگرش اولیه را تغییر می‌دهند، بلکه تمایل به سفر و قصد بازدید از مقصد را نیز تقویت می‌کنند. در مجموع، اینفلوئنسرهای اینستاگرام به عنوان منبعی مؤثر بر نگرش و تصمیم‌گیری گردشگران جوان عمل می‌کنند و بهره‌گیری از ظرفیت آنان می‌تواند به ارتقای تصویر مقصد و توسعه گردشگری شهری در زنجان کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی فرصت‌ها و چالش‌های به‌کارگیری واقعیت افزوده در صنعت گردشگری با تأکید بر کسب‌وکارهای گردشگری در ایران</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736036.html</link>
      <description>در دو دهه گذشته، شاهد پیشرفت‌های سریع فناورانه و توسعه روزافزون رایانه‌ها، دستگاه‌های دیجیتال و برنامه‌های کاربردی بوده‌ایم. این تحولات، به‌ویژه در حوزه کوچک‌سازی سخت‌افزار و افزایش قدرت پردازش، امکان توسعه فناوری‌هایی را فراهم کرده‌اند که به کاربران اجازه می‌دهند &amp;amp;laquo;واقعیت‌های جدید&amp;amp;raquo; را تجربه کنند. پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی و از نظر هدف، اکتشافی است و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۳ نفر از خبرگان، فعالان صنعت گردشگری و کاربران دارای تجربه عملی در استفاده یا توسعه واقعیت افزوده گردآوری شد. انتخاب مشارکت‌کنندگان به‌صورت قضاوتی&amp;amp;ndash;هدفمند و بر اساس میزان تخصص و ارتباط مستقیم با موضوع پژوهش انجام گرفت و حجم نمونه بر مبنای اصل اشباع نظری تعیین شد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که چالش‌های به‌کارگیری واقعیت افزوده در پنج حوزه اصلی دسته‌بندی می‌شوند: چالش‌های اقتصادی و کسب‌وکار، چالش‌های فناورانه و زیرساختی، چالش‌های مرتبط با ارزش پیشنهادی و تجربه مشتری، چالش‌های نهادی و سیاست‌گذاری، و چالش‌های فرهنگی&amp;amp;ndash;اجتماعی. از سوی دیگر، فرصت‌های شناسایی‌شده در پنج محور اصلی عبارتند از: خلق تجربه‌های احساسی و هیجان‌انگیز، نوآوری در طراحی خدمات و محصولات گردشگری، احیای میراث و روایت فرهنگ بومی، افزایش تعامل و هم‌آفرینی گردشگر، و توانمندسازی آموزشی و یادگیری در مقصد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که علیرغم چالش‌های موجود، واقعیت افزوده می‌تواند به عاملی کلیدی در تحول صنعت گردشگری ایران تبدیل شود. تحقق این ظرفیت مستلزم عزم ملی، سرمایه‌گذاری هوشمندانه، تولید محتوای بومی و همکاری مؤثر میان دولت، صنعت و دانشگاه است. این مطالعه به‌عنوان گامی اولیه در شناخت پتانسیل‌های واقعیت افزوده در گردشگری ایران، می‌تواند مبنایی برای تحقیقات آتی و سیاست‌گذاری‌های کلان در این حوزه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل شبیه‌سازی ترکیبی سناریومحور برای تحلیل تأثیر بازاریابی فیجیتال بر جذب گردشگران مذهبی شهر یزد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736196.html</link>
      <description>با گسترش تعاملات دیجیتال در مراحل پیش از سفر، حین سفر و پس از سفر، سازوکارهای جذب گردشگران مذهبی از الگوهای صرفاً سنتی فاصله گرفته و به رویکردهای یکپارچه فیزیکی - دیجیتال نیاز یافته‌اند. در این چارچوب، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل ترکیبی مبتنی بر شبیه‌سازی سناریومحور، به تحلیل نقش بازاریابی فیجیتال در جذب گردشگران مذهبی شهر یزد می‌پردازد. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از نظر روش، آمیخته (کیفی و کمی) با رویکرد توصیفی - تحلیلی است. در بخش کیفی، محورهای اصلی و فرعی بازاریابی فیجیتال از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی، با روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی گردآوری و به‌وسیله تحلیل مضمون استخراج شد. در بخش کمی، داده‌ها از طریق پرسشنامه و با مشارکت 31 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی مرتبط با حوزه‌های گردشگری، بازاریابی و مدیریت شهری، منتخب به روش نمونه‌گیری هدفمند و قضاوتی، گردآوری شد. عوامل شناسایی‌شده با استفاده از روش دلفی فازی اولویت‌بندی، سناریوها با بهره‌گیری از طراحی آزمایش تاگوچی تدوین و در نهایت، سناریوی مطلوب از طریق مدل‌سازی ترکیبی پویایی سیستم و عامل‌بنیان شبیه‌سازی شد. یافته‌ها نشان داد بازاریابی فیجیتال در جذب گردشگران مذهبی از برهم‌کنش مؤلفه‌های عمدتاً دیجیتال، شامل بازاریابی داده‌محور، محتوایی و شخصی‌سازی‌شده و مؤلفه‌های ناظر بر تعاملات فیزیکی - دیجیتال، شامل بازاریابی مکان‌محور، انسانی، حسی، چریکی و بازاریابی مبتنی بر بخش‌بندی و هدف‌گذاری، تأثیر می‌پذیرد؛ در این میان، بازاریابی داده‌محور بیش‌ترین اثر را بر جذب گردشگران مذهبی نشان داد. همچنین، نتایج شبیه‌سازی نشان داد سناریوی مطلوب، مبتنی بر ترکیب بهینه سطوح اثربخشی مؤلفه‌های شناسایی‌شده، می‌تواند ظرفیت جذب گردشگران مذهبی شهر یزد را در افق زمانی مدل تا حدود 96 درصد نسبت به وضعیت پایه افزایش دهد. در مجموع، چارچوب پیشنهادی می‌تواند با فراهم‌سازی بستری برای تحلیل و پیش‌بینی پیامدهای راهبردهای مختلف بازاریابی فیجیتال، از تصمیم‌گیری آگاهانه در مدیریت مقاصد گردشگری مذهبی پشتیبانی کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوشمندسازی گردشگری ورزشی با فناوری‌های داده‌محور: الگویی برای توسعه پایدار در ایران</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736499.html</link>
      <description>گردشگری ورزشی به عنوان یکی از بخش‌های پویا و درآمدزای صنعت گردشگری، با چالش‌های جدی در ابعاد زیست‌محیطی، اجتماعی-فرهنگی و اقتصادی مواجه است. هوشمندسازی مبتنی بر فناوری‌های نوین مانند اینترنت اشیا، داده‌های بزرگ و هوش مصنوعی، می‌تواند راهگشای توسعه پایدار در این حوزه باشد. با این حال، فقدان مدل بومی متناسب با شرایط ایران، شکاف عمده‌ای در ادبیات پژوهشی ایجاد کرده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه‌ای اشتراوس و کوربین انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۳ خبره (اساتید مدیریت ورزشی، گردشگری و مدیران فناوری اطلاعات) و تحلیل ۳۷ سند علمی جمع‌آوری و در سه مرحله کدگذاری تحلیل گردید. از مجموع ۳۹ کد باز، ۱۲ مفهوم و ۴ مقوله محوری شامل موانع ساختاری و نهادی، محدودیت‌های زیرساختی و فنی، پیامدهای پایدار و راهبردهای تحقق هوشمندسازی استخراج شد. یافته‌ها نشان داد نبود چارچوب نهادی یکپارچه، کمبود بودجه پایدار، ضعف زیرساخت اینترنت و جزیره‌ای بودن داده‌ها از مهم‌ترین موانع هستند، در حالی که کاهش هزینه‌ها، افزایش درآمد، ایجاد اشتغال، حفظ فرهنگ بومی و کاهش آلودگی از مهم‌ترین پیامدهای مثبت می‌باشند. مدل پارادایمی ارائه‌شده اولویت‌بندی سه‌گانه تدوین سند ملی، تخصیص بودجه اختصاصی و ارتقای اینترنت را به عنوان راهبرد کلیدی معرفی می‌کند. پیشنهاد می‌شود وزارت میراث فرهنگی نسبت به تدوین سند ملی گردشگری هوشمند اقدام کرده، بودجه اختصاصی پیش‌بینی نموده و زیرساخت اینترنت را در مقاصد اولویت‌دار ارتقا بخشد. همچنین، توسعه مدل‌های بومی برای بهبود اکوسیستم گردشگری ورزشی هوشمند و انجام پژوهش‌های آتی در زمینه کاربرد فناوری‌های نوین توصیه می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش آثار گردشگری هوشمند بر معیشت پایدار روستایی (مطالعه موردی روستاهای هدف گردشگری شرق استان کرمانشاه)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736555.html</link>
      <description>یکی از راهکارهای مهم برای دستیابی به معیشت پایدار، گردشگری روستایی است که قادر است از طریق کاهش فعالیت های وابسته به زمین توسعه روستایی را محقق سازد. هدف کلی این پژوهش بررسی نقش و اثرات گردشگری به عنوان یک استراتژی معیشت پایدار در جهت توسعه گردشگری در روستاهای مورد مطالعه می باشد. پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی، از نظر شیوه انجام توصیفی، از نوع پیمایش مقطعی و از نظر روش انجام تحلیلی از نوع کتابخانه‌ای و میدانی است که براساس مطالعات اسنادی و به روش میدانی با توزیع پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده صورت گرفته است. جامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق خانوارهای روستایی ساکن در 3 روستای (فش، نجوبران و کندوله)، در شهرستان های (هرسین، صحنه و کنگاور)، استان کرمانشاه می باشند. برای تعیین نمونه مورد نظر در پژوهش حاضر، از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران بر اساس تعداد خانوارهای سه روستای مورد مطالعه برآورد شده است که عدد 259 نفر می باشد. یافته ها نشان داد که شاخص‌های مورد بررسی یعنی سرمایه‌ی انسانی، سرمایه‌ی اجتماعی، سرمایه‌ی مالی، سرمایه‌ی طبیعی، سرمایه‌ی فیزیکی، سرمایه‌ی فرهنگی و سرمایه‌ی نهادی در اثر توسعه‌ی گردشگردی در روستاهای فش، کندوله، نجوبران در وضعیت مناسبی قرار دارد و این بدنی معنی است که توسعه‌ی گردشگردی موجب تقویت سرمایه‌ی انسانی، سرمایه‌ی اجتماعی، سرمایه‌ی مالی، سرمایه‌ی طبیعی، سرمایه‌ی فیزیکی، سرمایه‌ی فرهنگی و سرمایه‌ی نهادی و به تبع آن پایداری معیشت خانوارهای روستایی در این روستاها گردیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مفهومی کارکرد ظرفیت نهادی در فرآیند توسعه یکپارچه گردشگری شهری</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736645.html</link>
      <description>توسعه یکپارچه گردشگری شهری به عنوان رویکردی نوین در برنامه‌ریزی شهری، مستلزم وجود ظرفیت‌های نهادی مناسب برای مدیریت پیچیدگی‌ها و هماهنگی بین بخش‌های مختلف است. این مقاله با هدف تحلیل مفهومی نقش ظرفیت نهادی در تحقق توسعه یکپارچه گردشگری شهری، به بررسی ابعاد، موانع و راهبردهای تقویت این ظرفیت می‌پردازد. ظرفیت نهادی به توانایی نهادها در بسیج منابع، تطبیق با شرایط جدید و هماهنگی بین بازیگران مختلف برای حل مسائل عمومی تعریف می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ظرفیت نهادی دارای ابعاد (قانونی-تنظیمی)، (هنجاری) و (فرهنگی - شناختی) است که هر یک به نوبه خود در موفقیت برنامه‌های توسعه یکپارچه گردشگری شهری نقش دارند. همچنین بر اساس چارچوب هیلی ابعاد تکمیلی شامل منابع دانشی، منابع رابطه‌ای و ظرفیت بسیج‌گری نیز قابل شناسایی است. موانع متعددی از جمله ساختارهای بخشی‌گرا، ضعف هماهنگی بین نهادی، نبود اراده سیاسی پایدار، و محدودیت منابع انسانی و مالی در مسیر تقویت ظرفیت نهادی وجود دارد. برای غلبه بر این موانع، راهبردهایی مانند ظرفیت‌سازی از طریق آزمایشگری نهادی، ایجاد ساختارهای افقی، شبکه‌سازی بین نهادی، و یادگیری خط‌مشی پیشنهاد می‌شود. در پایان، چارچوب مفهومی یکپارچه‌ای برای تحلیل و تقویت ظرفیت نهادی در راستای تحقق توسعه یکپارچه گردشگری شهری ارائه می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاب‌آوری اقلیمی و توسعه پایدار گردشگری شهری (موردمطالعه: شهر همدان)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736721.html</link>
      <description>گردشگری شهری در همدان به دلیل تعامل سه‌گانه مخاطرات اقلیمی فزاینده، الگوهای توسعه ناپایدار و ضعف‌های ساختاری-نهادی حکمرانی، با شکنندگی و ناپایداری فزاینده‌ای مواجه است. پژوهش حاضر باهدف تبیین مدل پارادایمی فرایند تاب‌آوری اقلیمی و توسعه پایدار گردشگری شهری در همدان انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش نظریه داده‌بنیاد با طرح نظام‌مند اشتراوس و کوربین اجرا گردید. داده‌ها از طریق ۳۵ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با نمونه‌گیری هدفمند نظری از ذی‌نفعان کلیدی شامل مسئولان استانداری، شهرداری، میراث‌فرهنگی، محیط‌زیست، اساتید دانشگاه، فعالان بخش خصوصی و نمایندگان جامعه محلی جمع‌آوری و تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز (استخراج ۱۷۴ کد اولیه)، محوری (دسته‌بندی در ۸ مقوله) و انتخابی با استفاده از MAXQDA انجام شد. یافته‌ها به مدل پارادایمی شش‌وجهی شامل شرایط علی (مخاطرات اقلیمی، فشارهای توسعه ناپایدار، ضعف‌های نهادی)، پدیده محوری (فرایند تحقق توسعه پایدار از طریق راهبردهای یکپارچه تاب‌آوری اقلیمی)، زمینه (بستر طبیعی، فرهنگی، اقتصادی-اجتماعی)، شرایط مداخله‌گر (موانع و تسهیل‌کننده‌ها)، پنج دسته راهبرد (انطباقی-کاهش ریسک، حفاظتی-احیایی، نهادی-حکمرانی، توانمندسازی-مشارکتی، دانشی-فناورانه) و پیامدها (حلقه بازخورد مطلوب و نامطلوب) انجامید. نتایج تحلیل کمی با روش تاپسیس نشان داد راهبردهای دانشی-فناورانه با ضریب نزدیکی 1/000 بالاترین اولویت کوتاه‌مدت را دارند، درحالی‌که راهبردهای نهادی-حکمرانی و توانمندسازی-مشارکتی به عنوان پیش‌نیازهای بنیادین تحول بلندمدت شناسایی شدند. پیشنهاد اصلی، ایجاد نهاد هماهنگ‌کننده فرابخشی و توانمندسازی جوامع محلی برای مدیریت مشارکتی جاذبه‌ها است. مدل ارائه‌شده می‌تواند به عنوان ابزار تشخیصی-تحلیلی برای سیاست‌گذاران و برنامه ریزان در همدان و سایر مقاصد تاریخی-طبیعی ایران مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر رهبری مسئولانه بر دلبستگی شغلی در صنعت مهمان‌نوازی: نقش شخصیت مثلث روشن مدیران و هویت نوع‌دوستانه کارکنان</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736722.html</link>
      <description>صنعت مهمان‌نوازی در عصر حاضر با چالش‌های ساختاری نظیر نرخ بالای گردش نیروی کار، کمبود نیروی انسانی ماهر و محیط‌های کاری پراسترس مواجه است که پایداری سازمان‌ها را تحت‌الشعاع قرار داده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین تأثیر پیش‌ایندهای شخصیتی مثلث روشن بر رهبری مسئولانه و پیامد آن بر دلبستگی شغلی کارکنان، با در نظر گرفتن نقش تعدیل‌گر هویت نوع‌دوستانه سازمانی انجام شد. چارچوب نظری مطالعه بر پایه نظریه حفظ منابع استوار است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع توصیفی-همبستگی مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کارکنان و مدیران فعال در هتل‌های ۳ تا ۵ ستاره شهر تبریز بود که از میان آن‌ها ۲۴۲ پرسشنامه معتبر جهت تحلیل نهایی انتخاب گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Smart PLS 4 تحلیل شدند. یافته‌ها حاکی از آن است که ابعاد سه‌گانه شخصیت روشن شامل باور به انسانیت (۱۹۷/۰=&amp;amp;beta;، ۱۵۱/۳t=)، انسان‌گرایی (۲۲۶/۰=&amp;amp;beta;، ۱۵۱/۳t=) و کانت‌گرایی (۱۸۳/۰=&amp;amp;beta;، ۴۹۳/۲t=) تأثیر مثبت و معناداری بر رهبری مسئولانه دارند. همچنین رهبری مسئولانه بر دلبستگی شغلی کارکنان اثر مثبت و معناداری اعمال می‌نماید (۳۱۹/۰=&amp;amp;beta;، ۸۳۳/۵t=) و هویت نوع‌دوستانه سازمانی به‌عنوان تعدیلگر، این رابطه را تقویت می‌کند (۱۴۲/۰=&amp;amp;beta;، ۶۷۶/۳t=). این مطالعه با ارائه نخستین شواهد تجربی از تأثیر مثلث روشن بر رهبری مسئولانه و نقش تقویت‌کننده هویت نوع‌دوستانه در مهمان‌نوازی ایران، راهکارهایی برای گزینش مدیران دارای صفات مثبت و حفظ سرمایه انسانی از طریق نهادینه‌سازی این هویت سازمانی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهبردی گذار مقاصد گردشگری روستایی به مقاصد گردشگری هوشمند با تأکید بر حکمروایی هوشمند : مطالعه موردی: استان قم</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736761.html</link>
      <description>امروزه توسعه هوشمند مقاصد گردشگری از مهمترین مباحثی است که می تواند به رشد و توسعه گردشگری کمک نماید. بر این اساس هدف مطالعه حاضر راهبردهای گذار به مقاصد گردشگری روستایی هوشمند با تاکید بر حکمروایی است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است و از ابزارهای برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک SWOT-QSPM استفاده شد. در این مطالعه 11 روستای هدف گردشگری استان قم به کمک 59 نفر از کارشناسان و خبرگان محلی مورد بررسی قرار گرفت. گردآوری اطلاعات به روش پیمایشی با ابزار پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه های خبرگانی و اسنادی بوده است. نتایج حاصل از ماتریس SWOT نشان داد جایگاه مقاصد گردشگری روستایی هوشمند با تاکید بر حکمروایی در استان با توجه به امتیاز محیط داخلی 914/1و محیط خارجی 906/1 تدافعی است، بدیهی است با توجه به این جایگاه برای دستیابی به حکمروایی هوشمند در مقاصد گردشگری روستایی این استان، کاهش ضعف‌های داخلی جهت کاهش تاثیر تهدیدهای خارجی باید موردتوجه قرار گیرد. در این راستا 8 راهبرد به کمک ماتریس QSPM اولویت بندی شد. راهبرد اول رفع تحریم‌های اقتصادی و سیاسی شورای امنیت سازمان ملل، اتحادیه اروپا و ایالات‌متحده آمریکا و از بین بردن تبعات گسترده آن در عرصه گردشگری است. راهبرد رفع تحریم‌ها اگرچه مهم است، اما در سطح محلی باید با راهبردهای عملی‌تر (زیرساخت، آموزش، شبکه‌سازی) همراه شود تا گذار به مقصد هوشمند واقعاً امکان‌پذیر گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل هوشمندسازی مقصدهای گردشگری استان کرمانشاه با کاربست نظریه داده بنیاد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736762.html</link>
      <description>هدف کلی از انجام این پژوهش ارائه مدلی برای توسعه گردشگری هوشمند در استان کرمانشاه بود. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، کیفی و از لحاظ هدف، کاربردی و با روش نظریه بنیانی به سبک اشتراوس انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه خبرگان در زمینه توسعه گردشگری هوشمند در استان کرمانشاه بود. مشارکت‌کنندگان با استفاده از روش‌های نمونه‌گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند. مرحله جمع‌آوری داده‌ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. که با تعداد 12 نفر اشباع نظری حاصل شد. روش گردآوری داده‌ها شامل بررسی اسناد و مدارک موجود، مصاحبه عمیق انفرادی و یادداشت‌برداری بود. داده‌ها با استفاده از تکنیک کدگذاری سه مرحله‌ای تجزیه‌وتحلیل شدند. بر اساس نتایج، مدل پژوهش متشکل از مؤلفه‌های شرایط علی (از قبیل نیاز به طراحی پلتفرم آنلاین جامع در حوزه گردشگری، نیاز به تسهیل و تسریع در ارائه خدمات گردشگری، نیاز به ارتقای رقابت‌پذیری مقصد، نیاز به مدیریت هوشمند گردشگران، نیاز به بهبود تجربه گردشگر)، شرایط زمینه‌ای (از قبیل توسعه زیرساخت‌های فناورانه، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل هوشمند، فرهنگ‌سازی استفاده از فناوری)، شرایط مداخله‌گر (از قبیل سیاست‌گذاری، مشارکت و حمایت جوامع اجتماعی، توانمندسازی نیرو انسانی، الزامات امنیت و اعتماد دیجیتال و همکاری و تعامل بین سازمان‌های متولی)، راهبردها (از قبیل توسعه خدمات الکترونیکی گردشگری، استفاده از فناوری‌های هوشمند مقصد، استقرار مدیریت داده‌محور گردشگری، تبلیغات و بازاریابی، توسعه گردشگری هوشمند) و پیامدها (از قبیل ارتقای تجربه و رضایت گردشگران، تقویت رقابت‌پذیری مقصد، بهبود مدیریت گردشگری، توسعه نوآوری و کارآفرینی گردشگری، توسعه اجتماعی- اقتصادی) بود. به‌طورکلی، توسعه گردشگری هوشمند نیازمند وجود یک دیدگاه سیستماتیک و کل‌نگر ضمن تعامل و همکاری کلیه دست‌اندرکاران است. این پژوهش پیشنهادهای کاربردی را برای سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان به همراه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی عوامل هوشمندسازی هتل‌ها با رویکرد دیمتل : مطالعه موردی هتلداری ایران</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736803.html</link>
      <description>هوشمندسازی هتل‌ها با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین نظیر اینترنت اشیا (IoT)، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، به یکی از اولویت‌های استراتژیک صنعت هتلداری تبدیل شده است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت‌بندی عوامل کلیدی هوشمندسازی در ارتقای کیفیت خدمات هتلداری ایران انجام شد. پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) در دو مرحله اجرا گردید. در مرحله اول، از طریق مرور نظام‌مند بیش از ۱۵۰ مطالعه، هم‌سنجی با استاندارد ISO 22483:2020 و مصاحبه ساختاریافته به روش تسلط، هشت عامل اصلی استخراج شد. در مرحله دوم، با نظرسنجی از ۲۰ خبره صنعت هتلداری، روابط علّی و معلولی عوامل با تکنیک دیمتل تحلیل گردید. نتایج نشان داد که &amp;amp;laquo;رضایت مشتری&amp;amp;raquo; (R-C=0.532)، &amp;amp;laquo;ایمنی و امنیت&amp;amp;raquo; (R-C=0.242) و &amp;amp;laquo;نظافت و خانه‌داری&amp;amp;raquo; (R-C=0.241) عوامل علّی (تأثیرگذار) هستند. در مقابل، &amp;amp;laquo;پرسنل&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تجهیزات و امکانات&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خدمات غذا و نوشیدنی&amp;amp;raquo; بیشترین تأثیرپذیری (معلولی) را نشان دادند. یافته‌ها حاکی از آن است که سرمایه‌گذاری اولویت‌دار در عوامل علّی می‌تواند بهبود زنجیره‌ای در کیفیت کلی خدمات هتلداری ایجاد کند. این مطالعه چارچوبی علمی برای تصمیم‌گیری مدیران و سرمایه‌گذاران هتل‌های هوشمند فراهم می‌آورد تا هنگام سرمایه‌گذاری در هوشمندسازی هتل‌های ایران اولویت را به معیارهایی نظیر رضایت مشتری و امنیت دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازآفرینی تجربه سفر با واقعیت مجازی: بهبود تعاملات اجتماعی نوجوانان اوتیسم در گردشگری داخلی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736806.html</link>
      <description>گردشگری علاوه بر آثار مثبت آن بر سلامت جسم و روان، به‌عنوان یکی از نیازهای اساسی و تجربه‌های مهم زندگی برای تمامی افراد جامعه تلقی می‌شود. با این حال، این حق اجتماعی در میان افراد دارای معلولیت، به‌ویژه گروه‌هایی مانند افراد دارای اختلال طیف اوتیسم، غالباً نادیده گرفته شده است. نوجوانان اوتیستیک به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد خود، از جمله حساسیت‌های حسی، اضطراب در محیط‌های ناآشنا، دشواری در برقراری ارتباط و چالش در تعاملات اجتماعی، کمتر فرصت حضور و مشارکت در فعالیت‌های گردشگری را می‌یابند. ازاین‌رو، یافتن راهکارهایی که بتواند شرایط را برای تجربه گردشگری ایمن، کنترل‌شده و سازگار با نیازهای آنان فراهم آورد، ضروری است. در این پژوهش تلاش شده است تا با بهره‌گیری از فناوری واقعیت مجازی، به‌عنوان ابزاری نوین و تعاملی، رویکردی برای کاهش مشکلات حسی و اجتماعی نوجوانان دارای اختلال اوتیسم در حوزه گردشگری ارائه شود. روش پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها از طریق پرسشنامه استاندارد اومر و همکاران (2021) گردآوری شد. در مجموع 267 پرسشنامه معتبر جمع‌آوری و داده‌های حاصل با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی(PLS) تحلیل گردید. تحلیل‌های توصیفی با نرم‌افزار SPSS26 و آزمون فرضیه‌ها با نرم‌افزار Smart PLS3 انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که واقعیت مجازی تأثیر مثبت و معناداری بر تقویت تعاملات اجتماعی از طریق بهبود توانایی حفظ فاصله‌گذاری اجتماعی در میان نوجوانان اوتیستیک (در زمینه گردشگری داخلی تهران) دارد. این یافته بیانگر آن است که واقعیت مجازی می‌تواند به‌عنوان بستری ایمن و پیش‌نیاز تجربه گردشگری واقعی عمل کرده و مسیر مشارکت اجتماعی این گروه را هموارتر سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل موثر بر عملکرد هوشمند شرکت‌های گردشگری درعصر دیجیتال</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736807.html</link>
      <description>مقاله حاضر عوامل موثر بر عملکرد هوشمند شرکت‌های گردشگری درعصر دیجیتال را مورد بررسی قرار داده است. این پژوهش باتوجه به هدف از نوع کاربردی بوده و براساس روش از نوع توصیفی- پیمایشی و به صورت کمی می باشد. جامعه آماری این مطالعه مدیران سطوح مختلف کسب وکارهای گردشگری شهر کرمانشاه است که از بین آنها تعداد 110 نفر به عنوان حجم نمونه و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه استاندارد با 46 سوال استفاده شد،که بر اساس روایی محتوایی و روایی سازه و پایایی مرکب و ضریب آلفای کرونباخ اعتبار پرسشنامه سنجیده و مورد تایید قرار گرفت، این پژوهش شامل 7 متغیر قابلیت های پویا(قابلیت‌های بازاریابی دیجیتال، قابلیت‌های هوش مصنوعی و قابلیت‌های هماهنگ‌سازی)،عملکرد هوشمند شرکت های گردشگری، نوآوری تدریجی دیجیتال و ایجاد ترس و واکنش‌های متناقض رفتاری کاربران و برداشت مدیران از نقد و بررسی‌های آنلاین است که روابط بین آنها در قالب یک مدل مفهومی و 9 فرضیه مورد بررسی قرار گرفت، در نهایت به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش، از تحلیل مدل معادلات ساختاری و نرم افزار PLS Smart استفاده شد. یافته ها نشان داد در حالی که قابلیت‌های پویا، هتل‌ها را قادر می‌سازد تا فناوری‌های جدید را حس کرده و به آنها پاسخ دهند، مکانیسم‌های شناختی که از طریق آنها مدیران این قابلیت‌ها را به نوآوری تبدیل می‌کنند، هنوز ناشناخته مانده‌اند، این مطالعه با نشان دادن چگونگی تأثیر ترس ادراک شده توسط مشتری بر تصمیمات نوآوری تدریجی از طریق مکانیسم‌های توجه مدیریتی، نظریه ذینفعان را پیش می‌برد، این مطالعه با ارائه یک چارچوب یکپارچه که قابلیت‌های هماهنگ‌سازی منابع، قابلیت‌های بازاریابی دیجیتال و قابلیت‌های هوش مصنوعی را به عنوان قابلیت‌های پویای مجزا اما مرتبط با هم که عملکرد هوشمند را در شرکت‌های گردشگری هدایت می‌کنند، مفهوم‌سازی می‌کند</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی توسعه روستایی مبتنی بر ایجاد خوشه‌های گردشگری خلاق (مورد پژوهی: شهرستان تفت )</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736808.html</link>
      <description>هدف از پژوهش حاضر، تدوین الگوی توسعه روستایی مبتنی بر ایجاد خوشه‌های گردشگری خلاق در روستاهای منتخب شهرستان تفت بود. این پژوهش از نظر ماهیت، کیفی و از حیث راهبرد پژوهش، مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد با رویکرد نظام‌مند استراوس و کوربین و در چارچوب پارادایم تفسیری انجام شد. گردآوری داده‌ها به‌صورت میدانی و از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساخت‌یافته با ۲۴ نفر از نخبگان شامل مدیران و کارشناسان، دهیاران و اعضای شوراها، مدیران اقامتگاه‌های بوم‌گردی، راهنمایان محلی و اعضای هیئت علمی دانشگاه صورت گرفت. نمونه‌گیری به‌صورت روش گلوله‌برفی انجام شد و فرایند مصاحبه‌ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. در مرحله کدگذاری باز، حدود ۲۲۰ کد استخراج و پس از ادغام و پالایش، ۳۱ مقوله مفهومی شناسایی شد. در مرحله کدگذاری محوری، این مقوله‌ها در قالب الگوی پارادایمی شامل علّی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، پدیده‌های محوری، راهبردها و پیامدها سازماندهی شدند. شرایط علّی شامل دارایی‌های محوری خلاق، آمادگی کالبدی، سرمایه انسانی، تقاضای بازار، اعتماد و مشارکت محلی و ساختارهای حمایتی بود. پدیده محوری پژوهش، &amp;amp;laquo;تدوین و تحقق الگوی توسعه روستایی مبتنی بر خوشه‌های گردشگری خلاق&amp;amp;raquo; شناسایی شد که حول محورهای شبکه‌سازی و هم‌افزایی محلی، اقتصاد و نوآوری خلاق، توسعه ظرفیت انسانی، حکمرانی مشارکتی، حفظ هویت بومی و ارتقای کیفیت تجربه شکل گرفت. شرایط زمینه‌ای شامل ویژگی‌های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سابقه گردشگری و چارچوب‌های نهادی و شرایط مداخله‌گر شامل سیاست‌ها و قوانین، وضعیت اقتصادی کلان، محیط فناوری، نقش نخبگان و شبکه‌های ارتباطی بودند. راهبردهای استخراج‌شده شامل راهبردهای مدیریتی و نهادی، آموزشی و توانمندسازی، بازاریابی و برندسازی، توسعه محصول و نوآوری، حمایت‌های مالی و راهبردهای حفاظت و پایداری است. نتایج نشان داد اجرای این راهبردها پیامدهای مثبتی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و انسانی، فرهنگی و هویتی، نهادی و مدیریتی، محیطی و کالبدی و همچنین ارتقای جایگاه رقابتی روستاها به همراه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل موثر بر برند سازی بافت قدیم شیراز با رویکرد گردشگری خلاق</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_736809.html</link>
      <description>بافت تاریخی اصالت یک فرهنگ را بر دوش دارد که برند شدن آن با رویکرد گردشگری خلاق می‌تواند یک زیست بوم بسیار با اهمیت تلقی شود بدین ترتیب هدف از تحقیق حاضر بررسی عوامل موثر بر برندسازی بافت تاریخی شیراز با رویکرد گردشگری خلاق است. این تحقیق به لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات اکتشافی است و از نظر گرد آوری داده ها توصیفی- میدانی است. تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌های پژوهش توسط نرم‌افزارهای SPSS24 و PLS، براساس پرسشنامه‌های گردآوری شده توسط مشاوران بخش گردشگری، اساتید دانشگاهی، لیدرتور، محققین بافت‌های تاریخی شیراز، مهندسین ناضر بناهای تاریخی و معمار و پژوهشگر فعال در حوزه بافت های تاریخی و گردشگری شهر شیراز می‌باشند که حجم نمونه با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران 88 نفر می‌باشد، ابزار گردآوری داده‌ها از پرسشنامه محقق ساخته برندسازی بافت قدیم شیراز با رویکرد گردشگری خلاق با 36 گویه که دارای روایی و پایایی مورد تأیید می باشد. تحلیل داده ها در دو بخش کیفی و کمی مورد سنجش قرار گرفت. یافته ها نشانگر آن بوده است که بیشترین تأثیر را رویکرد گردشگری خلاق با ضریب 7/0، تصویر مکانی با ضریب 5/0، فرهنگ مکانی با ضریب بتا 6/0، هویت مکانی با ضریب 12/0، بر برندسازی تاثیرگذار است. در نتیجه با تقویت حس مکان با طراحی متناسب و بازسازی فضای شهری از طریق خلاقیت فرهنگی نیز می توان به برند شدن بافت قدیم شیراز کمک نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی استقرار هوش مصنوعی در بازاریابی داده‌محور و مدیریت مقاصد گردشگری شهری با بهره‌گیری از رویکرد آینده‌پژوهی (مورد پژوهی: شهر کرمانشاه)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737000.html</link>
      <description>در دهه اخیر، گردشگری به صنعتی داده‌محور و هوشمند تبدیل شده است که هوش مصنوعی در آن نقش محوری در بازاریابی شخصی‌سازی‌شده، مدیریت مقصد و بهبود تجربه گردشگر ایفا نموده است. با این حال، استقرار این فناوری در مقاصد با محدودیت‌های نهادی و زیرساختی، با عدم‌قطعیت‌های بالایی همراه است. پژوهش حاضر با رویکرد آینده‌پژوهی و روش ترکیبی کیفی-کمی، به امکان‌سنجی استقرار هوش مصنوعی در بازاریابی داده‌محور و مدیریت مقصد گردشگری شهری کرمانشاه پرداخته است. در گام نخست، از طریق مرور ادبیات و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ خبره بر اساس معیار اشباع نظری، ۳۸ عامل مؤثر شناسایی شد. سپس با تحلیل ساختاری میک‌مک، پیشران‌های کلیدی شامل سرمایه‌گذاری در زیرساخت دیجیتال، کیفیت داده‌ها، سیاست‌گذاری حمایتی و سواد دیجیتال شناسایی شدند. در ادامه، دو عدم‌قطعیت بحرانی شامل سطح حمایت نهادی و سرعت تحول فناوری هوش مصنوعی نیز استخراج گردید. بر اساس این عدم‌قطعیت‌ها، چهار سناریوی آینده تدوین شد که سناریوی محتمل‌تر توسعه جزیره‌ای و ناهماهنگ فناوری هوشمند است. یافته‌ها نشان می‌دهند که کرمانشاه از پتانسیل بالایی برای گردشگری هوشمند برخوردار است، اما بدون تقویت هماهنگ زیرساخت‌ها، حکمرانی داده و ظرفیت انسانی، از تحول دیجیتال عقب خواهد ماند. پژوهش حاضر بر ضرورت گذار از رویکردهای واکنشی به آینده‌نگر تأکید دارد و رهیافت‌ها و الزامات سیاستی برای تحقق گردشگری هوشمند یکپارچه در کرمانشاه ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین سازوکارهای خلق، تخریب و نا‌آفرینی ارزش در اکوسیستم گردشگری آنلاین مبتنی بر منطق خدمات‌محور</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737044.html</link>
      <description>تحول دیجیتال و گسترش پلتفرم‌های گردشگری آنلاین، فرایند شکل‌گیری ارزش در صنعت گردشگری را از الگوهای سنتی به تعاملات شبکه‌ای و مبتنی بر اکوسیستم خدماتی تغییر داده است. بر مبنای منطق خدمات محور، ارزش در بستر تعاملات و یکپارچه‌سازی منابع میان بازیگران اکوسیستم شکل می‌گیرد. با این حال، تعاملات دیجیتال همواره به خلق ارزش منجر نمی‌شوند و ممکن است به هم‌تخریبی ارزش یا نیافرینی ارزش بینجامند. پژوهش حاضر با هدف تبیین سازوکارهای خلق، تخریب و نیافرینی ارزش در اکوسیستم گردشگری آنلاین انجام شد.این پژوهش از نظر هدف، توسعه‌ای و از نظر روش، کیفی ـ اکتشافی است که با استفاده از روش فراترکیب تحلیل مضمون، ISM و در نهایت MICMAC انجام شد. در مرحله فراترکیب، مطالعات مرتبط با هم‌آفرینی ارزش، هم‌تخریبی ارزش، نیافرینی ارزش و گردشگری دیجیتال به‌صورت نظام‌مند بررسی و تحلیل شدند. سپس متغیرها و مؤلفه‌های استخراج‌شده از طریق تحلیل MICMAC ارزیابی شدند.نتایج نشان داد که &amp;amp;laquo;درگیری مشارکتی مشتری&amp;amp;raquo; مهم‌ترین متغیر پیشران و &amp;amp;laquo;یکپارچگی منابع دیجیتال&amp;amp;raquo; متغیر مرکزی مدل است. همچنین &amp;amp;laquo;کیفیت تعاملات پلتفرمی&amp;amp;raquo; نقش تنظیم‌کننده در جهت‌دهی به پیامدهای ارزش ایفا می‌کند. یافته‌ها نشان داد که کیفیت تعاملات و نحوه یکپارچه‌سازی منابع دیجیتال تعیین می‌کند که اکوسیستم به سمت هم‌آفرینی ارزش، هم‌تخریبی ارزش یا نیافرینی ارزش حرکت کند. با توجه به نتایج این پژوهش می توان مدل استخراج شده را در خلق، تخریب یا نیافرینی ارزش شناسایی کرده و از این طریق وفاداری فعال مشتریان را به جای وفاداری منفعل برای سازمان به ارمغان آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی پیشران‌های توسعۀ گردشگری هوشمند در ایران</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737394.html</link>
      <description>گردشگری هوشمند به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رویکردهای نوین توسعۀ صنعت گردشگری، نقش قابل‌توجهی در ارتقای رقابت‌پذیری مقاصد، بهبود کیفیت خدمات و افزایش رضایت گردشگران ایفا می‌کند. باوجود ظرفیت‌های گستردۀ گردشگری در ایران، توسعۀ این حوزه با چالش‌های متعددی مواجه بوده و شناخت عوامل پیشران‌ به‌عنوان یک ضرورت علمی و مدیریتی مطرح است. هدف پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل پیشران‌‌های توسعۀ گردشگری هوشمند در ایران و ارائۀ مدلی بومی در این زمینه است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش ترکیبی (متوالی_اکتشافی) است. در مرحلۀ کیفی، شاخص‌های اولیه با استفاده از تحلیل محتوای متون علمی استخراج شد. در مرحلۀ کمی، مدل پیشنهادی با بهره‌گیری از روش دلفی سه‌ مرحله‌ای و نظر 34 نفر از خبرگان حوزۀ گردشگری هوشمند اعتبارسنجی و پالایش گردید. نمونه‌گیری به ‌صورت هدفمند و گلوله ‌برفی انجام شد و پایایی نتایج از طریق ضریب توافق خبرگان مورد تأیید قرار گرفت.نتایج پژوهش نشان داد پیشران‌های توسعۀ گردشگری هوشمند در ایران در قالب هفت بٌعد اصلی شامل: زیرساخت‌های سخت‌افزاری، زیرساخت‌های نرم‌افزاری، عوامل مالی و اقتصادی، مدیریت منابع انسانی، توسعۀ پایدار و محیط‌زیست، سیاست‌گذاری و حمایت‌های دولت، بازاریابی و تبلیغات هوشمند قابل طبقه‌بندی هستند. بیشترین میزان توافق خبرگان مربوط به زیرساخت‌های فناوری و حمایت‌های سیاستی بوده است.توسعۀ گردشگری هوشمند در ایران نیازمند رویکردی یکپارچه مبتنی‌بر توسعۀ زیرساخت‌ها، توانمندسازی منابع انسانی، حمایت‌های نهادی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین است. مدل ارائه ‌شده می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی راهبردی در صنعت گردشگری کشور مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوشمندسازی مقاصد گردشگری ورزشی: نقش متاورس در توسعۀ مقصد</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737417.html</link>
      <description>با گسترش فناوری‌های دیجیتال پیشرفته، مفهوم هوشمندسازی مقصد به یکی از کانون‌های اصلی پژوهش در گردشگری ورزشی تبدیل شده است. هدف این مطالعه، تبیین نقش متاورس در فرآیند هوشمندسازی و توسعۀ مقاصد گردشگری ورزشی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر تحلیل موضوعی انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه‌ای در حوزه‌های گردشگری ورزشی، مدیریت بازاریابی و رسانه‌های ورزشی بودند که با استفاده از نمونه‌گیری گلوله‌برفی و تا دستیابی به اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با بهره‌گیری از نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد متاورس از طریق خلق تجربیات ورزشی هوشمند و غوطه‌ور، ارتقای جذابیت و تصویر مقصد، تقویت برندسازی مقصد، تنوع‌بخشی به جریان‌های درآمدی، نوآوری در خدمات گردشگری، توسعه شبکه‌های ذی‌نفعان، تسهیل مدیریت هوشمند مقصد و توجه به ملاحظات زیست‌محیطی، نقش معناداری در توسعۀ مقاصد گردشگری ورزشی ایفا می‌کند. این کارکردها در قالب ۲۰ مضمون اصلی و ۸۲ مضمون فرعی شناسایی و دسته‌بندی شدند. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد متاورس به‌عنوان یک فناوری نوظهور، می‌تواند به‌مثابۀ یک توانمندساز کلیدی در هوشمندسازی مقاصد گردشگری ورزشی عمل کند. بهره‌برداری راهبردی از قابلیت‌های متاورس، نظیر تجربیات مجازی تعاملی، پلتفرم‌های هوشمند برندسازی و سیستم‌های مدیریت دیجیتال، می‌تواند آگاهی از مقصد را افزایش داده، تجربۀ بازدیدکنندگان را غنا بخشد و رقابت‌پذیری مقاصد را در مسیر توسعۀ پایدار تقویت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی نقش فناوری‌های نوین الکترونیکی در توسعه بوم‌گردی (مورد مطالعه: صنعت گردشگری استان کرمان)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737668.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی نقش یکپارچه فناوری‌های نوین الکترونیکی شامل زیرساخت‌های تجارت سیار، مدیریت تبلیغات الکترونیک، مدیریت ارتباط با مشتری، زیرساخت‌های نرم‌افزاری و بازاریابی محتوایی در توسعه بوم‌گردی استان کرمان انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی مدیران اقامتگاه‌های بوم‌گردی فعال در استان کرمان بود که از میان آن‌ها ۱۷۲ نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده‌های خام پژوهش با استفاده از پرسشنامه استاندارد جمع‌آوری شد و در نهایت از طریق مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) با نرم‌افزار AMOS مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌های حاصل از پژوهش نشان داد که تمامی پنج پیشایند مذکور، تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه بوم‌گردی دارند. در این میان، زیرساخت‌های تجارت سیار با ضریب بتای ۰.۴۹ و زیرساخت‌های نرم‌افزاری با ضریب بتای ۰.۴۲، به ترتیب قوی‌ترین تأثیر مستقیم و مثبت را بر متغیر وابسته داشتند. نتایج حاکی از آن است که موفقیت در توسعه بوم‌گردی هوشمند، بیش از آنکه حاصل استفاده از ابزارهای دیجیتال جزیره‌ای و پراکنده باشد، در گرو ایجاد یک اکوسیستم دیجیتال هماهنگ، منسجم و یکپارچه است که بر پایه‌های فنی استوار بوده و از طریق استراتژی‌های ارتباطی هوشمند محقق می‌شود. با توجه به محدودیت بستر جغرافیایی این پژوهش در استان کرمان، تقویت پهنای باند شبکه و بومی‌سازی سیستم‌های رزرواسیون موبایل در گام نخست برای مقاصد مشابه توصیه می‌شود، هرچند تعمیم‌پذیری یافته‌ها مستلزم بررسی‌های بیشتر در بسترهای جغرافیایی و فرهنگی دیگر است. یافته‌های تجربی این تحقیق می‌تواند راهکارهای مفیدی را در اختیار سیاست‌گذاران و مدیران این صنعت قرار دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تأثیر تحریم‌های اقتصادی بر زون‌های گردشگری ایران با روش‌های تصمیم گیری چند معیاره</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737743.html</link>
      <description>گردشگری یکی از فعالیت‌های پویای اقتصادی است. این پژوهش باهدف ارزیابی تأثیر ناهمگن تحریم‌ها بر هفت زون گردشگری ایران (شمال، شمال غرب، شمال شرق، غرب، مرکزی، جنوب غرب و جنوب شرق) و محاسبه وزن معیارهای مؤثر در این تأثیرپذیری انجام‌شده است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و ماهیت آن کاربردی است. داده‌ها به‌روش کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری‌شده و سال 2019 به‌عنوان سال پایه انتخاب شد. وزن دهی معیارها با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله‌مراتبی گروهی (AHP) و نرم‌افزار Expert Choice انجام گرفت. نظرات ۳۲ نفر از خبرگان (شامل اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان ارشد سازمان میراث فرهنگی و فعالان صنعت گردشگری) با استفاده از تکنیک دلفی در دو دور جمع‌آوری و اجماع حاصل شد. رتبه‌بندی نهایی زون‌ها بر اساس میزان تأثیرپذیری از تحریم‌ها با مدل VIKOR انجام گرفت. نتایج نشان داد که معیار &amp;amp;laquo;تبلیغات و بازاریابی&amp;amp;raquo; با وزن 34/0بیشترین و معیار &amp;amp;laquo;جاذبه&amp;amp;raquo; با وزن 16/0 کمترین اهمیت را در تاب‌آوری گردشگری در شرایط تحریم دارند. یافته‌های مدل VIKOR نشان می‌دهد زون شمال (شمالی) با مقدار 0 کمترین تأثیر را از تحریم‌ها پذیرفته است. این تاب‌آوری به‌جای وابستگی به گردشگری بین‌المللی، مبتنی بر اقتصاد گردشگری داخلی (تمرکز جمعیت و سرمایه در تهران، جاذبه‌های دریای خزر و جایگزینی سفرهای خارجی گران شده با سفرهای داخلی) است. در مقابل، زون‌های جنوب شرق (مقدار 1) و جنوب غرب بیشترین تأثیر را متحمل شده‌اند که به دلیل پیشینه محرومیت تاریخی، ضعف زیرساخت‌ها، نرخ بالای بیکاری و وابستگی شدید به سرمایه‌گذاری‌های دولتی است که با اعمال تحریم‌ها و کاهش منابع ارزی، عملاً فلج شده است. نتیجه‌گیری نهایی آنکه تأثیر تحریم‌ها بر صنعت گردشگری ایران یکسان و همگن نیست و زون‌های شمالی و شمال غرب (با بهره‌مندی از هم‌جواری مرزی و گردشگری درمانی) تاب‌آوری بیشتری داشته‌اند، درحالی‌که زون‌های جنوب شرق و جنوب غرب نیازمند اولویت‌بندی در سیاست‌های حمایتی و سرمایه‌گذاری مقاومتی هستند</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل محرک گردشگری خلاق بر توسعه شهری (نمونه موردی: شهر بیرجند)</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_737788.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل محرک گردشگری خلاق بر توسعه شهری بیرجند انجام شده است. این مطالعه کاربردی با رویکرد کیفی و ابزار مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۲۵ نفر از اساتید و کارشناسان (نمونه‌گیری هدفمند) صورت گرفت و داده‌ها با روش گراندد تئوری و کدگذاری سه‌گانه تحلیل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد گردشگری خلاق در بیرجند برآیند تعامل سه دسته‌عامل است: عوامل علی (سرمایه‌ی انسانی خلاق و میراث فرهنگی ناملموس)، عوامل زمینه‌ای (اقتصاد ضعیف، موقعیت حاشیه‌ای و خلأ سرگرمی‌های مدرن) و عوامل مداخله‌گر که در دو سوی بازدارنده (رویکرد محافظه‌کارانه‌ی میراث فرهنگی، کمبود بودجه، مهاجرت نخبگان) و تسهیل‌گر (شبکه‌های اجتماعی و اثر دوگانه‌ی کرونا) طبقه‌بندی شدند. راهکارهای عملیاتی در پنج محور دبیرخانه‌ی شهر خلاق، پنجره‌ی واحد مجوزدهی، رویدادسازی سالانه، مرمت خلاق بافت تاریخی با مشارکت سه‌گانه و صندوق اعتبارات خرد تدوین گردید که پیامدهایی چون اشتغال پایدار، احیای بافت فرسوده، کاهش مهاجرت نخبگان و افزایش ماندگاری گردشگر را به‌دنبال خواهد داشت. نوآوری پژوهش در ارائه‌ی الگویی بومی از گردشگری خلاق برای شهرهای میانی و حاشیه‌ای است که برخلاف کلان‌شهرها، نه از زیرساخت‌های فیزیکی، بلکه از سرمایه‌ی انسانی و میراث ناملموس نشأت می‌گیرد. این یافته رویه‌های رایج برنامه‌ریزی شهری را به‌چالش می‌کشد و نشان می‌دهد با اتکا به داشته‌های نامرئی می‌توان بر تنگناهای مالی فائق آمد. تحقق این راهکارها نیازمند گذار از مدیریت سنتی به حکمروایی خلاق است. نقش دوگانه‌ی کرونا نیز ضرورت تاب‌آوری گردشگری دیجیتال را برای بحران‌های آینده برجسته می‌سازد. این پژوهش با تأکید بر مردم‌محوری و رویدادمحوری به‌جای جاذبه‌های مادی، الگویی قابل‌تعمیم برای شهرهای مشابه ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری نظام‌مند بر راهبردهای پسابحران مقاصد گردشگری: چارچوبی مفهومی در تاب‌آوری و بازیابی</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_738247.html</link>
      <description>بازاریابی مقصد پس از بحران به یکی از رویکردهای کلیدی برای بازیابی مقاصد گردشگری، بازسازی تصویر مقصد و احیای تقاضای گردشگران تبدیل ‌شده است. با وجود رشد قابل ‌توجه مطالعات مرتبط با مدیریت بحران و بازاریابی گردشگری، هنوز چارچوبی مفهومی و یکپارچه برای تبیین راهبردهای بازاریابی مقصد پس از بحران ارائه نشده است. از‌این‌رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی، تحلیل و سنتز نظام‌مند راهبردهای بازاریابی مقصد پس از بحران انجام شد. این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام‌مند ادبیات و بر اساس دستورالعمل PRISMA انجام گرفت. مطالعات از پایگاه‌های Scopus و Web of Science استخراج شدند و Google Scholar صرفاً به‌عنوان منبع تکمیلی برای کاهش احتمال از دست رفتن مطالعات مرتبط مورد استفاده قرار گرفت. از میان 17,953 رکورد اولیه، پس از حذف موارد تکراری، غربالگری عنوان، چکیده و متن کامل و اعمال معیارهای ورود و خروج، 59 مطالعه برای تحلیل نهایی انتخاب شد. سپس داده‌های استخراج‌ شده از طریق سنتز موضوعی و تحلیل کتاب‌سنجی مبتنی بر نرم‌افزار VOSviewer تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که ادبیات این حوزه طی دو دهه گذشته از تمرکز بر مدیریت تصویر مقصد به سمت رویکردهای جامع‌تر شامل بازاریابی دیجیتال، اعتمادسازی، مدیریت تقاضا و تاب‌آوری مقصد تحول ‌یافته است. همچنین، سنتز موضوعی مطالعات به ارائه چارچوبی مفهومی متشکل از پنج بعد اصلی شامل مدیریت تصویر و ارتباطات، راهبردهای دیجیتال و فناوری‌محور، اعتمادسازی و ایمنی، راهبردهای بازار و تقاضا، و تاب‌آوری و سازگاری منجر شد. این چارچوب با یکپارچه‌سازی مطالعات پراکنده پیشین، سهم نظری پژوهش را در توسعه ادبیات بازاریابی مقصد پس از بحران تقویت کرده و می‌تواند مبنایی برای پژوهش‌های آینده و طراحی راهبردهای بازاریابی مقاصد گردشگری در شرایط پس از بحران باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی الگوهای ذهنی ذی‌نفعان درباره تحول دیجیتال در گردشگری ورزشی: یک مطالعه با روش‌شناسی کیو</title>
      <link>https://tmsse.vru.ac.ir/article_738248.html</link>
      <description>تحول دیجیتال به یکی از محرک‌های اصلی توسعه گردشگری ورزشی تبدیل شده است، اما موفقیت آن تنها به فناوری وابسته نیست و به نحوه ادراک و تفسیر ذی‌نفعان نیز بستگی دارد. با وجود گسترش مطالعات تحول دیجیتال، بیشتر پژوهش‌ها بر پذیرش فناوری، عوامل سازمانی یا پیامدهای عملکردی تمرکز داشته‌اند و درباره الگوهای ذهنی ذی‌نفعان شواهد محدودی وجود دارد. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگوهای ذهنی ذی‌نفعان درباره تحول دیجیتال در گردشگری ورزشی با استفاده از روش‌شناسی Q انجام شد. این پژوهش با بهره‌گیری از روش‌شناسی Q و تحلیل عاملی Q انجام گرفت. فضای گفتمانی پژوهش از طریق مرور نظام‌مند ادبیات و اخذ نظر خبرگان تدوین و مجموعه Q شامل 40 گزاره طراحی شد. سپس 10 نفر از خبرگان حوزه گردشگری ورزشی و تحول دیجیتال در فرایند Q-sort مشارکت کردند و داده‌ها با استفاده از تحلیل عاملی Q و چرخش واریماکس تحلیل شدند. نتایج تحلیل به استخراج چهار الگوی ذهنی متمایز منجر شد که در مجموع 29/59 درصد از واریانس کل را تبیین کردند. این الگوها شامل: (1) تحول دیجیتال به‌مثابه فرصت فناورانه، (2) تحول دیجیتال به‌مثابه چالش ساختاری، (3) تحول دیجیتال به‌مثابه ضرورتی مدیریتی و راهبردی، و (4) تحول دیجیتال به‌مثابه پدیده‌ای پیچیده و مشروط بودند. یافته‌ها نشان داد که ادراک ذی‌نفعان از تحول دیجیتال ماهیتی ناهمگون داشته و تحت تأثیر نگرش‌های فناورانه، الزامات نهادی و ملاحظات مدیریتی شکل می‌گیرد. بر این اساس، اثربخشی سیاست‌ها و برنامه‌های تحول دیجیتال در گردشگری ورزشی مستلزم شناسایی و لحاظ کردن تفاوت‌های شناختی میان گروه‌های ذی‌نفع و تدوین راهبردهای متناسب با هر الگوی ذهنی است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
